-
تعداد ارسال ها
2549 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط EOS
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
EOS پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
امروز هم حالم خوب بود هم روزم اما خراب شد وقتی اون پیرمرد خمیده پشتی رو که توی مترو داشت برای فروش کیف های دستش التماس میکرد تا بتونه مشکل بچه اش رو حل کنه و اشک توی چشماش حلقه زده بود رو دیدم وقتی حتی 5 هزار تومن پول نداشتم که بهش کمک کنم وقتی صدای گرفته و صورت چروکیده اش رو دیدم وقتی در همین حین از رادیو بازپخش صدای پارس سگها رو گذاشته بودن که نفساشون از جای گرمی بلند می شد وقتی روی مانیتور صحنه های دوران انقلاب رو نشون می دادن و حماقت های نسل گذشته رو وقتی اون مردک جنسیس سوار عوضی با اون حالت دخترک رو که دستش از سرما یخ زده بود رو هل داد و فالهاش رو ریخت روی زمین وقتی جون دادن یه گربه رو که ماشین زیرش گرفت مثل فنر بالا و پایین می پرید تا جون بده رو دیدم وقتی ........ خلاصه که همه اینا باعث شد که آهنگ محسن یگانه رو بذارم و پا به پاش با بغض زمزمه کنم "آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت آی زندگی می میرم و عمرمو می گیرم ازت این غصه های لعنتی از خنده دورم می کنه این نفسای بی هدف زنده به گورم می کنه ........." خلاصه که امروز فهمیدم این که آخرش رو خوب تموم کنی خیلی خیلی مهم تر از اینه که اولش رو خوب شروع کنی -
همکلاسی های دانشگاهم یه میتینگ گذاشته بودن من هم قرار بود برم قرارمون یه رستوران بین راهی بود که جمع بشیم و از اونجا راه بیفتیم طبق روال همیشه من آخرین نفر رسیدم بعد از سلام و احوال پرسی و تعارفات معمول گفتم داشتین در مورد چی حرف می زدین؟ پشت سر من که غیبت نمی کردین ؟ یکی از بچه ها گفت نه، داشتیم در مورد عقل بحث می کردیم ! من : وا....... حالا چرا داشته هاتون رو ول کردین و در مورد نداشته هاتون بحث می کردین ؟! دوستم همون طور که لبش رو می گزید با چشم و ابرو اشاره کرد به کنار دستم و گفت ما بحث نمی کردیم استاد داشت صحبت می کرد :vahidrk: به محض این که سرم رو برگردوندم توی فاصله 10 سانتی صورت استادم بودم !!!!!1 چنان هول کردم و یه دفعه بلند شدم که متوجه نشدم شلوارم گیر کرده به صندلی فقط با بلند شدنم صدای پاره شدن یه چیزی رو هم شنیدم یعنی فکر کن که از 5 سانتی بالای پشت زانوم شلوار نازنیم پاره شد تا پایین :icon_pf (34): من : ااااااا .... استاد سلام شما از کی اینجا بودین ؟! استادم : از همون موقعی که داشتی از نداشته های من حرف می زدی بعد اشاره کرد به شلوارم و گفت البته فکر کنم الان نداشته تو بیشتر جالب توجه باشه :icon_razz: هنوزم اول حرفت رو می زنی بعد فکر می کنی ؟! خلاصه که تنبیه اون روزم این بود که شلوار ورزشی یدکی یکی از پسرا رو مجبور شدم بپوشم حالا ببین با اون سر و ظاهر و اون شلوار چه طور مزحکه خاص و عام شدم ولی خدایی که خیلی خوش گذشت
- 2547 پاسخ
-
- 33
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
