شقایق31 40377 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 تا حالا شده یه خواب خیلی بد ببینید من خودم به شخصه از خواب هام میترسم اکثرا هم تعبیر میشه البته اون خوباش تعبیر نمیشه ها هر چی بد و مصیبته تعبیر میشه:icon_razz: دیشب یه خوابی دیدم خیلی طولانی و دنباله دار بود اخرای خوابم یکی و که نمیدیدمش و حتی صداش هم برام اشنا نبود اومد یه دعایی و بهم داد گفت این و بخون من هم تو خواب با صدای بلند میخوندم گفت فقط تا دوشنبه هفته دیگه وقت داری هفته دیگه دوشنبه روز مرگته و رفتنی هستی از خواب پریدم دیدم موقع اذانه و از همه جالب تر این بود که بیدار شدم اون دعا یادم بود ولی بعد از نیم ساعت یادم رفت متاسفانه من قبل از اینکه عزیزام و به هر نحوی از دست دادم خواب میبینم نمیدونم این خواب چه تعبیری داره ولی در کل خیلی اشفته و دپرسم کرد یادمه تو یه تاپیکی که سوال کرده بودن اگر بگن فردا میمیری چکار میکنی؟ من گفتم هیچی خیلی ریلکس هستم ولی الان حرف و پس میگیرم راستش همش نگرانم جون عزیزی هم عالمی داره ها هیچی دیگه همین خواستم یکم اروم بشم اومدم درد و دل کردم 23
azarafrooz 14221 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 کاش انسانها همان قدر که از ارتفاع میترسیدند , از "پستی" هم میترسیدند!! 13
.Yaprak 15749 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 خدایا یک مقامی، چیزی به ما تو این انجمن بده که رفیق آدم تو رو به ارشدا نفروشه 8
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 سه سال پیش این تاریخ، چه روزی بود....چه حالی شده بودیم از شنیدن نتایح انتخابات! و چه سالهای عجیب و متفاوتی رو تجربه کردیم...خداییش زندگی بدجور انگشت شصتش رو به ما دهه شصتیا نشون داده! هرچی میخوایم فروتنی کنیم به روی خودمون نیاریم نمیشه....! هیچ چیز این دوران حتی به با صفحه ها نوشته و انشا به وصف در نمیان! گفتن نداره به خدا!! 19
goddess_s 16415 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 دوره افتادم دارم واسه تولدم همه ی بچه های دبیرستانمو جمع میکنم دعا کنید که بتونم همشونو پیدا کنم :hapydancsmil: چی بشه اگه بشههههههههههههههههههههه :hapydancsmil: 14
.Yaprak 15749 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 بد نیست این ارشدا و قدیمی هام مثله این تازه واردا کمی فروتن و افتاده حال باشن در تشکر زدن فقط خودشونو تحویل میگیرن یکی درمیون فقط به دوستاشون تشکر میزنن 15
Yuhana 12780 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 دوستان تازه وارد و جدید بدانید و آگاه باشید که انقد توی این انجمن تاپیک و موضوعات مختلف ایجاد میشه که تا دلتون بخواد میتونین امتیاز بگیرید. فرت فرت تشکر زدن زیر هر پست هنر نیست ، تواضع رو هم نشون نمیده ، دوستی رو هم نشون نمیده ؛ فقط باعث میشه نتونیم پست مفید رو از غیر مفید تشخیص بدیم دوستانه ازتون میخوام پست هایی که مرتبط با موضوع تاپیک هست رو تشکر بزنید کپی پیستها جایی در این تاپیک ندارن "دیشب باباتو دیدم آیداها " جایی در این تاپیک ندارن وقتی تشکر میشه از این نوع پست ها همین میشه که میبینین! تشکر نزدن هم دشمنی و فخر فروختن رو نشون نمیده یک خواهش دوستانه دیگه : به صرف گرفتن تشکر هر پستی رو اینجا نزنین. من گفتم دیگه مشکل این تاپیک داشتن امکان تشکر هست 20
pesare irani 41807 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 راست میگه دیگه تشکر نکنید ببینید هنوز یه دقیقه نشده دو نفر تشکر کردن ازش 3
