-
تعداد ارسال ها
8583 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط mani24
-
وقـــــــــتـــﮯ مـــــﮯ خــواهـــمـــت و نیـــــستـــﮯ ... اتـــــفـــــاق تـــازﮭ اﮯ نـمــــﮯ افــتـــــد! فقــــطــ مــــךּ ! ذرﮭ ذرﮭ ایـــــوب مـــﮯ شـــــوم...
-
هـــــــمین که عشق باشد آن هـــــــم در حوالی تو هر چقـــــــدر هم که پاییز باشد بــــــــــــــهاری ترین هوا سهم من است . . .!!!
-
هَمیشه نمے شود زد به بی خیالےو گفتــــ: تنهـــــــــــا آمَــده امــ ٬ تنهـــــــا می روم... یک وقت هایے شاید حتے برای ساعتےیا دقیقه اے.. کم می آورے دِل وآمــآنده اتـــ یک نـَفــر را می خواهد! [TABLE=class: ncode_imageresizer_warning, width: 640] [TR] [TD=class: td1, width: 20][/TD] [TD=class: td2]براي ديدن اين عكس با اندازه واقعي اينجا كليك كنيد . اندازه واقعي اين عكس 800x683 مي باشد[/TD] [/TR] [/TABLE]
-
ـ * تـو حـقـی نـداری * ● از * نــدیــم *
-
گذار آرد مه من گاهگاه از اشتباه اینجا فدای اشتباهی کآرد او را گاهگاه اینجا مگر ره گم کند کو را گذار افتد به ما یارب فراوان کن گذار آن مه گم کرده راه اینجا کله جا ماندش این جا و نیامد دیگرش از پی نیاید فی المثل آری گرش افتد کلاه اینجا نگویم جمله با من باش و ترک کامکاران کن چو هم شاهی و هم درویش گاه آنجاو گاه اینجا هوای ماه خرگاهی مکن ای کلبه درویش نگنجد موکب کیوان شکوه پادشاه اینجا توئی آن نوسفر سالک که هر شب شاهد توفیق چراغت پیش پا دارد که راه اینجا و چاه اینجا بیا کز دادخواهی آن دل نازک نرنجانم کدورت را فرامش کرده با آئینه آه اینجا سفر مپسند هرگز شهریار از مکتب حافظ که سیر معنوی اینجا و کنج خانقاه اینجا
-
… دلم پرتو مهر رخت میکنم از آب چشم خانهٔ دل را خراب روز ار آید به شب بی رخ تو چه عجب؟ روز چگونه بود چون نبود آفتاب؟ چون به سر کوی تو نیست تنم را مقام چون …
-
شب را دوست دارم... چرا که در تاریکی، چهره ها مشخص نیست!!! و هر لحظه این امید در درونم ریشه می زند؛ که آمده ای... ولی من ندیده ام!
-
شب به شب گریه و زاری واسه عشق و درد دوری شب به شب فریاد حسرت غصه و گریه ی هجرت شب به شب دفتر و نامه پره یاد و اشک و ناله شب به شب صورت مهتاب دل غمگین شده بی تاب شب به شب رنگ سیاهی چهره ی دلم کبودی شب به شب قاصدک غم روی بارون و روی نم شب به شب گیتار مجنون میخونه از دل و از جون
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
mani24 پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
دســـــتم به تو که نمی رسد ولی میدآنی!!! خدا سطح دسترسی خیالم را آزاد گذاشته است ... -
بعضے وقتا مجبورے تو فضاے بغضت بـפֿـنـבے … בلت بگیره ولے בلگیرے نـڪنے … شاڪے بشے ولے شـڪایت نـڪنے … گریـہ ڪنے اما نزارے اشـڪات پیـבا بشن … פֿـیلے چیزارو ببینے ولے نـבیـבش بگیرے … פֿـیلے ها בلتو بشـڪنن و تو فقط سـڪوت ڪنے …
-
بیزارم از این خواب ها که هر شب مرا به آغوش تو می آورد و… صبح ها با اشک از تو جدایم میکند…
-
یادش به خیر٬ یادتونه که: آغاز سال نو.....با شادی و سرور....هم دوش و هم زبان....حرکت به سوی نور آغاز مدرسه....فصل شکفتن است.....در زنگ مدرسه .......بیداری من است در دل دارم امید...بر لب دارم پیام همشاگردی سلام....همشاگردی سلام مهر از افق دمید...فصلی دگر رسید.....فصل کلاس و درس...ما را دهد نوید در دل دارم امید...بر لب دارم پیام همشاگردی سلام...همشاگردی سلام ای در کنار ما٬آموزگار ما.......چون شمع روشنی در روزگار ما روشن زنور توست٬کاشانه ی دلم......در کار من توئی حلال مشکلم در دل دارم امید...بر لب دارم پیام همشاگردی سلام...همشاگردی سلام فردا از آن توست٬ ای نسل چاره ساز....با یاری خدا آینده را بساز فردای روشن است٬ با وحدت کلام......از ما تورا درود....از ما تورا سلام همشاگردی سلام...همشاگردی سلام
