رفتن به مطلب

sam arch

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    10663
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط sam arch

  1. sam arch

    معماری گوتیک

    در ادامه فایل پی دی افی در اختیار شما قرار گرفته که در راستای درس معماری جهان به مرور سبک گوتیک پرداخته است.
  2. ممنون از دعوتتون... من در بیشتر مواقع...در مقابل فعل های انسانی...کیفی گرا هستم...تا کمی گرا.... مثلا یک خصیصه از بی شمار اخلاقیات انسانی راستگویی هست... مثلا میشه گفت...من از 20...نمره ی راستگویی م 2 هست؟!.. متر و معیارش چیه؟! فرمول داره؟! قیاسه؟! شهوده؟! مَثَله؟! قابل راستی آزمایی هست؟!(عجب کلمه ی بین المللی گفتم..اینک شما رو به ادامه ی اخبار دعوت می کنم) بعد تو کارنامه همه ی خصیصه هام رو مثه این راستگویی بنویسم..جمع بزنم و بعد معدل بگیرم... بگم مثلا قبول شدم...رفوزه شده ام برم شهریور بیام.. یا اصلا تو شهریورم رد شدم! یا تک ماده کردم؟! این پروسه شُدنی هست؟ برای یک ادم کیفی گرایی در مسائل انسانی مثه منِ نوعی...عدد گذاشتن بر روی این اعمال غیر قابل اندازه گذاری به شکل عُرفی...سخت و ناممکن می اد... می تونم بپرونم...ولی خوب پروندن خوب نیست....آنچه در پروندن هست :حاله!.. حالت خوب باشه..می گی ایکس... حالت بد باشه می گی زِد... در مجموع...من از راهی که در پیش گرفتم راضی هستم به صورت نسبی...چون احوالم با این راه خوبه... ولی همچنان نگاهم رو به جلو هست...و فکر می کنم...راهی که شروع کردم...میوه اش چند پیچ بعدی هست... راه رو اگه درست بشناسی و واسش برنامه داشته باشی... یک جایی که خاکی شد...یک جایی که باریک شد... یک جایی چاله چوله شد... راه کار داشته باشی...شرایط کمترین تاثیر گذاری رو می تونن در تو داشته باشن...نه کاملا بی تاثیر...ولی میتونن کم اثر بشن...(من هنوز اینجوری نشدم...تجربه می خواد) . . . پ.ن:یعنی می مُردییک عدد می گفتی سام!()
  3. در مورد تصویر دوم... اون خط خطی های دیوار به نشان گذر زمان برای زندانی تو ذهن بود..و اینکه جسم رو می شه تو حصار نگه داشت...ولی ذهن آزادمنش رو نمی شه.... می تونستم از یک جهت دیگه بنویسم..مثلا اینکه زندانی در فکر آزادی هست یا در رویاش...ولی جسمش در زنجیره... ولی فک کردم...نشون بدم که سوژه زندانی شده غالب و پیروز هست...نه اون زنجیرها... حاصل شد این لابه لای شمارش خط به خط گذر اسارت بر حصار این تن... تنها این پرنده آزادمنشِ ذهن من است که در بند نمانده.. “فریماه” . . . خوبه یا یک نوشته دیگه بنویسم؟ . . . اگر خوشتون می آد...خودتون همین تصویر رو تو تاپیک آلبوم(تصویر نوشته (آلبوم تصاویر)) پست کنین...(فقط چون تالار ادبیات یکسری قانون داره...متن رو هم پایین تصویر بزارین همون جور که من گذاشتم که مشکلی با قوانین نداشته باشیم...)
