AFARIN 7196 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند به دشت پرملال ما پرنده پر نمي زند
زوپیر71 92 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 در کارگه کوزه گری رفتم دوش صد بار گران ز زندگانی بر دوش از روز نخست گاو بختم نر بود هر کس که به ما رسید می گفت بدوش
AFARIN 7196 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد بنده طلعت آن باش كه آني دارد
زوپیر71 92 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
mani24 29665 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد بنده طلعت آن باش كه آني دارد ديدمش خرم و خندان قدح باده بدست ورندان آينه صد گونه تماشا ميکرد گفتم اين جان جهان بين بتو کي داد حکيم گفت آنروز که اين گنبد مينا ميکرد
hasti1988 22046 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 ديدمش خرم و خندان قدح باده بدست ورندان آينه صد گونه تماشا ميکرد گفتم اين جان جهان بين بتو کي داد حکيم گفت آنروز که اين گنبد مينا ميکرد دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
mani24 29665 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند دوستان در پرده میگویم سخن گفته خواهد شد به دستان نیز هم چون سر آمد دولت شبهای وصل بگذرد ایام هجران نیز هم
زوپیر71 92 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 می گفت دگر باره به خوابم بینی پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
mani24 29665 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 می گفت دگر باره به خوابم بینیپنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا زلف سنبل به نسیم سحری میآشفت
mani24 29665 ارسال شده در 13 فروردین، 2013 تو آن درخت گلی کاعتدال قامت توببرد قیمت سرو بلند بالا را اشک حافظ خرد و صبر به دریا انداخت چه کند سوز غم عشق نیارست نهفت
mani24 29665 ارسال شده در 14 فروردین، 2013 تو قصه ی عاشقان همی کم شنوی بشنو،بشنو که قصه شان خوش باشد در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب بنال هان که از این پرده کار ما به نواست
hasti1988 22046 ارسال شده در 14 فروردین، 2013 ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
mani24 29665 ارسال شده در 14 فروردین، 2013 ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب بنال هان که از این پرده کار ما به نواست مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
mani24 29665 ارسال شده در 14 فروردین، 2013 تا درخت دوستی کی بر دهد حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم من جهد همیکنم قضا میگوید بیرون ز کفایت تو کاری دگراست
hasti1988 22046 ارسال شده در 14 فروردین، 2013 تو را گم می کنم هر روز وپیدا می کنم هرشب بدین سان خواب ها را باتو زیبا می کنم هر شب
mani24 29665 ارسال شده در 14 فروردین، 2013 باز نشان حرارتم زاب دو دیده و ببین نبض مرا که میدهد هیچ ززنگی نشان
ارسالهای توصیه شده