رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

خدای مهربون خودت بهم بگو

بهشتت کجای این جهنمه؟؟

  • Like 6
ارسال شده در

چرا همه بدنم میپره

 

  • icon_razz.gif
     
     

از پا شروع شده رسیده به چشم و لب

 

  • icon_razz.gif
     

  • Like 9
ارسال شده در

خــــــدايـــــا...

 

آغوشت را امشب به من می دهی ؟

 

برایِ گفتن!چیزی ندارم

 

اما برای ِ شنفتن ِ حرفهایِ تو گوش بسیار . .

 

می شود من بغض کنم

 

تو بگویی :

 

مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی . .

 

 

می شود من بگویم خدایا ؟

  • Like 5
ارسال شده در

بچه که بودیم ؛

میدانستیم هر وقت گم شدیم ،

باید سر جایمان بمانیم تا پیدایمان کنند !

مدتهاست ایستاده ام ....

کسی مراپیدا نمی کند ... !!!:hanghead:

  • Like 7
ارسال شده در

بعضی اتفاقا ت هست که نتیجش دست خودمون نیست

آیا کسی هست به سمت خوشحالیمون سوقشون بده؟

 

اگه هست

 

کمک کن

 

کمک ...

  • Like 14
ارسال شده در

آدمی که تو تنهایی عادت داشت غصه ی دیگران رو بخوره ، الان تو تنهایی دقیقا همونایی که غصشون رو می خورد ، تنهاش گذاشتن ...:sigh:

  • Like 17
ارسال شده در

عاشق این تکه شعرم

:sigh:

نه من سراغ شعر می‌روم، نه شعر از منِ ساده سراغی گرفته است،تنها در تو به حيرت می‌نگرم ر‌یرا

،هرگز تا بدين پايه عاشق نبوده‌ام

پس اگر اين سکوت ،تکوين خواناترين ترانه‌ی من است

،تنها مرا زمزمه کن ای ساده، ای صبور!

حالا از همه‌ی اينها گذشته،

بگو: راستی در آن دور دستِ گمشده آيا هنوز کودکی با دو چشمِ خيس و درشت، مرا می‌نگرد؟!

 

می‌توانم کنار تو باشم و باز بی آواز از راز اين همه همهمه بگذرم

من از پیِ زبانِ پوسيدگان نخواهم رفت

تنها منم که در خواب اين هم زمستانِ لنگر نشين،

هی بهارْبهار ... برای باغ بابونه آرزو می‌کنم.

حالا همين شوقِ بی‌قيمت و قاعده،همين حدود رويا و رفتنِ از پی نور، ما را بس،

تا بر اقليم شقايق و خيالِ پروانه پادشاهی کنيم:hanghead:

  • Like 16
ارسال شده در

دوستان خوبم مــــــــــــژده مـــــــــــــــــژده :w02:

 

به دلیل توجه مدیران به کاربران گرامی

سعی بر آن شده در دوماه باقی مانده تابستانه و تعطیلات ، اوقات فراغت خود را با سرگرمیهای سالم پر کنید

بازی مهیج و سرگرم کننده ی بگرد و پیداش کن :w02:

کدوم نام کاربری واسه کدوم دوسته :w02:

 

بنده فعلا موفق شدم فرنوش ، داداش مهدی ، مینا و همین حالام بعد از چند روز امین رو پیدا کنم :ws28:

  • Like 19
ارسال شده در

احساس میکنم سرم کلاه رفته. مامانم منو استخدام کرده که کارهای خونه رو انجام بدم، در ازاش اون بهم حقوق بده ولی احساس میکنم سرم کلاه رفته. هرروز دارم غذا میپزم و ظرف میشورم. دستم زبر شده. پَد انگشت شستم رو کلا بریدم با چاقو. :|

  • Like 15
ارسال شده در

یعنی دقیقا زمانی که با پشتیبانی اینترنتم برای پایین بودن سرعت تماس میگیرم (حالا یا آنلاین یا تلفنی)سرعتم خوب میشه...الان گفتن یه نرم افزار برای کنترل از راه دور دانلود و نصب کنم ...سرعت دانلود خیلی خوب بود و خب من دانلود رو متوقف کردم..با این سرعت خوب من چی بگم بهشون؟نمیگن خانوم شما الان سرعتتون خیلی خوبه .....:banel_smiley_4:

قبل از این داشتم دانلود میکردم سرعتم در حد 4-10 کیلوبایت بود که شد 480 ....

