رفتن به مطلب

وصف حالتان با زبان شعر


*Polaris*

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

عجیب است دریا

...

 

همین که غرقش میشوی

 

 

پس می زند تو را

!

 

درست

 

 

مثل بعضی از آدم ها

... !

 

 

Www.MyPix_.Ir596.jpg

  • Like 4
ارسال شده در

من هنوز عاشقم!

 

آنقدر که

می توانم هر شب

بدون اینکه خوابم ببرد

از اول تا آخر بی وفایی هایت را

بشـــــــــــــــمارم

و دست آخر

باز همه را

فراموش کنم...!

 

 

آنقدر که

می توانم

اسمت را

روی تمام آبهای دنیا بنویسم

و باز هم جا کم بیاورم

 

آنقدر که

می توانم

شب ها طوری به یادت گریه کنم که

خدا جایم را با آسمان عوض کند!

 

و من هنوز عاشقم

 

آنقدر که

می توانم

چشم هایم را ببندم

و خیال کنم:

 

هنوز دوستم داری!

  • Like 4
ارسال شده در

بـــه شـــوق ِ دیــــدارت ..

 

چـــه آب و جـــارویی

راه انـــداخــتــه انـــد !

 

چــشـــمـــهـــا و مــــژه هــــایـــم ...

 

 

 

 

Www.MyPix_.Ir598.jpg

  • Like 3
ارسال شده در

My mind is gone, I'm spinning round

همه چیز رو فراموش کردم و دارم برای خودم قدم می زنم

And deep inside, my tears I'll drown

و در اعماقم اشکهایی که میریزم غرق میشم

I'm losing grip, what's happening

دارم عقلم رو از دست میدم، چی داره سرم میاد

I strayed from love, this is how I feel

از عشق رانده شدم، این چیزیه که احساس می کنم

rihanna_cry

  • Like 3
ارسال شده در

این منم یه گل مرداب

 

که در میان گل و لای هوسبازی تو مبحوس شده

 

در نوسان بین مرگ و زندگی بیقرار مانده

 

و فنا شدن تجریجی احساس ناب زنانه اش را به تماشا نشسته....

 

 

اما باز هم صادقانه از عشق

 

از محبتی خالصانه می نویسد

 

بی آن که این موهبت را از جانب تنها عشق زمینی اش آزموده باشد...

 

 

  • Like 4
ارسال شده در

تـــا بِــه حـــال دَسـتــ و پـــایـتــ را گُـــمـ کــــرده ایــ؟

دستـتـــ در جیبــتــ اسـتـــ

و

پــــایـتـــ تـــوی کفشــتــ

امـــــا ــتــو

دُنبــــــالشـــان میگـــردیــ!

ایـــن یعنـــی حـــالـتـــ خیلـــی خَــــرابــ اسـتــ

و مـَــن

عـــاشِــق ایـــن حــــال خَــــرابـَـمــ

  • Like 3
ارسال شده در

وقتی که حرف من نبود....کدوم صدا در تو نشست ؟

کدوم ستاره پر کشید...تو چشمای تو نطفه بست ؟

غریبه ای اما دلم برای تو پر میزنه...

برای پیدا کردنت به هر شبی سر میزنه...

 

ای غریبه خوش اومدی به جشن ساده ی تنم...

بیا که من به گریه هام یه رنگ تازه میزنم...

  • Like 2
ارسال شده در

حالِ احســــاسم

خوبــــ نیستــــ ...

 

امـــــا....

 

حسِ احســــاسم

 

خوبـــــــــ استـــــ ...

  • Like 2
ارسال شده در

این منم شبیه برگی پاییزی

 

تند باد سرنوشت

 

شادابی ام را نمی خواهد

 

 

اما من باز هم من جسم افت زده ام را

 

 

در میان مروارید های شیشه ای باران حفظ می نمایم

 

 

تا راحت تر بتوانم در مقابل درد جانکاه فراف تاب بیاورم

 

 

و در آغوش بهار وصال بیارامم...

 

  • Like 1
ارسال شده در

پشت سرم

حرف بود…

حدیث شد..

می ترسم آیه شود !

سوره اش کنند به جعل !

بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل…!!!

  • Like 3
ارسال شده در

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد...

وسعت تنهائيم را حس نکرد...

در ميان خنده هاي تلخ من...

گريه پنهانيم را حس نکرد...

در هجوم لحظه هاي بي کسي...

درد بي کس ماندنم را حس نکرد...

