niaz 9807 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 تو را سهمگین روی پنداشتندبه گرما به در زشت بنگاشتند حميد جون اين شعر از كيه؟
niaz 9807 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 تو را سهمگین روی پنداشتندبه گرما به در زشت بنگاشتند دردا كه همه روي به ره بايد كرد وين مفرش عاشقي دوته بايد كرد 1
sara 20 1717 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 دیـــــوانه کرد آرزوی وصـل او مـــرا از ســر برون نمی رود این آرزو مرا 1
niaz 9807 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 از ان روز این خانه ویرانه شد/كه نان اورش مرد بیگانه شد در دير شدم ماحضر مي آوردند يعني ز شراب ساغري مي آوردند كيقيت او مرا ز خود بي خود كرد بردند مرا و ديگري آوردند 2
هوتن 15061 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 در دير شدم ماحضر مي آوردنديعني ز شراب ساغري مي آوردند كيقيت او مرا ز خود بي خود كرد بردند مرا و ديگري آوردند دلا غافل ز سبحانی چه حاصل مطیع نفس شیطانی چه حاص بود قدر تو افزون از ملائک تو قدر خود نمیدانی چه حاصل 2
hamid_shahrsaz 28933 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 هيچيميخواستم بدونم كيه ببخشيد آهان.ای بابا ببخشید نداره که. 1
hamid_shahrsaz 28933 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 دلا غافل ز سبحانی چه حاصل مطیع نفس شیطانی چه حاص بود قدر تو افزون از ملائک تو قدر خود نمیدانی چه حاصل لاله را گفتم که نزدیکش بروی/ژاله را گفتم که رخشارش بشوی 1
niaz 9807 ارسال شده در 7 شهریور، 2010 لاله را گفتم که نزدیکش بروی/ژاله را گفتم که رخشارش بشوی يا رب سببي ساز كه يارم به سلامت باز آيد و برهاندم از بند ملامت خاك ره آن يار سفر كرده بياريم تا چشم جهان بين كنمش جاي اقامت
hamid_shahrsaz 28933 ارسال شده در 8 شهریور، 2010 تاب بنفشه میدهد طره ی مشکسای تو/پرده ی غنچه می درد خنده ی دلگشای تو 1
niaz 9807 ارسال شده در 8 شهریور، 2010 تاب بنفشه میدهد طره ی مشکسای تو/پرده ی غنچه می درد خنده ی دلگشای تو آن شب كه مرا ز وصلت اي مه زنگ است بالاي شبم كوته و پهنا تنگ است و آن شب كه تو را با من مسكين جنگ است شب كور و خروس كنگ و پروين لنگ است 2
hamid_shahrsaz 28933 ارسال شده در 8 شهریور، 2010 تو کاین روی داری به حسن قمر/چرا در جهانی به زشتی سمر؟ 2
niaz 9807 ارسال شده در 8 شهریور، 2010 تو کاین روی داری به حسن قمر/چرا در جهانی به زشتی سمر؟ روز هجران و شب فرقت يار آخر شد زدم اين فال و گذشت اختر و كار آخر شد آن همه ناز و تنعم كه خزان ميفرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد 1
Astraea 25354 ارسال شده در 8 شهریور، 2010 در پیچ و خم و تابم از آن زلف خدا را ای زلف که داد اینهمه پیچ و خم و تابت 2
farzaneh.y 2170 ارسال شده در 8 شهریور، 2010 در پیچ و خم و تابم از آن زلف خدا راای زلف که داد اینهمه پیچ و خم و تابت تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش که دست دادش و یاری ناتوانی داد 1
hamid_shahrsaz 28933 ارسال شده در 8 شهریور، 2010 تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه/لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن 2
ارسالهای توصیه شده