blue berry 5809 ارسال شده در 22 بهمن، 2012 دیــده ای شــیشــه هـای اتــومبــیل را وقـــتــی ضربـــه ای مـــی خــورنـد و مـــی شــکنـنـد !؟ دیــده ای شـیشــه خــرد مــی شــود ولــی از هــم نمــی پاشــد !؟ ایـــن روزهـــا همـــان شــیشــه ام ؛ خــرد و تــکـه تــکــه ، از هــم نـمـــی پــاشـم! ولـــی شــکـستـــه ام . . . 4
blue berry 5809 ارسال شده در 22 بهمن، 2012 ” سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “ چـه جمـلـه ای ! پــــُر از کـلیـشه … پـــُـر از تـهـوع … جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی : ” ســرد اسـت “… یـخ نمـی کنـی … حـس نـمی کنـی … کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گـذرانـدم … 6
sahar 91 9480 ارسال شده در 22 بهمن، 2012 وقتی دلی تنگ میشود... زخم کهنه بیشتر خودی نشان میدهد دل تنگم فقط آرامش تو را می خواهد تا مرهمی شود بر این درد... 6
laden 4758 ارسال شده در 22 بهمن، 2012 به دلتنگی هایمـــ دست نزن می شكند بغضــمـــــ یك وقت !! آنگاه غرقـــــ می شوی در سیلابـــــ اشكهایی كه بهانه ی روانــــــ شدنش هستی !! . . . 6
پاییزان 3604 ارسال شده در 22 بهمن، 2012 بیا یک بار دیگر این سیب زمینی را گاز بزن شاید.... از زمین رانده شدیم.... 6
شــاروک 30242 ارسال شده در 22 بهمن، 2012 دیدگانت را نبند ، نگاهت را ندزد ، تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود . . . 6
farhatami 1390 ارسال شده در 22 بهمن، 2012 ناودانها شر شر باران بی صبری است آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است کفشهایی منتظر در چارچوب در کوله باری مختصر لبریز بی صبری است پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد در تب دردی که مثل زندگی جبری است و سرانگشتی به روی شیشه های مات بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است " 2
farhatami 1390 ارسال شده در 22 بهمن، 2012 بگذار تا ازین شب دشوار بگذریم... آنگه..... چه مژدهها که.. به بام سحر بریم رود رونده سینه و سر میزند به سنگ یعنی بیا که ره بگشاییم و بگذریم لعلی چکیده از دل ما بود و یاوه گشت خون میخوریم باز که بازش بپروریم... 1
S a d e n a 11333 ارسال شده در 22 بهمن، 2012 چه برکتی دارد عشقت هر روز یادم را قلبم را خالی میکنم از احساس اما شب چشمانم خیس یاد تو میشودند گویی باید باور کرد هر آنکه از دیده برود از دل رفتنی نیست
blue berry 5809 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 روزی می رسد که در خیال خود ، جای خالی ام را حس کنی ....! در دلت با بغض بگویی ، " کاش اینجا بود " !! اما من دیگر ، به خوابت هم نمی آیم .. 1
blue berry 5809 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 با عشــــــــــــق تو من احمقترین انسان دنیـــــا بودم! تــــــــــــو از همان اغاز هم لیلای دیگـــــــری داشتی...! 1
blue berry 5809 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 خــــــــــدایـــــــــــــا از تــــجــــــربــــــه تــــــنـــــهــــــائــــــیـــــتــــ بـــــرایـــــم بـــــــگـــــو ایــــــــن روزهـــــــا ســــــــــــر تـــــــــا پـــــــــا گــــــــــوشــــــــــم .. 2
blue berry 5809 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 هیس… حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام…بگو کسی حرفی نزند… بگذار لحظه ای آرام بگیرم… 2
blue berry 5809 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد ! من در این بغض های هر لحظه در این دلتنگی های مدام در این آشفتگی های دقایقم دارم سکوت می شوم با من از عشق چیزی بگو پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود...! 2
mani24 29665 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 چه پوچ و احمقانه با اشکهایم مرورت میکنم و در میان شوری اشک شیرینی خاطرات لبخند تورا میچشم نمیدانم تا کجا رمق خواهم داشت تا تو را با وقاحت برای خود بخواهم . . . و امیدی گستاخانه به بودنت تا ابد . . . اما همواره دوستت دارم دل افسار گسیخته . . . و عقل متحیر از این لجاجت . . . مرا در آغوش کش و با بوسه هایت مرگ را به کامم بفشان تا آرام گیرم . .. مرگ را می خواهم . . . بغض های شبانه روزی توان نفس زدن را از من گرفته اند میبینی ؟ ریشه دوانده ای . . . محکم و استوار . . . که حتی طوفان نفرت نیز تو را از جای نخواهد کند دوستت دارم . . . دوستت دارم . . . دوستت دارم . . . 2
mani24 29665 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 چرا وقتی که آدم تنها می شه غم وغصه اش قد یه دنیا می شه می ره یک گوشه پنهون می شینه اونجا رو مثل یه زندون می بینه غم تنهایی اسیرت می کنه تا بخوای بجنبی پیرت می کنه وقتی که تنها می شم اشک تو چشام پر می زنه غم می آد یواش یواش خونه دل در می زنه یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار غم تنهایی اسیرت می کنه تا بخوای بجنبی پیرت می کنه می گن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه اون بالا باد داره زاغ ابرارو چوب می زنه اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه غم تنهایی اسیرت می کنه تا بخوای بجنبی پیرت می کنه 3
mani24 29665 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 به من نخند حالا كه من گريه مي كنم اشك مي ريزم يك دريا صداي خنده هاي تو مي ره تا پشت ابرها تا چشممو هم مي زنم غم تو دلم نشسته به هر طرف نگام مي ره درهاي شادي بسته آي جان به من نخند يك روز دلت دل به كسي مي بنده اون روز مي بيني عاشقي نه گريه داره نه خنده من هم يك روز مي خنديدم به اشك سرد عاشق باور نمي كرد دل من ناله و اشك عاشق 3
mani24 29665 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 اش مي دانستي عشق من معجزه نيست عشق من رنگ حقيقت دارد اشك هايم به تمناي نگاه تو فقط مي بارد كاش مي دانستي دختري هست كه احساس تو را مي فهمد دختري از تب عشق تو دلش مي گيرد دختري از غمت امشب به خدا مي ميرد كاش مي دانستي تو فقط مال مني تو فقط مال همين قلب پر از احساس مني شب من با تو سحر خواهد شد تو نمي داني من چه قدر عشق تو را مي خواهم تو صدا كن من را تو صدا كن مرا كه پر از رويش يك ياس شوم 3
mani24 29665 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 ديگه بازي تموم شد تو را دادم زدستم ديگه با تو تو قلبم قول جدايي بستم ديگه ندارم اميد براي پرواز خستم ديگه بال و پرم رو واسه پريدن بستم ديگه نداره معني برام محبت و عشق قلبمو به روي تو يا هر احساسي بستم ديگه نميشه گفت من همون آهوي مستم آره داد ميزنم من ديگه تنها و تنهايي پرستم 3
mani24 29665 ارسال شده در 23 بهمن، 2012 تو تنها دعاي قشنگ مني... نميدانم ميشود روزي خدا برايم مستجاب كند... مبادا يكي از خدا بي خبر براي خودش انتخابت كند...! 3
ارسالهای توصیه شده