s4r4kh 2227 ارسال شده در 11 شهریور، 2013 در كشـور عشق جاي آسايش نيست/آنجا همه كاهـش است افزايـش نيست بـي درد و الم توقـع درمان نيست/بـي جـرم و گنـه اميد بخشايش نيست
M4jid 1507 ارسال شده در 11 شهریور، 2013 تا سر نکنم در سرت ای مایه ی ناز/کوته نکنم ز دامنت دست نیاز هر چند که راهم به تو دورست و دراز/ در راه بمیرم و نگردم ز تو باز
s4r4kh 2227 ارسال شده در 11 شهریور، 2013 زنده شود هر که پیش دوست بمیرد/مرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد هر که ز ذوقش درون سینه صفاییست/شمع دلش را ز شاهدی نگزیرد طالب عشقی دلی چو موم به دست آر/سنگ سیه صورت نگین نپذیرد
M4jid 1507 ارسال شده در 11 شهریور، 2013 دل میرود و دیده نمیشاید دوخت/چون زهد نباشد نتوان زرق فروخت پروانهی مستمند را شمع نسوخت / آن سوخت که شمع را چنین میافروخت
anvil 5769 ارسال شده در 11 شهریور، 2013 دردا که از ان اهوی مشکین سیه چشم چون نافه بسی خون در جگر افتاد اینجا قبلا تشکر نداشت؟
s4r4kh 2227 ارسال شده در 12 شهریور، 2013 دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست/ گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
M4jid 1507 ارسال شده در 12 شهریور، 2013 تنم این جاست سقیم و دلم آن جاست مقیم//\\ فلک این جاست ولی کوکب سیار آن جاست
s4r4kh 2227 ارسال شده در 12 شهریور، 2013 تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست دل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست
M4jid 1507 ارسال شده در 12 شهریور، 2013 تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب//\\ کاین مدح آفتاب نه تعظیم شأن توست
s4r4kh 2227 ارسال شده در 12 شهریور، 2013 تر نگردد از زر قلبی که در کارش کنند یوسف بیطالع ما گرگ باراندیده است در دل ما آرزوی دولت بیدار نیست چشم ما بسیار ازین خواب پریشان دیده است
M4jid 1507 ارسال شده در 12 شهریور، 2013 تو به هر جا که فرود آمدی و خیمه زدی/// کس دیگر نتواند که بگیرد جایت
boyeee barann 995 ارسال شده در 12 شهریور، 2013 تا یقین گردد مرا ایقان تو واعتقاد خوب با برهان تو.. پس امیرش گفت خامش کن برو تا نگرددجانت زین جرات گرو
M4jid 1507 ارسال شده در 16 شهریور، 2013 وه که گر من باز بینم روی یار خویش را //// تا قیامت شکر گویم کردگار خویش را
mani24 29665 ارسال شده در 6 مهر، 2013 وه که گر من باز بینم روی یار خویش را //// تا قیامت شکر گویم کردگار خویش را از آسمــــــــــان تا زمیـــن از عمــق سکــوت تا اوج فــریاد... با نــور فانوس خاطراتمـــــان... روی همان نیمکــت دیدار می نشـــینم... باران می بــارد بوی رز قرمزی که روی نیمـــــــــکت چوبـــــــــــی نهاده ای مشامــم را پــر از تــو می کند...
...YaSss 1393 ارسال شده در 6 مهر، 2013 در دلم باران ميبارد زمينش يخ زده است تنم در تابوت سرد بيابان به انزوا رفته است
M4jid 1507 ارسال شده در 2 آبان، 2013 تویی آن شکرین لب یاسمین بر منم آن آتشین دل دیدگان تر از آن ترسم که در آغوشم آیی گدازد آتشت بر آب شکر
*sepid* 9772 ارسال شده در 2 آبان، 2013 مرد باید که جگر سوخته چندان بودا نه همانا که چنین مرد فراوان بودا
food111 785 ارسال شده در 2 آبان، 2013 ای فلک بر من عجب نقش غریبی ساختیدر مراد خویش بودم , نا مرادم سا ختی
ارسالهای توصیه شده