H O P E 34655 ارسال شده در 9 فروردین، 2013 دلم برای نیمکتای مدرسه تنگ شده ... برای مسخره بازی هایی که زنگای تفریح در میاوردیم ... برا وقتایی که بخاطر برف تعطیل میشدیم و انگار دنیا رو بهمون میدادن ... رای کمین کردن واسه خیس کردن تخته پاک کن و به این بهونه حداقل یه ربع جیم شدن از کلاس ... واسه دهه فجر و روز معلم و امثالهم که همه امیدمون به پیچیده شدن کلاسا بخاطر جشن بود ... خدایــــــــــا، دلم دلخوشی های ساده و بی ریا میخواد ... مثل زمون مدرسه ... همون وقتا که به هر چیز چرت و ساده ای می خندیدیم و دلمون شاد میشد بخاطر چیزای بچگونه ... خدایــــــــا ... دلم دوستامو میخواد ... دوستای واقعیم ... 18
pesare irani 41807 ارسال شده در 9 فروردین، 2013 ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺩﺧﺘــــﺮﯼ ﮐﻪ ... ﻣﯿﻔﻬﻤﻪ ﺟﯿﺐ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺵ ﺧﺎﻟﯿﻪ؛ ﯾﻬـﻮ ﻫﻮﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﻪ !♥ 13
آریودخت 43941 ارسال شده در 9 فروردین، 2013 شاید اونی که میخوای نیستم اما اونی که نشون میدم هستم من از خودم راضیم و این خیلی ارومم میکنه 13
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 9 فروردین، 2013 بعضي وقتا ميرم تاپيكايي كه يه روزي به عشق اونا ميومدم انجمن! اما حالا وقتي اسمشونو ميبينم يه لبخند ميزنم و با خودم ميگم:يادش بخير!... يه روزي برام چه صفايي داشت...فقط لبخند ميزنم!حتي حس اينكه بعضياشونو باز كنمو ندارم... خيلي وقت نيست عضوم ولي...خاطراتي اينجا داشتم داره منو خفه مي كنه!!! دلم گذشته رو ميخواد!اون روزا كه... حسرت ساده ترين اتفاقات... 12
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 9 فروردین، 2013 ميدوني برا من فلسفه اين تشكر چيه؟ اينكه ديده ميشي!اينكه خونده ميشي!... ... آدما دلشون ميخواد فقط يه سري آدماي مشخص اونا رو ببينن!!! اگه منو ميخوني ازم تشكر كن!...نگاه به اسمم نكن و تشكر بزن!من فهم تورو ميخوام!!!نه تشكر تورو!!! ... اين پست مصداق زندگيه!!!ميگيري چي ميگم!!! 12
judyabott 8886 ارسال شده در 10 فروردین، 2013 هر روز که میگذره میبینی چقد خودت بزرگتر شدی و مشکلاتی و سختی هایی که داشتی ایقد الکی شده واست که بهشون میخندی ولی خدا رو شکر ... امیدمون به توئه خدا 10
آریودخت 43941 ارسال شده در 10 فروردین، 2013 خدای بزرگ ، میگن هرکاری میکنی یه حکمتی توشه و ضرری واسه انسان نیس بلکه منفعته خدایا همون موقع یکم از حکمتتو به من انسانه ناچیزم نشون بده که وقتی فک میکنم درده دلم آروم شه و بدونم اشتباه فک کردم 10
sahar 91 9480 ارسال شده در 10 فروردین، 2013 برات نوشتم... نوشتم و نوشتم... ولی نتونستم برات بفرستم ! ذخیره کردمش تو موبایلم ... که شاید یه روزی... یه وقتی... یه جایی بهت نشون بدم ... که می خواستم جوابتو چی بدم ولی چی دادم !!! همیشه نمیشه اونی که تو دلته رو بگی . 10
Matin H-d 18147 ارسال شده در 10 فروردین، 2013 تاحــــــالا انفـــــــــد دلم برا مامان بزرگم تنگ نشده بود که بخواد گریه م بگیره... خدا رحمتش کنه زود رفت 16