آن که با آغاز من مانوس بود...

لحظه پايانيم را حس نکرد....

  • Like 3
ارسال شده در

بازم دلم گرفته گریم اختیاری نیست

آخه جزگریه منوکاری نیست

یه عمری ازمحبت بی نصیبم ای خدا

آخه من غریبم ای خدا

کوخوبی کدوم مهرماکه چیزی ندیدیم

ازاین دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم

کدوم بخت کدوم شانس ماکه شانسی نداریم

هی پشت سرهم بدمیاریم

ماخون جگرخوردیم سوختیم وساختیم

به جرم زنده بودن همه هستی راباختیم

  • Like 2
ارسال شده در

سوار پای خودم می‌شوم، سوار خودم

و پشت پای خودم می‌شوم غبار خودم

به گرد پای خودم چرخ می‌زنم این بار

و دور می‌شوم از مركز و مدار خودم

به ابتدای خودم پرت می‌كنم خود را

و پیش پای خودم می‌شوم نثار خودم

به بند می‌كشم،آزادی كویری را

و دور باغ خودم می‌شوم حصار خودم

سكوت، روح مرا استحاله كرده ولی

بلند می‌شوم این بار با هوار خودم :

آهای" من؟ " نه ببخشید با خودم بودم

خودم كه خسته شدم زیر كوله بار خودم

آهای با توام از قبر خود بیا بیرون

منم كه آمده ا� ...

  • Like 2
ارسال شده در

به فکر تنهایی نباش .....تنهایی خودش تنهاست.....تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست

  • Like 3
ارسال شده در

نه نخ داشت با خود نه سوزن؛

 

خدا هم نبود!

 

ولی ...تا رسید،

 

به من چشم دوخت..

 

چیزی شبیه زمین*لرزه آمد!!

 

مرا زیر و رو کرد....

  • Like 2
ارسال شده در

روزگارا..................

که چنین سخت به من میگیری

با خبر باش که پژمردن من آسان نیست

گرچه دلگیرتر از دیروزم

گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند

لیک باور دارم دل خوشی ها کم نیست

زندگی بایدکرد........

  • Like 3
ارسال شده در

من بارانی ازاحساسم

 

 

تو کویری تشنه

 

همه می گویند با هم بودمان محال است

 

یه ارزوی دست نیافتنی!!!

 

اما مجنون دوست داشتنی!

 

من به حرف هیچ کس اهمیتی نمی دهم

 

تا اخرین نفس هم پای تو به سوی خوشبختی گام برمی دارم

 

و به تمامی دنیا می قبولانم که تو نیمه گمشده نازنینی!!!

  • Like 2
ارسال شده در

اندکی صبر کنید

اشکها را بزدایید ز اندوه خزان

چهره ها را ز قشنگی سرشار

دیده ها را از مهر

و وجود خود را پر کنید از خوبی

بزدایید فغان را از دل

میل بیهوده به رفتن نکنید

سایه ها صبر کنید

  • Like 2
ارسال شده در

دلم تنگ است اين شبها يقين دارم كه مي داني

صداي غربت من را از احساسم تو مي خواني

شدم از درد تنهايي گلي پژمرده و غمگين

ببار اي ابر پاييزي كه دردم را تو مي داني

ميان دوزخ عشقت پريشان و گرفتارم

چرا ای مرکب عشقم چنين اهسته مي رانی؟!

  • Like 4
ارسال شده در

در این کرانه‌ی تلخ

تنها دست‌های توست که من را می‌فهمد

و بهار را با سرانگشت‌ آب‌های جهان

سر ریز می‌کند بر شاخه‌هایم،

تا هزار بار زنده شوم

از باد و باران

با هزار ستاره بر بال‌هایم.

 

چای بنفشه دم می‌کنیم

سرشار از عطر لیمو

که افشرده‌ایم بر نفس‌هایمان؛

زیر درخت نارنج...

و تو با من که اشک ریزانم سایه‌نشین می‌شوی!

دست‌های معجزه‌ات

عشق در آستین دارد

شیرین کن این کرانه‌ را!

تنها چشم‌های توست که من را می‌شناسد

و مرواریدباران می‌کند

سینی مرصع لحظه‌هایم را...

 

تنها قلب توست که با سنت دریا

من را به خواب‌های ماه می‌کشد؛

و تو دم به دم برایم می‌خوانی:

بهار که بیاید...

بهار که بیاید...

بهار که بیاید...

 

شیوا فرازمند

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...