mani24 29665 ارسال شده در 1 اسفند، 2012 عجیب است دریا ... همین که غرقش میشوی پس می زند تو را ! درست مثل بعضی از آدم ها ... ! 4
mani24 29665 ارسال شده در 1 اسفند، 2012 من هنوز عاشقم! آنقدر که می توانم هر شب بدون اینکه خوابم ببرد از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشـــــــــــــــمارم و دست آخر باز همه را فراموش کنم...! آنقدر که می توانم اسمت را روی تمام آبهای دنیا بنویسم و باز هم جا کم بیاورم آنقدر که می توانم شب ها طوری به یادت گریه کنم که خدا جایم را با آسمان عوض کند! و من هنوز عاشقم آنقدر که می توانم چشم هایم را ببندم و خیال کنم: هنوز دوستم داری! 4
mani24 29665 ارسال شده در 1 اسفند، 2012 بـــه شـــوق ِ دیــــدارت .. چـــه آب و جـــارویی راه انـــداخــتــه انـــد ! چــشـــمـــهـــا و مــــژه هــــایـــم ... 3
mani24 29665 ارسال شده در 1 اسفند، 2012 My mind is gone, I'm spinning round همه چیز رو فراموش کردم و دارم برای خودم قدم می زنم And deep inside, my tears I'll drown و در اعماقم اشکهایی که میریزم غرق میشم I'm losing grip, what's happening دارم عقلم رو از دست میدم، چی داره سرم میاد I strayed from love, this is how I feel از عشق رانده شدم، این چیزیه که احساس می کنم rihanna_cry 3
"nazanin" 3610 ارسال شده در 1 اسفند، 2012 این منم یه گل مرداب که در میان گل و لای هوسبازی تو مبحوس شده در نوسان بین مرگ و زندگی بیقرار مانده و فنا شدن تجریجی احساس ناب زنانه اش را به تماشا نشسته.... اما باز هم صادقانه از عشق از محبتی خالصانه می نویسد بی آن که این موهبت را از جانب تنها عشق زمینی اش آزموده باشد... 4
mani24 29665 ارسال شده در 1 اسفند، 2012 تـــا بِــه حـــال دَسـتــ و پـــایـتــ را گُـــمـ کــــرده ایــ؟ دستـتـــ در جیبــتــ اسـتـــ و پــــایـتـــ تـــوی کفشــتــ امـــــا ــتــو دُنبــــــالشـــان میگـــردیــ! ایـــن یعنـــی حـــالـتـــ خیلـــی خَــــرابــ اسـتــ و مـَــن عـــاشِــق ایـــن حــــال خَــــرابـَـمــ 3
mani24 29665 ارسال شده در 1 اسفند، 2012 وقتی که حرف من نبود....کدوم صدا در تو نشست ؟ کدوم ستاره پر کشید...تو چشمای تو نطفه بست ؟ غریبه ای اما دلم برای تو پر میزنه... برای پیدا کردنت به هر شبی سر میزنه... ای غریبه خوش اومدی به جشن ساده ی تنم... بیا که من به گریه هام یه رنگ تازه میزنم... 2
mani24 29665 ارسال شده در 1 اسفند، 2012 حالِ احســــاسم خوبــــ نیستــــ ... امـــــا.... حسِ احســــاسم خوبـــــــــ استـــــ ... 2
"nazanin" 3610 ارسال شده در 1 اسفند، 2012 این منم شبیه برگی پاییزی تند باد سرنوشت شادابی ام را نمی خواهد اما من باز هم من جسم افت زده ام را در میان مروارید های شیشه ای باران حفظ می نمایم تا راحت تر بتوانم در مقابل درد جانکاه فراف تاب بیاورم و در آغوش بهار وصال بیارامم... 1
lie 2101 ارسال شده در 1 اسفند، 2012 پشت سرم حرف بود… حدیث شد.. می ترسم آیه شود ! سوره اش کنند به جعل ! بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل…!!! 3
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد.... 3
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 بازم دلم گرفته گریم اختیاری نیست آخه جزگریه منوکاری نیست یه عمری ازمحبت بی نصیبم ای خدا آخه من غریبم ای خدا کوخوبی کدوم مهرماکه چیزی ندیدیم ازاین دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم کدوم بخت کدوم شانس ماکه شانسی نداریم هی پشت سرهم بدمیاریم ماخون جگرخوردیم سوختیم وساختیم به جرم زنده بودن همه هستی راباختیم 2
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 سوار پای خودم میشوم، سوار خودم و پشت پای خودم میشوم غبار خودم به گرد پای خودم چرخ میزنم این بار و دور میشوم از مركز و مدار خودم به ابتدای خودم پرت میكنم خود را و پیش پای خودم میشوم نثار خودم به بند میكشم،آزادی كویری را و دور باغ خودم میشوم حصار خودم سكوت، روح مرا استحاله كرده ولی بلند میشوم این بار با هوار خودم : آهای" من؟ " نه ببخشید با خودم بودم خودم كه خسته شدم زیر كوله بار خودم آهای با توام از قبر خود بیا بیرون منم كه آمده ا� ... 2
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 به فکر تنهایی نباش .....تنهایی خودش تنهاست.....تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست 3
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 نه نخ داشت با خود نه سوزن؛ خدا هم نبود! ولی ...تا رسید، به من چشم دوخت.. چیزی شبیه زمین*لرزه آمد!! مرا زیر و رو کرد.... 2
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 روزگارا.................. که چنین سخت به من میگیری با خبر باش که پژمردن من آسان نیست گرچه دلگیرتر از دیروزم گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند لیک باور دارم دل خوشی ها کم نیست زندگی بایدکرد........ 3
"nazanin" 3610 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 من بارانی ازاحساسم تو کویری تشنه همه می گویند با هم بودمان محال است یه ارزوی دست نیافتنی!!! اما مجنون دوست داشتنی! من به حرف هیچ کس اهمیتی نمی دهم تا اخرین نفس هم پای تو به سوی خوشبختی گام برمی دارم و به تمامی دنیا می قبولانم که تو نیمه گمشده نازنینی!!! 2
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 اندکی صبر کنید اشکها را بزدایید ز اندوه خزان چهره ها را ز قشنگی سرشار دیده ها را از مهر و وجود خود را پر کنید از خوبی بزدایید فغان را از دل میل بیهوده به رفتن نکنید سایه ها صبر کنید 2
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 دلم تنگ است اين شبها يقين دارم كه مي داني صداي غربت من را از احساسم تو مي خواني شدم از درد تنهايي گلي پژمرده و غمگين ببار اي ابر پاييزي كه دردم را تو مي داني ميان دوزخ عشقت پريشان و گرفتارم چرا ای مرکب عشقم چنين اهسته مي رانی؟! 4
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 در این کرانهی تلخ تنها دستهای توست که من را میفهمد و بهار را با سرانگشت آبهای جهان سر ریز میکند بر شاخههایم، تا هزار بار زنده شوم از باد و باران با هزار ستاره بر بالهایم. چای بنفشه دم میکنیم سرشار از عطر لیمو که افشردهایم بر نفسهایمان؛ زیر درخت نارنج... و تو با من که اشک ریزانم سایهنشین میشوی! دستهای معجزهات عشق در آستین دارد شیرین کن این کرانه را! تنها چشمهای توست که من را میشناسد و مرواریدباران میکند سینی مرصع لحظههایم را... تنها قلب توست که با سنت دریا من را به خوابهای ماه میکشد؛ و تو دم به دم برایم میخوانی: بهار که بیاید... بهار که بیاید... بهار که بیاید... شیوا فرازمند 2
ارسالهای توصیه شده