mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 حس غریبی دارم این روزها، و پرم از تضادهای رنگ وا رنگ! هم آرامم؛ هم بی قرار... هم شادم؛ هم غمین... هم صبورم و هم بی تاب...! و بیش از همه ی این ها دلتنگم... ! روزها می گذرند و من، «فقط» بی قرار می شوم ... و دلتنگ... چیزی ست در من، که فریاد می زند تمام «وجودم» را ... اما... این بغض ِ در گلو نشسته، دلتنگم برای همه ی لحظه هایی که چه زود «خاطره» شدند... و چه زود از من گذشتند... 3
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 گاه بی تاب می شوم از این همه حوصله ای که ثانیه ها دارند، و هیچ گاه هم سَر نمی رود ... و چه بی پایان گِردی ساعت روی دیوار را دور می زنند و چه بی عار، دوباره و دوباره و دوباره طی می کنند این مسیر هزار باره را!! اما، همیشه... همیشه ی همیشه ، یک امید حقیقی، گرچه دور، اما گرم و نورانی، قدم هایم را به خود می کِشد... و دست هایم را می گیرد و با خود می بَرَد، به آن سوی دلتنگی ها، و جدایم می کند از این روز و شب های تکراری بی پایان... و جدایم می کند از این همه فکر و خیال دنیای بزرگترها!! می خواهم بچه شوم، و بچه بمانم! خسته ام از تمام مسئولیت ها و نگرانی ها و تصمیم های «بزرگتر» بودن!! 7
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 کلبه ای می سازم پشت تنهایی شب، زیراین سقف کبود که به زیبایی پرواز کبوتر باشد چهارچوبش از عشق، سقفش از عطر بهار رنگ دیوار اتاقش از آب پنجره ای از نور، پرده اش از گل یاس عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط تا که هرصبح اقاقی ها را با تو سرشار کنم همه دلخوشیم بودن توست و چراغ شب تنهای من، نور چشمان تو است کاشکی در سبد احساسم، شاخه ای مریم بود عطر آن را با عشق توشه راه گل قاصدکی می کردم که به تنهایی تو سر بزند تو به من نزدیکی و خودت می دانی شبنم یخ زده چشمانم در زمستان سکوت گرمی دست تو را می طلبد. 6
Mr.101 27037 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 دلم یه قایق می خواد پر از ارامش یه قایق که بره و بره و تن سردمو با خودش ببره تا جایی که همه دنبالم بگردن و دلشون واسم تنگ شه بگن اگه بود میزاشتیم اون گلای تو باغچرو اب بده من حالا یه قایق پیدا کردم ولی یه مشکل داره قایق ارامش من پارو نداره!!!!!! 6
farhatami 1390 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 باز امشب من و این آه دستم از دست تو کوتاه دلم از یاد تو لبریز ماه شب سرد و غم انگیز کاروانهای خیالم همه خسته از غم دوری آن منزل پنهان به گل راه نشسته آرزوها همه در بند چهره خالیست ز لبخند بال رویای مرا باغم روی تو شکستند همه شب یاد تو بودم همه شب... شعر تو را در دل مهتاب سرودم! 4
blue berry 5809 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 'گاهي سركي به تنهاييم بكش عشقم به تو انقدر كهنه شده كه عنكبوت جرات تارزدن روي آن را به خود داده... 3
blue berry 5809 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 خدایــــــــــــــــــا ! خیـلـی ها دلـــــــمو شکستن... دیگه تحـــــــمل ندارم... شــب بیـا با هم بریـــم سراغشون... من نشـــــونت میـــــدم... تو ببخشـشــون...! 6
blue berry 5809 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 تکــــــراری شدنـــــم را به تو تبریک می گویم مگر همین را نمی خواســــــتی ... حالا برو و به همه به هرکه سراغـــــــــم را گرفت ... بی مــــِـن و مـــِـــن بگو دختــــــــــرک دلـــــم را زده بود ... 6
Z@laL 6664 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 قاصدک هان،چه خبر اوردی ؟ وز کجا واز که خبر اوردی؟ خوش خبر باشی اما اما... . انتظار خبری نیست مرا...... 6
farhatami 1390 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 دلم میگیرد !... وقتی ... مینویسم فقط برای تو ... ولی... همه میخوانند الا تو.!! 3
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 وقـتـی از هـجـوم زهـر آلـود نـآرآسـتـی هـآ جـنـبـش پـیـکـر مـغـمـومـت بـه نـفـس نـفـس مـی افـتـد چـه دردهـای عـجـیـبـی دامـنـت رآ مـیـگـیـرد . . . و چـه بـی صـدآ خـآمـوش مـیـشـود فـآنوسِآرزوهـآیـت . . . ! برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 4
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 دخـترک بـا خود نجـوا کرد : خدایا ...! چـقد به ساز ایـن دنیـا برقــصم ...؟ بـه تو نگریسـتم و در دل گـفتم : رقصــیدن به ساز دنیــا چـه عیــبی دارد؟ وقـ ـتی هر کــس دنیایی مـثل تــ ـو داشتـه باشد ...؟ برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 8
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 نمیـدانـ ـد ...! کـه قـهـقه مـیزنم ؛ تا صـدای عشـق بازی اش بادیگـریرا نشـنوم ...! هـی تـ ـو ... ! من ناراحـتـ ـم ؛ امـ ـا نه بـرای تو ! بـرای رویـ ـاهایـم که امشـب آن هـا را در گورستـان خوابـاندم.... برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 8
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 گاهـی دلــ♥ــت میخـواهـ ـد ؛ با صـدای بـلند بـگویــی : به ســـلآمـتی ِمــ ـرگ ...! و سـر بکشــی جام ِ زنـ ـدگیرا ...! برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 8
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 خدایـــآا ! من اینجا دلــ ـم سخت معـــجزهــمیخواهــ ــد...! برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 7
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 یک پیاده رو تقریبا خلوت؛ یک مرد،یک زن...یک زوج...خوشبختی شان پای خودشان! یک مرد،یک مرد...یک شراکت...سود و ضررشان پای خودشان! یک زن،یک زن...یک رفاقت...معرفت و اعتمادشان پای خودشان! یک پسر،یک دختر...یک رابطه...پاکی و ناپاکی شان پای خودشان! انتهای پیاده رو... یک من،یک تنهایی...یک رنج...آخر و عاقبتم پای خدا! 9
شــاروک 30242 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 ای دل ...!!! وقتی که دلتنگ میشوی..... تاوان لحظاتی است که دل بسته ای !!! 6
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 باران که می بارد دلتنگی هایم را می شوید،هول می دهد به سمت قلبم . آنقدر قلبم پر می شود، که دلتنگی هایم از چشمانم فرو می ریزد. . . . باران که می بارد پنجره ی اتاقم تار می شود، نمی دانم از باران کوچه است یا باران چشم هایم. 5
mani24 29665 ارسال شده در 28 بهمن، 2012 برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام حتی حروف اضافه را نه اینکه فکر کنی به حرف ربط بی اعتنایم،اما، به هر چه امکان رسیدن به تو را می دهد،بدبینم.نمی دانم چرا،اسم تواز نشستن بر دفتر من طفره می رود! حالا بگذار بماند برای فردا،شب فرصت روشنی برای دیدن نیست!... 3
mani24 29665 ارسال شده در 28 بهمن، 2012 دلم که می گیــرد به خودم وعده ی روزهای خوب را میدهم؛ از همان روزهای خوبی که سالهاست به امید رسیدنشان تقویم را خط خطی میکنم...! 3
ارسالهای توصیه شده