p mehdi q 6226 ارسال شده در 10 فروردین، 2013 تهران صبر کرد و صبر کرد تا بالاخره امشب یک بادی اومدو همه ی آلودگی ها رو برد... پس چرا من هر چی صبر میکنم آلوده و آلوده تر میشم؟ باد جان کجایی؟ 16
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 10 فروردین، 2013 [h=5] دردناکترین انتظار انتظاریه که قهر میکنی اما دلت رو با خودت نمیبری با هر مسج با هر تلفن با هر صدا بر میگردی که شاید اون غرور لعنتیش رو کنار بذاره و برای یکبارم شده ببینی چقدر برات ارزش قائله چقدر دوستت داره چقدر برای ادامه رابطه تلاش میکنه اما امان از وقتی که بفهمی اونقدر که اون برات مهم بوده تو براش مهم نبودی.... [/h] 17
آریودخت 43941 ارسال شده در 11 فروردین، 2013 امروز دلم پر از درده ، یکی از دردناکترین روزای عمرم تنهام و غمگین من اشک میریزم از بار غمی که دارم به دوش میکشم ، آسمونم با من داره گریه میکنه ، انگار اونم فهمیده چه غم بزرگیه خدایا بهم صبر بده ، صبر عیوب میخوام شهادت امام حسن ، رحلت حضرت رسول ، فوت عزیزم ، غم نفسم ، چه روز عجیبیه 16
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 11 فروردین، 2013 چقدر بده كه نگاه بعضي آدما بهم رابطه مستقيمي داره با جنسيت من! من قبل از اينكه يه دختر باشم، يه انسانم!!!اينو بفهم انسان!!! 16
*sepid* 9772 ارسال شده در 11 فروردین، 2013 دلـــم بــرای خـــودم هــــمـــونی کــه قــبـلا بــودم تــنــــگــــ شــــده 13
- Nahal - 47858 ارسال شده در 11 فروردین، 2013 خــــداجونم من رو ببین . . . باشه؟؟؟ قول بده . . . تا حالا اصراری نکردم برای هیچی . . . اما این بار . . . 14
آریودخت 43941 ارسال شده در 11 فروردین، 2013 میگم خدا من یه بندهی گنهکار و ناچیزم ولی با جوونا زیاد دوستم مخصوصا اینجا که همه هم جوونن، هر کسی مشکلی داره ، مشکلات همه واسه خودشون خیلی خیلی سخته شاید از مشکلات خودم زیاد گریه نکنم اما درد هر کدوم از این جوونا رو که میشنوم و میبینم و میبینم چه عاجزانه ازت خواهش میکنن ساعتها اشک میریزم ، شاید همپاشون خدایا من دلم ریش میشه تو که مهربون و بزرگی چطو دلت میاد اینا اینجور مشکل داشته باشن و سختی بکشن و تو ببینی ؟ موندم تو حکمتت 11
Saba Heidari 14145 ارسال شده در 11 فروردین، 2013 خدایا میبینی؟؟؟؟؟؟؟ خیالت راحت شد؟ ببین؟ منم، صبا. یادته منو؟ چقدر گریه کردم،التماست کردم. نگام کن......... الان پیشه توعه؟ حالش خوبه؟ حواست بهش باشه ها. زود سرما میخوره، حواست باشه بهش، چای خیلی دوست داره، عاشق فصل تابستونه حواست بهش باشه. سینوزیتش تو سرما اود میکنه سردرد میگیره حواست باشه. انار دوست داره. از ستاره ها خوشش میاد، شباشو پر ستاره کن. دیگه سفارش نکنما. حواست بهش باشه، هواشو داشته باش 11
poor!a 15131 ارسال شده در 11 فروردین، 2013 یکی از فانتزیامم اینه که برم بانک با اسلحه دوتا تیر هوایی بزنم بگم :دستا بالا شرتا پایین بعد هر هر بخندم و فرار کنم منگولم خودتی .. 7
