Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 17 آذر، 2012 بعضی آدما که سره راهت سبز می شن عین یه راه می مونن.... بعضی ها هم بی راهه و مثل یه علف هرزی که سره راهت سبز شدن 13
گـنـجـشـک 24371 ارسال شده در 17 آذر، 2012 لپ تاپی که اول هفته قیمتش 1.860 تومن بود ، امروز شده2.250 :4564: 21
not found 16275 ارسال شده در 17 آذر، 2012 امروز خیلی ناراحتم خیلی! هرکاری میکنم خالی نمیشم!:w74: این موجود ... جلو دستم بود.... بازم حرصم خالی نمیشد:4564: 14
.Apameh 25173 ارسال شده در 17 آذر، 2012 دلم گرفته خیلی... نمیدونم چم شده ... خدا دیگه انگار انگیزه برا زندگی ندارم.... لعنتی 16
- Nahal - 47858 ارسال شده در 17 آذر، 2012 کــــلافه که باشی .... با یک حرفم بهم می ریزی ..... چقدر بده کلافگی .... و چقدر بدتر اینکه دور و بری هات نفهمن کلافه ای ... 24
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 17 آذر، 2012 گاهي وقتا خيلي دوست دارم برا حماقت هاي خودم گريه كنم...اما...فقط يه لبخند مضحك زينت بخش لبام ميشه!!! 13
شقایق31 40377 ارسال شده در 17 آذر، 2012 یعنی مزخرف تر از 91 سال وجود نداره هر روزش یه جور این زمونه من رو چرخوند تابستون و بهارم که به فنا رفت امیدوارم حداقل پاییز خوبی داشته باشم استرس تو این چند ماه اسفالتم کرد:icon_razz: دلم به پاییزش خوشه که فعلا ظاهرا با فلج موقتی پای چپم روبرو شدم 20
pari daryayi 22938 ارسال شده در 17 آذر، 2012 هنوزم نمی دونم جنگیدن تو میدونی که بازنده از قبل مشخصه، جسارته یا حماقت!!؟ هنوزم نمی دونم چرا با بالا رفتن قیمت همه چیز، جای اعتراض،دل سنگ زیاد میشه؟! هنوزم نمی دونم چرا سهم ما از به دنیا اومدن تو این همه کشور دنیا، شد ایران؟ هنوزم نمی دونم...!؟! کسی هست که بدونه؟! 20
سارا-افشار 36440 ارسال شده در 17 آذر، 2012 یه زمونی از جلو هر مغازه ای رد میشدی جمله بفرمایید رو میشنیدی اما الان وقتی میخوای سر جنس بنجل چینی که به خاطر بالا رفتن دلار چن برابر قیمتش کردن چونه بزنی خیلی راحت و رک فروشنده میگه همینی که هس خریداری بخر وگرنه بفرما سوالی که همیشه برام سواله این مغازه های پاساژها و مراکز خرید گرون قیمت که شاید در هفته دو تا مشتری هم ندارن چطور پول اجاره (رهن ) مغازه رو میدن ؟ مشتریان خاص شون مگه در هفته چن بار از اینا خرید می کنن ؟ آیاااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟ 21
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 17 آذر، 2012 تو شهر كوچيك بندري ما يه امام زاده هست خيلي قديمه، بعد مردم كنارش مرده هاشون را قبر ميكردن كه طي ساليان دراز ظرفيتش كم كم پر شد در نتيجه قيمت زمين براي قبر بالا رفت تا اينكه تقريبا ده سال قبل يه سيد بدبخت بيچاره كه وقتي زنده بود كسي اسمشو نمي دونست فوت كرد دوتا ادم پول دار يك قبر و بارگاهي برارش ساختن بيرون شهر كه بيا وببين بعد اونجا شد قبرستان دوم البته هنوز هم تو قبرستان اول به زحمت جا پيدا ميشه ولي چون اونجا باكلاس تر و جديد تر مشتري پيدا كرده الان يه خيابون كشيدن از امام زاده به ارامگاه اون سيد بي نوا و اسمش را گذاشتن خيابان" حرم تا حرم "...حالا اين وسط اسلام بدرد خيلي ها خورد به قول رضا مارمولك و زمين دار شدن مخصوصا اونهايي كه در راه رضاي خدا براي سيد ارامگاه زدن. 13
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 17 آذر، 2012 گاهي وقتا فكر ميكنم همه دور يه تنگ،سطل، ديگ، تشت يا هرچي شبيه اينا ولي بزرگ به اسم نوانديشان جمع شديم داريم ثانيه هاي زندگيمون را سر ميكشيم البته با ني ...خيليم خوشحاليم.. 20
پیرهاید 10193 ارسال شده در 17 آذر، 2012 چند ساعت گذشته ، گذشت از روز میلادم و چاه ژرف زندگی من عمیق تر میشود روزگاریست عجیب که برای آرامشم در این روز میلاد باید بر سایه ی بیدی بخرامم که قلبش لانه ی پرندگان است ، خدا شانه به گیسوانش میکشد لمس زیبای نگاه شاعرانه ی تو را در این عصر میلاد چقدر مبهم میخواهم مقداری و حدی و جایی و منظری و هیچ و هیچ در وصف نیاید ما دل سپرده به چیزی هستیم که حشمتش ازلیست نه کالبد آدمی نیاید و گرچه چون آدم آمد و رفت اما میخواهمش بی پروا پس از او جای دارد گرانبهایان زندگی هائد گونه ام ، حتی خود ِ خاصت تلخی اگر به شیرینی ذات میل شود ، قند مکرر است آری 4
