شــاروک 30242 ارسال شده در 5 آبان، 2012 می پسـندم پاییـز را که معافـم می کنـد از پنـهان کردن ِ دردی که در صـدایم می پیچـد ُ اشکی که در نگاهـم می چرخـد ؛ آخر همه مـی داننـد سـرما خورده ام !! … 6
arash86. 4604 ارسال شده در 6 آبان، 2012 وقتی که زندگی من هیچ چیز نبود هیچ چیز بجز تیک تیک ساعت دیواری دریافتم باید،باید،باید دیوانه وار دوست بدارم کسی را که مثل هیچکس نیست. 7
arash86. 4604 ارسال شده در 6 آبان، 2012 من خوبم...!عاشق نیستم....فقط گاهی که حرف تو می شه دلم تنگ میشه... این که عشق نیست...هست؟! 7
کهربا 18091 ارسال شده در 6 آبان، 2012 بغض هایت را که بخوری حرفهایت را که نزنی دلت را که بیندازی یک گوشه آن وقت مرد می شوی ... 7
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 6 آبان، 2012 تقصیر من بود که سراغ سایه را از خورشید می گرفتم و سراغ تــ ــو را از وسعت دور دریاها سراغ قدم هایت را از راه هایی می گرفتم که هرگز تــ ــو را حتی به خواب عبور هم ندیده بودند تقصیر من بود که نامت را با عطر ستاره بر بالش شب می نوشتم تا آسمان خواب هایم بوی تــ ــو را داشته باشند تقصیر من بود که برای آمدنت فال می گرفتم نباید گره خیال را و خاطره را از حقیقت تلخ روزمرگی ها باز می کردم که رویای آفتابی تــ ـــو برای یک عمر عاشق ماندنم کافی بود !!! 6
شــاروک 30242 ارسال شده در 6 آبان، 2012 دوباره دلم شکست.. از همان جای قبلی... کاش میشد آخر اسمت نقطه گذاشت تا! دیگر شروع نشوی..... کاش میشد فریاد بزنم: "پایان"... ... دلم خیلی گرفته..... اینجا نمیتوان به کسی نزدیک شد! آدمها از دور دوست داشتنی ترند.. 6
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 8 آبان، 2012 شاید تو سکوت میان کلامم بـاشی دیده نمیشوی اما مـن، تـو را اِحساس مـیکنم شاید تو هیاهـوی قلبم باشی شنیده نمیشوی اما من، تـو را نـفس مـیکشم 4
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 8 آبان، 2012 من از آن سوي حسرتهاي بارانخورده ميآيم اشارتهاي پاييزانهاي دارد سراپايم چرا تنهاييام را با كسي قسمت كنم امشب؟ كه در هر خلوتي آيينه شد محو تماشايم كسي ديگر براي عشق آوازي نميخواند پر از تنهايي محض است شبهاي غزلهايم به جز باران، به جز دريا كسي ديگر نميداند چه رازي خفته در پشت كويريهاي آوايم غزل كمكم به پايان ميرسد؛ اما براي من «شراب خانگي» ميماند و ياد «اوستايم» 4
ترانه18 8013 ارسال شده در 12 آبان، 2012 ســــــــه نقـــــطه . . . زیباتریــن شعر دنیاســـت... پر از رمز و راز و حرف های یواشکــی... که آغوش بی انتهایش برای من و دلتنگی هایم جا دارد... 4
ترانه18 8013 ارسال شده در 12 آبان، 2012 هـــرچـــقــدر هـــم کــه بـگــویـی... مــــــــــــردها فـــــــــــلان ، زن هــــــــــــا فــــــــــــلان ، تــــــــــنـهایـی خـــــــوب اســـت ، دنـــــــیـــا زشـــــــت اســـــــت ... بـــــاز هـــم آخــــــــــرش روزی ♥ قــــــــــلبــــــــــت ♥ بـــرای کـــــــــسی تــــــندتــر مـــــــــی زند ........ 5
شــاروک 30242 ارسال شده در 12 آبان، 2012 سال هاستـــ در گلو مانده اند ... کم کم دارد به بغضــــ ــ ـ هایم،خمس تعلق می گیرد . . . 5
farhatami 1390 ارسال شده در 12 آبان، 2012 درحسرت یک نعره ی مستانه بمردیم... ویران شود این شهر که میخانه ندارد. 6
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 12 آبان، 2012 به صيد خاطرم هر لحظه صيادى كمين گيرد كمان ابروت صيدم كه در صيادى استادى چه شورانگيز پيكرها نگارد كلك مشكينت الا اي خسرو شيرين كه خود بيتيشه فرهادى قلم شيرين و خط شيرين سخن شيرين و لب شيرين خدا را اى شكر پاره، مگر طوطى قنادى من از شيرينى شور و نوا بيداد خواهم كرد چنان كز شيوه شوخى و شيدايى تو بيدادى 6
azarafrooz 14221 ارسال شده در 13 آبان، 2012 می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ...! 5
شــاروک 30242 ارسال شده در 13 آبان، 2012 شیرین تر از عسل هم میتوان آفرید اما به شرط آنکه من آن زنبور سرباز دل باخته باشم و تو آن تنها گلی که نصیب من شده است ..... 5
- Nahal - 47858 ارسال شده در 15 آبان، 2012 این روزها تنها حس می کنم گاهی کمی گنگم گاهی کمی گیجم حس میکنم از روزهای پیش قدری بیشتر این روزها را دوست دارم گاهی - از تو چه پنهان - با سنگها آواز میخوانم و قدر بعضی لحظهها را خوب میدانم این روزها گاهی از روز و ماه و سال، از تقویم از روزنامه بی خبر هستم قیصر امین پور 4
شــاروک 30242 ارسال شده در 15 آبان، 2012 نمى رنجم اگرباورندارى عشق نابم را كه عاشق ازعیار افتاده دراین عصرعیارى.... 3
ارسالهای توصیه شده