EOS 14529 ارسال شده در 11 فروردین، 2013 امروز با تک تک وجودم معنی عشق رو فهمیدم وقتی من بعد از 20 و اندی سال نمی دونستم روی بدنم نشونه ای دارم و اما اون می دونست .....آره ؛من رو بهتر از خودم می شناخت وقتی با لب خندون و دل گریون توی جمع حاضر شدم و آهسته و با چشمایی پر از نگرانی بهم خیره شد و گفت "چرا باز دلت غصه داره؟" وقتی بهش دروغ گفتم و فهمید، اما به روم نیاورد و با لبخند ازم گذشت وقتی من براش صدا بلند می کنم و اون بغلم می کنه وقتی از یک ساعت دیر اومدنم شهری رو به هم ریخت وقتی از زمانی که کنارش نیستم تا زمانی که برمیگردم پیشش مدام برام دلشوره داره وقتی از در وارد می شم و بوسه گرمش مهمون گونه های سردم می شه وقتی سرم داد می زنه و چشمای خودش پر اشک می شه وقتی توی زندگی هم سپر بلام می شه هم کوه پشت سرم وقتی من بهش لجبازی هام . عصبانیت هام . گریه هام . غصه هام . مشکلاتم رو می دم اما اون در ازاش همیشه عشق و محبت و مهربونی و خنده ها و شادی هاش رو نثارم می کنه وقتی عمرش رو تمام زندگیش رو صرف من می کنه وقتی با من می خوره با من می خوابه با من درس می خونه و حتی با من حتی نفس می کشه وقتی ازش دور می شم و سر از بیمارستان درمیاره آره ..... وقتی تمام این ها رو می بینم می فهمم عشق یعنی چی عشق یعنی مامانم یعنی کسی که من دل نداده برام جون می ده کسی که بدون هیچ چشمداشتی دوستم داره کسی که تا آخر عمر باهام می مونه حتی اگه بدترین آدم روی زمین باشم کسی که با همه خوب و بدم باز هم با افتخار سرش رو بالا می گیره و می گه این دختر منه کسی که به معنای واقعی می شه گفت من رو می خواد فقط و فقط به خاطر خودم اما ..... کمترین سهم رو از عشق من می بره می دونی چرا ؟ چون همیشه و همه جا هست ... همیشه بدون این که تو درخواست کنی دستت رو گرفته .... بدون این که تو بفهمی سپر بلات شده ... همیشه بدون این که ازت توقع داشته باشه بیشترین علاقه اش رو به پات ریخته ... اما همین همیشه بودن باعث شده تو نبینیش واقعا آدم بی لیاقتی هستم که منبع عشق رو این قدر نزدیک کنارم دارم و دلبسته دیگرانی می شم که فکر می کنم دوستم دارن یا براشون خودزنی می کنم که خواهانم بشن خیلی دوستش دارم ...می دونم که هیچ وقت هیچ کس رو به این اندازه دوست نداشته ام و نخواهم داشت ...... اما می دونم که باز هم این علاقه به عشق اون نسبت به من نمی رسه اما همیشه و همیشه ... و امروز بیش از همیشه .... آرزو می کنم که اگر روزی قرار شد تو نباشی امیدوارم یه روز جلوتر من زندگی رو وداع بگم ..... که حاضر نیستم توی این دنیا بی تو زندگی کنم 10
hasti1988 22046 ارسال شده در 12 فروردین، 2013 این کتاب هم ازونایی هستش که نمیخوام بخونم ولی چون شروع کردم باید تمومش کنم....... نمیخوام بخونم.....نمیخواااااااام...... من سفرنامه نمیخواستم بخونم خب.....جنس ضعیف اوریانا فالاچی ..برخلاف کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد ....خستگی سفرش رو هم به آدم انتقال میده....بهتر بود به جای رمان تو دسته سفرنامه طبقه بندیش میکردن...... ماجرای این کتاب هم شد مثل جاهایی از زندگی که نمیخواهیم باشیم...یا کارهایی که نمیخواهیم بکنیم یا........ ولی از سر ناچاری بنابه هر دلیلی باید مسیر رو ادامه بدیم..... امشب 3 شب هست که خوندنش رو شروع کردم..هر کتابی بود 2 شبه تموم شده بود.... 14
ارسالهای توصیه شده