  • Like 16
ارسال شده در

آدم های کنارم ، مثل جـــــمعه می مانند ...

 

معلوم نمی کند فرد هستند یا زوج ...

 

پر از ابهامند ...

  • Like 15
ارسال شده در

بچه خیلی باحالین...:whistle:

اسمتونو عوض میکنین...چرا آواتارتونم تغییر میدین؟!!!!!:icon_pf (34):

موندیم کی به کیه:ws3:

paeeze رو از رو امضاش شناختم:banel_smiley_4:

"عشقی که زندگی میبخشد":banel_smiley_4:

:banel_smiley_4:

  • Like 10
ارسال شده در

جدیدا نود درصد پستهای تو اینجا شده در مورد اسم بچه ها...:ws3:

چه روز جالب پر اتفاقی بود امروز:ws37:

  • Like 7
ارسال شده در

پسر عمویی دارم اهل جبهه و جنگ و جهاد بود ، اهل روزه داری و نماز شب ، اهل خدا و پیغمبر و قرآن ، چشم و چراغ خانواده ، 12 سال پیش بورسیه شد برای کانادا ، چند وقت پیش یکی از دوستان عازم کانادا بود و اتفاقا شهری که پسر عمو اونجا ساکنه این دوست ما نه مذهبیه نه بی ایمان ولی خب اعتقادی به اون شدت نداره ، خلاصه معرفی کردیم به پسر عمو که احساس غربت نکنه ، چند روز پیش با دوستم حرف میزدیم میگفت این پسرعموت واقعا ایرانیه ؟ چطور اجازه میده زن و دخترش با لباس های دو تکه بگردن ؟ البته میدونستم ولی این نظر دوستم جالب بود ، خلاصه پسرعمو جان اون جهد و جهاد رو به چند فروختی ؟ به ثمن بخس؟

  • Like 7
ارسال شده در

کنارم گذاشتی که تلخم کنی؟

هه!

شرابی میشوم ناب...حسرتم را بخور

  • Like 18
ارسال شده در

من امشب خیلی خوشحالم:hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil:

 

از سال 89 منتظر همچین روزی بودم :hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil:

 

 

اصن یه وضعی:w14::w14::w14::w14::w14:

 

 

احساساتم تو قالب کلمه و شکلک نمیگنجه :sad0:

 

خدایا خیلی خوبی مرسی :icon_gol:

  • Like 17
ارسال شده در

امروز داشتم میرفتم بیرون یه بچه گربه خیلی لاغر دنبالم افتاده بود هی برمیگشتم وامیستاد باز میرفتم دنبالم میومد خلاصه رفتم از سوپری یه پاکت خامه گرفتم باز کردم جلوش گذاشتم بیچاره نمیدونست چطوری بخوره ، کاش تو این ماه رمضونی با حیواناتم مهربون باشیم:ws37:

  • Like 18
ارسال شده در

چقدر حس بدیه نتونی بعضیارو دوس داشته باشی493117_depresse.gif

  • Like 12
ارسال شده در

بابام چندوقتیه عجیب احساس تنهایی می کنه خداجون خودت کمکم کن توان انجام اون کاری رو که می خوام داشته باشم، فقط کمی صبروتحمل بهم ببخش

  • Like 10
ارسال شده در

پایانی برای قصه ها نیست!!

 

نه بره ها گرگ میشوند

نه گرگ ها سیر...

خسته ام از جنس قلابی ادمها....

دار میزنم خاطرات کسی را که مرا دور زده ،

حالم خوب است

 

اما گذشته ام درد میکند...

همین

  • Like 11
×
×
  • اضافه کردن...