nasim184 12256 ارسال شده در 16 مهر، 2013 خــــــدايـــــا... آغوشت را امشب به من می دهی ؟ برایِ گفتن!چیزی ندارم اما برای ِ شنفتن ِ حرفهایِ تو گوش بسیار . . می شود من بغض کنم تو بگویی : مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی . . می شود من بگویم خدایا ؟ 5
nasim184 12256 ارسال شده در 16 مهر، 2013 بچه که بودیم ؛ میدانستیم هر وقت گم شدیم ، باید سر جایمان بمانیم تا پیدایمان کنند ! مدتهاست ایستاده ام .... کسی مراپیدا نمی کند ... !!! 7
آریودخت 43941 ارسال شده در 16 مهر، 2013 بعضی اتفاقا ت هست که نتیجش دست خودمون نیست آیا کسی هست به سمت خوشحالیمون سوقشون بده؟ اگه هست کمک کن کمک ... 14
Mahnaz.D 61917 ارسال شده در 17 مهر، 2013 آدمی که تو تنهایی عادت داشت غصه ی دیگران رو بخوره ، الان تو تنهایی دقیقا همونایی که غصشون رو می خورد ، تنهاش گذاشتن ... 17
شقایق31 40377 ارسال شده در 17 مهر، 2013 عاشق این تکه شعرم نه من سراغ شعر میروم، نه شعر از منِ ساده سراغی گرفته است،تنها در تو به حيرت مینگرم ریرا ،هرگز تا بدين پايه عاشق نبودهام پس اگر اين سکوت ،تکوين خواناترين ترانهی من است ،تنها مرا زمزمه کن ای ساده، ای صبور! حالا از همهی اينها گذشته، بگو: راستی در آن دور دستِ گمشده آيا هنوز کودکی با دو چشمِ خيس و درشت، مرا مینگرد؟! میتوانم کنار تو باشم و باز بی آواز از راز اين همه همهمه بگذرم من از پیِ زبانِ پوسيدگان نخواهم رفت تنها منم که در خواب اين هم زمستانِ لنگر نشين، هی بهارْبهار ... برای باغ بابونه آرزو میکنم. حالا همين شوقِ بیقيمت و قاعده،همين حدود رويا و رفتنِ از پی نور، ما را بس، تا بر اقليم شقايق و خيالِ پروانه پادشاهی کنيم 16
آریودخت 43941 ارسال شده در 17 مهر، 2013 دوستان خوبم مــــــــــــژده مـــــــــــــــــژده به دلیل توجه مدیران به کاربران گرامی سعی بر آن شده در دوماه باقی مانده تابستانه و تعطیلات ، اوقات فراغت خود را با سرگرمیهای سالم پر کنید بازی مهیج و سرگرم کننده ی بگرد و پیداش کن کدوم نام کاربری واسه کدوم دوسته بنده فعلا موفق شدم فرنوش ، داداش مهدی ، مینا و همین حالام بعد از چند روز امین رو پیدا کنم 19
viviyan 12431 ارسال شده در 17 مهر، 2013 احساس میکنم سرم کلاه رفته. مامانم منو استخدام کرده که کارهای خونه رو انجام بدم، در ازاش اون بهم حقوق بده ولی احساس میکنم سرم کلاه رفته. هرروز دارم غذا میپزم و ظرف میشورم. دستم زبر شده. پَد انگشت شستم رو کلا بریدم با چاقو. :| 15
hasti1988 22046 ارسال شده در 17 مهر، 2013 یعنی دقیقا زمانی که با پشتیبانی اینترنتم برای پایین بودن سرعت تماس میگیرم (حالا یا آنلاین یا تلفنی)سرعتم خوب میشه...الان گفتن یه نرم افزار برای کنترل از راه دور دانلود و نصب کنم ...سرعت دانلود خیلی خوب بود و خب من دانلود رو متوقف کردم..با این سرعت خوب من چی بگم بهشون؟نمیگن خانوم شما الان سرعتتون خیلی خوبه ..... قبل از این داشتم دانلود میکردم سرعتم در حد 4-10 کیلوبایت بود که شد 480 .... 16
H O P E 34652 ارسال شده در 17 مهر، 2013 آدم های کنارم ، مثل جـــــمعه می مانند ... معلوم نمی کند فرد هستند یا زوج ... پر از ابهامند ... 15
دل مانده 7714 ارسال شده در 17 مهر، 2013 بچه خیلی باحالین... اسمتونو عوض میکنین...چرا آواتارتونم تغییر میدین؟!!!!!:icon_pf (34): موندیم کی به کیه paeeze رو از رو امضاش شناختم "عشقی که زندگی میبخشد":banel_smiley_4: 10
haniye.a 5626 ارسال شده در 17 مهر، 2013 جدیدا نود درصد پستهای تو اینجا شده در مورد اسم بچه ها... چه روز جالب پر اتفاقی بود امروز 7
Lean 56968 ارسال شده در 17 مهر، 2013 پسر عمویی دارم اهل جبهه و جنگ و جهاد بود ، اهل روزه داری و نماز شب ، اهل خدا و پیغمبر و قرآن ، چشم و چراغ خانواده ، 12 سال پیش بورسیه شد برای کانادا ، چند وقت پیش یکی از دوستان عازم کانادا بود و اتفاقا شهری که پسر عمو اونجا ساکنه این دوست ما نه مذهبیه نه بی ایمان ولی خب اعتقادی به اون شدت نداره ، خلاصه معرفی کردیم به پسر عمو که احساس غربت نکنه ، چند روز پیش با دوستم حرف میزدیم میگفت این پسرعموت واقعا ایرانیه ؟ چطور اجازه میده زن و دخترش با لباس های دو تکه بگردن ؟ البته میدونستم ولی این نظر دوستم جالب بود ، خلاصه پسرعمو جان اون جهد و جهاد رو به چند فروختی ؟ به ثمن بخس؟ 7
seyed mehdi hoseyni 27119 ارسال شده در 17 مهر، 2013 کنارم گذاشتی که تلخم کنی؟ هه! شرابی میشوم ناب...حسرتم را بخور 18
3Tilla 3844 ارسال شده در 17 مهر، 2013 من امشب خیلی خوشحالم:hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil: از سال 89 منتظر همچین روزی بودم :hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil::hapydancsmil: اصن یه وضعی:w14::w14::w14::w14::w14: احساساتم تو قالب کلمه و شکلک نمیگنجه خدایا خیلی خوبی مرسی 17
Lean 56968 ارسال شده در 17 مهر، 2013 امروز داشتم میرفتم بیرون یه بچه گربه خیلی لاغر دنبالم افتاده بود هی برمیگشتم وامیستاد باز میرفتم دنبالم میومد خلاصه رفتم از سوپری یه پاکت خامه گرفتم باز کردم جلوش گذاشتم بیچاره نمیدونست چطوری بخوره ، کاش تو این ماه رمضونی با حیواناتم مهربون باشیم 18
minoo_mn 1740 ارسال شده در 17 مهر، 2013 بابام چندوقتیه عجیب احساس تنهایی می کنه خداجون خودت کمکم کن توان انجام اون کاری رو که می خوام داشته باشم، فقط کمی صبروتحمل بهم ببخش 10
دختر باران 18625 ارسال شده در 17 مهر، 2013 پایانی برای قصه ها نیست!! نه بره ها گرگ میشوند نه گرگ ها سیر... خسته ام از جنس قلابی ادمها.... دار میزنم خاطرات کسی را که مرا دور زده ، حالم خوب است اما گذشته ام درد میکند... همین 11
ارسال های توصیه شده