- 714 پاسخ
-
- 5
-
-
::پاییزتون قشنگ دوستایِ خوبم::
- 714 پاسخ
-
- 5
-
-
پاييز می رسد که مرا مبتلا کند با رنگ های تازه مرا آشنا کند خش خش... صدای پای خزان است، يک نفر در را به روی حضرت پاييز وا کند علیرضا بدیع
- 714 پاسخ
-
- 6
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
mani24 پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
زندگی من ..... نگاهم کن ...میخواهم خستگی هایت را در پیچک اغوشم از مهر بپوشانم ... زندگی من ... تو کالبد وجودم را محصور خود و محبت بی دریغ خود کرده ای ....... از نگاهم رازهای دلم را بخوان ... وقتی نیستی ....مثل این است که من نیستم ... وجودم به وجود تو وابستست .... تکیه گاه من ...سینه های مردانه توست ... دستان توست ... محل زندگی من اغوش توست .... مرا ازنگاهم دریاب .... که دوستت دارم .... -
دوست دارم نشستن در ساحل دریا را .... لحظه هایی که حرف سکوت کرده ای را دردلم دارم دریا را راز دارم میدانم هر نسیمی از دریا .....بوسه هایی دارد از جنس نوازش .... و اغوشی که در برمیگیرد اغوش ظریف مرا .... صدای دریا زمزمه هایی را از عشقش به ساحل .....برایم بازو میکند که او نیز بی تاب است .... دریا سکوت را به امواجش میخواند ... ساحل همان میعادگاه عاشقانه های من و دریاست .....
-
دلتنگی ام تنها در چشمان تو با گرفتن دستان تو با بوسه های تو در اغوش تو درمان میشود فاصله با دل رها می شود من مدتهاست که در قلبم با دلم با تو هم اغوشم وزندگی میکنم .......
-
باران نوازشم کن ......... مرا بنگر که برای دیدارت کوچ کرده ام به دشت ها ........ مرا نوازش کن ........ من ارامم ...... مرا با بوسه هایت عاشقانه خواب کن...... من از جنس توام ......من ازجنس دلهای باران دیده ام ... منم ........اواره ی همان دشتی که خواب دیده است مرا .... منم ....اهنگ ترنم عشق تو ...... ببار باران .... ببار ...
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
mani24 پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
عشق من ... دفتر عشقمان را بازمیکنم تیتر صفحه اول : به نام یگانه من .........اوکه سرچشمه رنگین کمان عاشقیست .... مینویسم .... عشق را از قلبم خواندم و سکوت را مینویسم .... نگاه میکنم به اوازباران ......بارانی که فصل بهار را برای دلم هدیه کرده است ... دردلم شعرهاییست که فقط جوهر وجودت ان را شاعراست .... به یاد دارم نگاهی که قلبم را مجنون خود کرد ...چه بی تاب بود ....چشمانت .....چشمانت همه ی فصل ها را در خود داشت ... انتظارلبهایم برای بوسیده شدن ......لمس اغوش مردانه ات به نوازش امواج دریا به ساحل .....مرا ارامشی مطلق ازعشق بود ... ....هیچ چیزجز تو برایم به معنای حقیقت نبود ....فانوس نگاهت مرا رهنمای ساحل قلبت بود ...... زمزمه تاروپود وجودت به من حکم وصال را میداد...... از این لحظه بود که تو را .....نفسهایم..جانم ...و زندگی ام دانستم ....... و نبودنت را نبود نفسهایم ...و تمام شدن زندگی ام برای همیشه......... ........... ................... -
آهنگ فوق العاده زیبا و احساسی فاتح نورایی با نام آینده ی خالی چه آسون تو گذشتی از کنار قلب آرومم ندارم کینه ای از تو با اینکه خیلی داغونم همین که مدتی بودی کنار من ممنونم قشنگه خاطرات تو واسه تکرار هر لحظه نمیدونم کجا هستی همین الان همین لحظه تموم من بدون تو به هیچ چیزی نمی ارزه دیگه قانع میشم کم کم به این روزای تکراری با یادت زنده ام امشب نگو از من تو بیزاری با یادت زنده ام امشب نگو از من تو بیزاری تو رفتی و سفر کردی واست شب گریه ها کردم سقوط رو با چشام دیدم واسه چشمات دعا کردم با این آینده ی خالی با این چشمای بارونی همش دلواپس فردام تو از حالم چه میدونی