  4. سلام به روی ماه فریماه عزیز... یک تشکر ویژه بکنم از سیاوش قمیشی! و ترانه ی "بی سرزمین تر از باد"ش ...که من یک قسمت اون رو اوردم تو این متن.. یک اوجی داره ترانه که می گه: من تشنه مثل خورشید،بی سرزمین تر از باد کولی تر از ترانه ، بی پرده مثل فریاد تنهاتر از سکوتم ، روشن تر از ستاره عاشقتر از همیشه، با من بخون دوباره یک بار تو اولین پستم تو این همین تاپیک در مورد کودکان درون صحبت کردم... یک بار دیگه اینا رو سوژه قرار دادم... البته این بار به بهانه ی این که اینا حتی از اون ابر که تو آسمون تصویر هست رهاتر هستند... از بادی که می وزه بی سرزمین تر هستن و هر جا دوست داشته باشن بی حد و مرز می رن... از اون آبی که تصویر هست پاک ترن...و در میان همه ی این توصیفات و در چنین جایی کودک درون خندون هست...در جایی شبیه رویا...چیزی که تو دنیا خیلی کم پیداست... حاصل شد این در جایی میان آسمان و دریا...رها تر از ابر ... بی سرزمین تر از باد.. پاک تر از آب...من کودکانِ وجودم را خندان دیدم..:) “فریماه” . . . خوبه یا یک نوشته دیگه بنویسم؟ . . . اگر خوشتون می آد...خودتون همین تصویر رو تو تاپیک آلبوم(تصویر نوشته (آلبوم تصاویر)) پست کنین...(فقط چون تالار ادبیات یکسری قانون داره...متن رو هم پایین تصویر بزارین همون جور که من گذاشتم که مشکلی با قوانین نداشته باشیم...)
  5. ناصر جان تصویر رو خودت گرفتی با دوربین شخصی فک کنم..یادمه دیدمش تو البومت... اگه متن میاوردم تو تصویر ...تصویرت شهید می شد در حد شهید گمنام... دلم نیومد..خوب نمی شد... اینجوری کار کردم ببین به دلت می چسبه؟ هم ساده..هم یک کادر پاییزی دورش کشیدم... متن هم فقط اون وازه "انار درختی" رو حرف "ر" انار ساکن هست که وصل شه به درختی...سرهم خونده بشه...گذاشتم تو یک گیومه کوچیک که خوانشش اشتباه نشه...می طلبید..نگو سری که درد نمی کرد چرا دستمال بستی...دیگه شده...آش کشک خاله هست... یک گریزی زدم به این که حالمون اگر به طعم انار تشبیه کنیم..اخر سر اون فاکتور کنار هم بودنه باعث می شه حتی اگه یکی حالش بد هم..کنار اون شیرینه حالش برآیند ملسی داشته باشه... دیگه استعاره هندوانه ی دربسته هم که نشست با توجه به اینکه شب یلدا با هندوانه هم عجینه... حاصل شد این... ایستاده ایم به قامتِ “انار درختی” چند قدم مانده به چله نشینیِ یلدا... ترش و شیرینیِ این انار... حکایت هندوانه یِ در بسته است! چه ترش...چه شیرین...در نهایت مَلَس می شود طعم لحظه هامان به یُمن“باهم”بودن... ایستاده ایم به قامتِ “انار درختی” چند قدم مانده به چله نشینیِ یلدا... ترش و شیرینیِ این انار... حکایت هندوانه یِ در بسته است! چه ترش...چه شیرین...در نهایت مَلَس می شود طعم لحظه هامان به یُمن“باهم”بودن... . . . خوبه یا یک نوشته دیگه بنویسم؟ . . . اگر خوشتون می آد...خودتون همین تصویر رو تو تاپیک آلبوم(تصویر نوشته (آلبوم تصاویر)) پست کنین...(فقط چون تالار ادبیات یکسری قانون داره...متن رو هم پایین تصویر بزارین همون جور که من گذاشتم که مشکلی با قوانین نداشته باشیم...)