.Yaprak 15749 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 منظور من از اون نوشته گرفتن امتیاز نبود اینجا اون یکه به راحتی میتونی بگیری همین امتیازه ولی خدایش اگه نگاه کنید بعضیاتون میاید برا کسایی که میشناسید تو همین تاپیک امتیاز میزنید ولی اونی که تازه کاربره نه خدایش ضایع است 9
dear.angel 1314 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 کاش تموم ادمای دنیا بوووووووووووویی از صداقت میبردند و دروغ و ریا و ناروزدن ...........نبود 11
poor!a 15131 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 شنگولیه زیاد به من نمیاد هر باری کبکم خروس خونده زارت یه چیزی افتاده تو کاسم به قار قار افتادم کبکم کلاغ خونده خدایا دوروزه رو به راه شده همه چی این تن بمیره خرابش نکن خودم نوکرتم این سری اخری دهنم اتوبان شداااا دیدی که خودت ؟ یا تعریف کنم خوابت برده بود وسطاش ؟ دمت گرم اقایی 13
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 12 شهریور، 2012 بس کنید ترو سر جد و آبادتون دیگه کشش بحثهای بچگونه رو ندارم 8
شقایق31 40377 ارسال شده در 13 شهریور، 2012 نمیدونم بچه بودم چقدر و چند بار با مامان اینا بد حرف زدم ولی الان میفهمم اگر بد حرف زدم واقعا کار زشتی کردم یه جورایی تو مایه های غلط کرو و شکر خوردم و اینا امروز علی موقع صبحونه میگه مامان پنیر بیار گفتم باشه بعد مامان کره گفتم باشه بعد مامان مربا گفتم باشه بار چهرم گفت مامان برام پنیر بیار تموم شد گفتم دستم بنده برو بردار با صدای بلند به من میگه مگه تو برام چیکار میکنی تو اصلا کاری نمیکنی یعنی اشک تو چشمم جمع شد این چندمین بار بود همچین حرفی زد و با خنده جواب دادم ولی پررو شد راستش منم ایندفعه کوتاه نیومدم جارو برقی و دادم دستش گفتم من هر روز کل خونه رو جارو میکنم امروز وظیفه توئه شاکی شد ولی جارو کرد تو دستشویی وایتکس ریختم گفتم حالا برو اونجا رو بشور من هر روز میشورم اتاقش و مرتب نکردم گفتم بعدش میری اتاقت و تمیز میکنی بعدش ظرفهای ناهار و میشوری بعدش گردگیری هال و اتاقها رو انجام میدی خلاصه تا شب براش تمام کارایی که خودم انجام میدادم و لیست نوشتم فعلا داره انجام میده ولی دلم شکست بچه ها همیشه ناراضین از پدر و مادراشون و همیشه زبونشون درازه چقدر نوشتم خواستم سبک بشه دلم ولی ظاهرا چشمام سبک شد و دلم سنگین تر شد! شاید درک کردن حرفام برای مجردا سخت باشه ولی ادم تا پدر و مادر نباشه نمیتونه این حس و درک کنه 28
dear.angel 1314 ارسال شده در 13 شهریور، 2012 نمیدونم دو روزه چه مرگم شده اشوبی تو دلم افتاده که دلم داره مثل سیرو سرکه میجوشه این چراش و نمیدونم یه حس انتظار کشیدن بهم دست داده روزا نمیگذره این دو روز ها امروزام نمیگذره کاش بود که باهاش گپ میزدام بلکه یکم ارامش بهم میداد همه چی داره اوار میشه تو سرم صبحم تو دانشگاه با یه دختر فلفل خودشم از اون قرمزا و زهر ها دعوام شد دختره ایکبیری رو دادام پر روشده مشنگ خدا اخر عاقبت روزمو به خیر کنه اینجا هم نوشتهام اما همون احساس کوفتی رو دارم 7
NEGARi 9387 ارسال شده در 13 شهریور، 2012 اينايی ک جديداً هر نوع تاپيکی رو به گند ميکشن،,,, ب سيبيل عمشون اعتقاد دارن آيا؟ 11
- Nahal - 47858 ارسال شده در 13 شهریور، 2012 کودک درونم رو گم کردم . . . اونقدر باهاش بداخلاق بودم که گم شده . . . دلم براش خیلی تنگ شده . . . 13
ارسالهای توصیه شده