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 18 آذر، 2012 جعبه جعبه استخون و غم پرچمای بی باد کودکی نسل ما رو به قرنطینه فرستاد.... 17
سارا-افشار 36440 ارسال شده در 18 آذر، 2012 هیچوقت مثل الانم دلتنگ نبودم هیچوقت مثل الانم با تموم وجودم یکی رو نمی خواستم هیچوقت اینقدر براش دیوونه نشده بودم هیچوقت اینقدر کسی رو دوس نداشتم هیچوقت اینقدر دلم برا صداش تنگ نشده بود برا آغوشش برا عصبانیتش برا همه چیزیش کلمه "مامان" میدونی یعنی چییییییییی؟ تو رو جون هرکی دوست نداری نگو لوسم نگو دارم ادا درمیارم اگه بدونی "مامان" یعنی چی می فهمی الان چی میگم و چه حسی از دوریش دارم قفس افتاده برجانم 25
.Apameh 25173 ارسال شده در 18 آذر، 2012 دلتنگم... دلگرفته ام... دلگیرم .. دل پرم... فقط کسی میفهمه حرفامو که دل داشته باشه....... 12
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 18 آذر، 2012 2 هفته پیش که سرما خورده بودم و گوشم عفونت کرده بود رفتم کلینیک....20 دلار دادم برای ویزیت.... از 2 روز پیش باز گوشم درد می کنه.... دیروز صندوق پست رو باز کردم دیدم 100 دلار برام فیش اومده در ادامه ی همون 20 دلاری که دادم....تازه با بیمه که هر ماه اینقد داریم پولشو می دیم.... درد دارم تازه باید اینهمه پول هم بکنم تو حلقومشون 17
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 18 آذر، 2012 :w63:تنها 3 روز تا بازگشايي دانشگاه ها فرصت باقيست!!!:w63: :icon_pf (34):از اين لحظات گرانمايه تابستاني حداكثر بهره را ببريد دوستان من:icon_pf (34): ستاد كوفت كردن روزهاي پاياني تعطيلات تابستاني 19
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 18 آذر، 2012 هاله حیدری : روز "دختر" در ایران را گرامی نمی داریم! ما تفاوتی میان واژه های "دختر" و "زن" نمی دانیم و هرگز از این دو کلمه در کنار هم استفاده نکرده ایم. تفاوت میان دختر و زن از فرهنگ های قدیم مردسالارانه در بسیاری از کشورها آمده است که با مرور زمان و یک به یک در کشورها برچیده میشود. به عنوان مثال کشور فرانسه در ماه های گذشته کلمه دوشیزه (مادمازل) را نیز از فرم های رسمی خود حذف کرده و اعلام کرد زن و مرد تنه در فرم ها باقی خواهد ماند. تفکیک واژه های دختر و زن رویه ای با گرایش مردسالارانه، سنتی و خطرناک است که باید در بازنشر آنان توجه ویژه صورت بپذیرد. در تقویم رسمی امروز ایران این دو روز جداگانه آورده شده است! در زمان های قدیم برای نشان دادن باکره بودن یا نبودن زنان، و دخالت در این خصوصی ترین موارد انسانیت، آنها را با کلماتی اینچنین خطاب و طیقه بندی میکردند، در صورتی که این تفاوت ها، با این معنایی که برای زنان بکار برده میشد برای مردان وجود نداشته است. نه تنها روز دختر!، روز زن!، روز مادر! در تقویم رسمی، بلکه تمام روزانه هایی که بر زنان ظلم مضاعف میشود باید قابل توجه باشند. پ ن : دخترا لطفا آگاه باشین!! حداقل خودتو به همدیگه این روز رو تبریک نگید :icon_pf (34): 13
sadafv 6585 ارسال شده در 18 آذر، 2012 چه روزهای خوبی دارم الان!اصلا دوست ندارم مهر بیاد من دوباره برم یونی!ولی به هر حال نمی شه کاریش کرد دیگه! تصمیم دارم زین پس با انگیزه تر عمل کنم دیگه خستگی نمی کارم که خستگی درو کنم خدا جون شکرت بابت مقاله ای که accept نشد،واقعا نمی تونستم اتفاقات بعدیشو تحمل کنم...شکرت که هر روز موقعیتای بیشتری واسه یادگیری واسم پیش میاد مرسی خدا جون :hapydancsmil: 18
~M~O~J~ مهمان ارسال شده در 18 آذر، 2012 [h=6]چه فرقی میکنه بگم یا نگم ! وقتی کلا اشتباه میشنوی منو ...[/h]
ارسالهای توصیه شده