  6. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 طرح منتخب:حامد اسدی
  7. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 طرح منتخب: مینا کاکاوند
  8. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 طرح منتخب:مهدی احمدی، پیمان اسحاقی
  9. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 طرح منتخب:امیر حجار، لیلی میرزاخلیل
  10. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 طرح منتخب: مهدی قائمی، محمد عرب دشتی، هنگامه مهرپرور، مینا صالحی، ندا دبیری
  11. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 طرح منتخب: کریم نعمتی، حمید حجازی آزاد
  12. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 طرح منتخب:محسن کاظمیان‌فرد، مهران عارفیان، مونا رضوی
  13. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 طرح منتخب: یاسر رحمانیان، حمیرا عسکری، مهدیه غلامی
  14. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 طرح منتخب:پیمان کیانی، رونیکا بی‌ریا، امیر رنجبر
  15. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 طرح منتخب: محمدحسن ماستری فراهانی
  16. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 رتبه سوم:مایسا ظفر رزاق‌نیا، مریم مسگریان
  17. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 رتبه دوم مشترک:سارا کریمی، سارا رحمتی سایه، مجید اسماعیلی
  18. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 رتبه دوم مشترک:اشکان قشقایی، سمانه متقی‌پیشه، پویا رنجبر
  19. آثار برگزیده دهمین دوره جایزه معماری میرمیران (معماری، از زمین تا آسمان) برگزارکننده: بنیاد معماری میرمیران تاریخ اعلام نتایج: اردیبهشت 1395 رتبه اول: الهام کاظمی، مائده اقارب‌پرست
  20. دو لایه کیک با یک لایه خامه میونش و یک لایه نازک هم اطرافش که دیگه این حرفا رو نداره والا یک عکس تولد 5 سالگی دارم....رفتم یک تولد...کیک تولدشون زمین فوتبال مینیاتوری بود...آدمک ها کوچیک داشت....دروازه....تو همین ابعاد کیک تولد من... دشمنتون شرمنده... فریماه جان...می گم شما هم تصویر 2 سالگی...و تصویر 8 یا 9 سالگی تون رو بزارین.. ما ببینیم که یک عدد کودک (من تو بعضی از تصاویر دیگه هنوز پستونک تو دهنم بوده)با یک عدد خردسال نزدیک به نوجوانی که نزدیکه بلوغش هست یکی هست؟ یادمه تو تشخیص قبلی هم گفتم...دوران بلوغ کاری با من کرد که بمب اتم با ژاپن نکرد... در مورد خال! تصویر رو دیدین که چقد داغونه! مطمئنین خالِ؟! احیانا نمی شه اینجوری فک کرد که این عکس که اینجوری مچاله شد و من از تَه کیف جیبی که سال ها قبل استفاده می کردم کشیدم بیرون...و لا به لاش آشغال ماشغال ها متعدد بوده...و گوشه گوشه اش خراش خورده....هر نقطه ای که می بینین ممکنه مربوط به عکس باشه نه فرد عکاسی شده نَه جانِ من اینم شد تشکیک؟! یکم انصاف...یکم دقت....داور دقت کن! داور دقت کن! ایمان بیاورید به روز رستاخیز حالا در تشخیص هویت رو که نبستن... من بازم این مسابقه رو شرکت می کنم..تصاویر دیگه ای از من هم می اد.... . . . در اخر خارج از شوخی...من نمی تونم ذهنیت یک نفر رو در فضای مجازی تغییر بدم... باید بپذیرمش و توضیح بدم...قضاوت دیگه با من نیست... اگر این ذهنیت درون شما شکل گرفته...فریماه عزیز...پس باید بهش احترام گذاشت... ولی هر دو تصویر مربوط به خودم هست... یکی از 2 سالگی...یکی هم عکس مربوط به ثبت نام مدرسه ام برای کلاس دوم ابتدایی هست...
