رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

وصل تو چون نمی‌دهد در ره عشق کام کس

چند به چشم تشنگان جلوه دهد سراب را:hanghead:

  • Like 2
ارسال شده در

آن که دایم هوس سوختن ما می کرد

کاش می آمد و از دور تماشا می کرد

  • Like 2
ارسال شده در

دلم برای خودم تنگ می شود آری

همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم

نشد جواب بگیرم سلام هایم را

هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم

  • Like 2
ارسال شده در

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

پیش من جز سخن شهد شکر هیچ مگو

  • Like 3
ارسال شده در

وصل من با تو همین بس که در آن کو شب تار

کنم افغان و شناسی تو به آواز مرا

  • Like 4
ارسال شده در

آتشم من گر تو را شک است و ظن

امتحان کن دست را بر من بزن

  • Like 3
ارسال شده در

نـمـانـد نــاز شيــرين بي خريــدار

 

اگر خسرو نباشد،كوهكن هست

  • Like 2
ارسال شده در

تيمار غريبان اثر ذكر جميل است

جانا مگر ين قاعده در شهر شما نيست.

  • Like 1
ارسال شده در
تيمار غريبان اثر ذكر جميل است

جانا مگر ين قاعده در شهر شما نيست.

تنهایی

خیابانی‌ست که هر روز قدم می‌زنم.

ته ندارد لاکردار!

  • Like 1
ارسال شده در

رازي كه بر غير نگفتيم و نگوييم

به دوست بگوييم كه او محرم رازست

  • Like 1
ارسال شده در
رازي كه بر غير نگفتيم و نگوييم

به دوست بگوييم كه او محرم رازست

تورا سری است با من یا جانان ای ماه غمگین؟

که جانان از تو و من زو, اینگونه رنگین

 

که او تنها

و من بی او

هوا اینگونه سنگین...

  • Like 1
ارسال شده در

نظير دوست نديدم اگر چه از مه و مهر

نهادم اينه ها در مقابل رخ دوست

  • Like 1
ارسال شده در
نظير دوست نديدم اگر چه از مه و مهر

نهادم اينه ها در مقابل رخ دوست

تو شهرمون آخ بمیرم ، چشم ستاره کور شده

برگ درخت باغمون ، زباله ی سپور شده

مسافر امیدمون ، رفته از اینجا دور شده

کاش تو فضای چشممون ، پیدا بشه یه شاپره

به ما که خسته ایم بگه ، خونه باهار کدوم وره ؟

کنار تنگ ماهیا ، گربه رو نازش می کنن

  • Like 1
ارسال شده در

نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد

بختم ار يارشود رختم از اينجا ببرد.

  • Like 2
ارسال شده در
نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد

بختم ار يارشود رختم از اينجا ببرد.

در گرگ و میشِ چشم‌هات

راه گم کرده‌ام

مهتابْ شو!

  • Like 2
ارسال شده در

وفا و عهد نكو باشد ار بياموزي

وگرنه هر كه تو بيني ستمگري داند

  • Like 2
ارسال شده در
وفا و عهد نكو باشد ار بياموزي

وگرنه هر كه تو بيني ستمگري داند

در کنار قلب عاشق شعله مي زد

در شرار آتش دردي نهاني

نغمه من

همچو آواي نسيم پر شکسته

عطر غم مي ريخت بر دلهاي خسته

پيش رويم

  • Like 3
ارسال شده در

من ار چه درنظر يار خاكسار شدم

رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند

  • Like 2
ارسال شده در

دی، کودکی بدامن مادر گریست زار

کز کودکان کوی، بمن کس نظر نداشت

  • Like 2
ارسال شده در

تا بگيسوي تو دست ناسزايان كم رسد

هر دلي از حلقه در ذكر يارب ياربست

  • Like 1
×
×
  • اضافه کردن...