  21. سرقت ادبی نیست... من این موضوع رو یک بار برای یک دوستی در خصوصی هم توضیح دادم اگه اشتباه نکنم... ببینین من می تونم 100 نوشته بنویسم و بگم...و نهایتا اون 100تا رو یک نفر ببینه یا یشنوه...یا حداکثر 5 نفر... ولی وقتی شما یا دوست دیگه ای از این 100 نوشته با 4 تا یا 5 تاش همزاد پنداری می کنین و حس می کنین حرف شما هم هست..و اون رو با نام خودتون نشر می دین..اینجوری نوشته از زبان 5 نفر گفته بشه بهتر هست...بیشتر دیده می شه...با اسم ها مختلف دیده می شه... برای من جذاب هست که نوشته ی خودم رو از زبان دوستام بشنوم یا ببینم... اینجوری حس می کنم..نوشته فایده داشته... اینکه ادم بچسبه به نوشتش و بگه این ماله من چه فایده ای داره؟! مهم اینه که اگر نوشته ات حرفی واسه گفتن داره...حرفه دیده بشه...نه اسم تو....
  22. تبریک علی جان والا به خدا... من هم تو اون تشخیص قبلی..هم تو این یکی صادقانه همه چیز رو ریختم رو داریه... هیشکی باور نمی کنه یکی به همین راحتی بیاد اعتراف کنه.... اعلام عمومی: اتفاقانی که در مورد جشن تولدم بازگو کردم...کاملا حقیقی هستن...اتفاقاتی بود که افتاده بود... اون هدیه ها هم واقعا همونایی بود که برام اوردن...(اون تصویر آلبومی هست که از همون جشن تولد دارم...) سلامت باشین... اگر شوخی کردم که باعث کدورت کسی شد ببخشه منو... خدا رو چی دیدین...شاید تشخیص هویت بعدی هم من باشم...
  23. (خطی که قرمز کردم) عطیه جان انکار کردن!(از اسم من برائت جُستن)...جایزه رو بهشون ندین..بدین به نفر دومی که اسمم رو گفتن... (اون قسمت که قرمز کردم)...شما هم سوختی...(سوختن همون که بچه ها تو بازی به نشان باخت می گن..نه اون معنای بدش) راست می گن..این عکس دو سالگی من تا اون عکس 8 تا 9 سالگی باید یک فرقی کنه دیگه...ولی وجه تشابه زیاد هست... حدس اولشون من بودم
  24. در راستای پست قبل و البته تصویر قبل... خاکستردانِ وجود من است این پیاله...همه گمان می کنند خانه ی توست... هر بار که خَم می کنم در این پیاله تو را... قامتم خمیده تر می شود... “ناصر” . . . خوبه یا یک نوشته دیگه بنویسم؟ . . . اگر خوشتون می آد...خودتون همین تصویر رو تو تاپیک آلبوم(تصویر نوشته (آلبوم تصاویر)) پست کنین...(فقط چون تالار ادبیات یکسری قانون داره...متن رو هم پایین تصویر بزارین همون جور که من گذاشتم که مشکلی با قوانین نداشته باشیم...)
  25. بار ناصرا..چقد فِسُرده بود این تصاویر..من هم فِسُرده نوشتم...امیدوارم احوالتون فِسُرده نباشه... عجببد مستاجری هست این سیگار....بد حسابه و بلند هم نمی شه از خونه... تازه بهش می گی بلند شو!..تو چشمات نگاه می کنه! می گه برو بابا! الان تو مستاجره من هستی!!!! سال هاست که اجاره نشینِ میانِ دو انگشـتانم هستی... بد حساب! عُمرم رفت...بهایش را ندادی...حداقل کوچ کن از خانه ام... صدایی آمد از میان خاکستر: تو ! دیگر اجاره نشینِ من هستی! “ناصر” . . . خوبه یا یک نوشته دیگه بنویسم؟ . . . اگر خوشتون می آد...خودتون همین تصویر رو تو تاپیک آلبوم(تصویر نوشته (آلبوم تصاویر)) پست کنین...(فقط چون تالار ادبیات یکسری قانون داره...متن رو هم پایین تصویر بزارین همون جور که من گذاشتم که مشکلی با قوانین نداشته باشیم...)
×
×
  • اضافه کردن...