از اونجایی که من نقش آچار فرانسه رو بازی می کنم هر کس هر جا گیر می کنه میاد سراغ من فلک زده :icon_pf (34): چند روز بود برادرم پیله کرده بود که زنگ بزنم دانشگاهشون و اطلاعاتی که می خواست رو بگیرم (به قول خودش پارتی دارم جواب می دن ) خلاصه که من هر چی زنگ می زدم نمی گرفت با دوستام رفته بودیم بیرون گفتم اینا که حالا برنمی دارن ولی بذار یه زنگ بزنم ببینم چه خبره از شانس زنگ زدم و جواب دادن ! حالا فکر کن این دخترا توی ماشین افتادن به خودشون صدا به صدا نمی رسید از ماشین اومدم بیرون و همین داشتم چاق سلامتی می کردم با طرف که یکی از دوستام چنان جیغی کشید که فکر کردم 5 قلو وضع حمل کرد :icon_pf (34): بیچاره اونی که پشت خط بود یادش رفت که داشت چی می گفت همون پشت سرش در ماشین رو یک دفعه با فشار باز کردن و من هم که جلوی در ایستاده بودم رو پرت کردن توی جوی:vahidrk: من هم که شاکی ! همون طوری که گوشی در گوشم بود : خفه شید آخه ببینم این چی داره زر می زنه من پشت خط : ببخشید شرمنده چی داشتین می گفتین ؟! طرف مقابل : هیچی داشتم زر می زدم :icon_razz: حالا بماند که فرداش مجبور شدم با جعبه شیرینی برم خدمت جناب آقای تحفه برای ماست مالی حرفم
- 2547 پاسخ
-
- 33
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
نقد و بررسی برداشت شما چیست ؟ موافقید یا مخالف؟
EOS پاسخی برای Lean ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
نه ... راستش من موافق نیستم یاد این مثل میافتم که هر که بامش بیش برفش بیشتر مسلمه که اونی که بیشتر داره دردسراش هم بیشتره درسته که بیشتر به دست میاره ولی بیشتر هم از دست می ده هر کس به نوبه خودش با مشکلاتش می جنگه منتها این برداشت آدماست و چیزی که درست شده و می گن هر چی سنگه مال پای لنگه اون قدرت مندها هم سنگ دارن چه بسا که سنگ اونا بزرگ تر هم هست یاد این شعر مولانا افتادم نردبان این جهان ما و منیست.... عاقبت این نردبان افتادنیست لاجرم هر کس که بالاتر نشست.... استخوانش سخت تر خواهد شکست- 35 پاسخ
-
- 2
-
-
✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣
EOS پاسخی برای from_hell ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
امروز با تک تک وجودم معنی عشق رو فهمیدم وقتی من بعد از 20 و اندی سال نمی دونستم روی بدنم نشونه ای دارم و اما اون می دونست .....آره ؛من رو بهتر از خودم می شناخت وقتی با لب خندون و دل گریون توی جمع حاضر شدم و آهسته و با چشمایی پر از نگرانی بهم خیره شد و گفت "چرا باز دلت غصه داره؟" وقتی بهش دروغ گفتم و فهمید، اما به روم نیاورد و با لبخند ازم گذشت وقتی من براش صدا بلند می کنم و اون بغلم می کنه وقتی از یک ساعت دیر اومدنم شهری رو به هم ریخت وقتی از زمانی که کنارش نیستم تا زمانی که برمیگردم پیشش مدام برام دلشوره داره وقتی از در وارد می شم و بوسه گرمش مهمون گونه های سردم می شه وقتی سرم داد می زنه و چشمای خودش پر اشک می شه وقتی توی زندگی هم سپر بلام می شه هم کوه پشت سرم وقتی من بهش لجبازی هام . عصبانیت هام . گریه هام . غصه هام . مشکلاتم رو می دم اما اون در ازاش همیشه عشق و محبت و مهربونی و خنده ها و شادی هاش رو نثارم می کنه وقتی عمرش رو تمام زندگیش رو صرف من می کنه وقتی با من می خوره با من می خوابه با من درس می خونه و حتی با من حتی نفس می کشه وقتی ازش دور می شم و سر از بیمارستان درمیاره آره ..... وقتی تمام این ها رو می بینم می فهمم عشق یعنی چی عشق یعنی مامانم یعنی کسی که من دل نداده برام جون می ده کسی که بدون هیچ چشمداشتی دوستم داره کسی که تا آخر عمر باهام می مونه حتی اگه بدترین آدم روی زمین باشم کسی که با همه خوب و بدم باز هم با افتخار سرش رو بالا می گیره و می گه این دختر منه کسی که به معنای واقعی می شه گفت من رو می خواد فقط و فقط به خاطر خودم اما ..... کمترین سهم رو از عشق من می بره می دونی چرا ؟ چون همیشه و همه جا هست ... همیشه بدون این که تو درخواست کنی دستت رو گرفته .... بدون این که تو بفهمی سپر بلات شده ... همیشه بدون این که ازت توقع داشته باشه بیشترین علاقه اش رو به پات ریخته ... اما همین همیشه بودن باعث شده تو نبینیش واقعا آدم بی لیاقتی هستم که منبع عشق رو این قدر نزدیک کنارم دارم و دلبسته دیگرانی می شم که فکر می کنم دوستم دارن یا براشون خودزنی می کنم که خواهانم بشن خیلی دوستش دارم ...می دونم که هیچ وقت هیچ کس رو به این اندازه دوست نداشته ام و نخواهم داشت ...... اما می دونم که باز هم این علاقه به عشق اون نسبت به من نمی رسه اما همیشه و همیشه ... و امروز بیش از همیشه .... آرزو می کنم که اگر روزی قرار شد تو نباشی امیدوارم یه روز جلوتر من زندگی رو وداع بگم ..... که حاضر نیستم توی این دنیا بی تو زندگی کنم -
جنبه های خوب شبکه من و تو رو هم به همین دقت نگاه و بررسی می کنیم ؟! این کجاش نقض حقوق بشره ؟! مطمئن باشین امثال این کشورها چیزی که براشون حداقل از کشور ما با ارزش تره همین حقوق شهروندانه ..... حداقلش همین که بچه حق و حقوقی داره ومی تونه توی جامعه ابراز وجود کنه و در مورد زندگیش نظر بده این می شه حقوق بشر نه این که پدر با الکل صورت بچه 10 ساله اش رو بسوزونه و آب هم از آب تکون نخوره
- 19 پاسخ
-
- 6
-
-
امشب بسی خوشحال می باشم :heartshape2: چون اون جوری که دوست داشتم روزم رو گذروندم و به کارام هم همون طور که می خواستم رسیدگی کردم :w12: خلاصه که امروز هم زندگی خیلی قشنگ بود :hapydancsmil:
-
مردم ازاری یعنی ساعت 3 نیمه شب زنگ خونه رو بزنی و فرار کنی یعنی ساعت 2 نیمه شب توی محل هیت راه بندازی و مثلا حسین حسین هم بکنی یعنی به جای این که هیکل گنده رو تکون بدی و بری تا سر کوچه و زباله ات رو بندازی توی سطل بذاری کنار خیابون و گربه ها هم کیسه رو پاره کنن و هم خیابون رو گند بکشی هم کله همه رو بکنی با بوی مزخرفش یعنی آدم باشعور نیا جلوی پل پارک کن ! یعنی با دلیل و بی دلیل بدون هیچ اطلاعی این قدر برقا قطع و وصل بشه که مجبور بشی یخچاله سوخته ات رو تعویض کنی یعنی کارت به دادگاه بیفته و جونت بالا بیاد این قدر که از این پله ها می برنت بالا و پایین یعنی ....... ولش کن ! اونی که می فهمه به حرفای من نیازی نداره اونی هم که نمی فهمه هر کاری هم بکنی باز هم چون دوست داره توی تن پروری و نفهمی و به راه خود زندگی کنه اصلا گوش نمی ده پس فقط نفس حروم کردنه
- 10 پاسخ
-
- 4
-
-
نقد و بررسی ما رو کُــــهنه بِمون میبستن، مال شما خوشـــگل پوشک بود
EOS پاسخی برای Alireza Hashemi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
بلی بلی گوی موزیکال از اون برفی ها که می گی من چند سال پیش از محله ارمنی ها خریدم انقده هم خوشگل بود مخصوصا نزدیک کریسمس هم که می شه خیلی از این جور چیزا می شه اون ورا پیدا کرد اما این رو پارسال هدیه گرفتم حدود ولیعصر چندتا مغازه هست از این طور وسایل تزیینی ها می فروشه کلا نزدیک ولنتاین توی اکثر مغازه ها می تونی پیدا کنی یه گوشه اش رو بیا بگو برات می خره :gnugghender: -
نقد و بررسی ما رو کُــــهنه بِمون میبستن، مال شما خوشـــگل پوشک بود
EOS پاسخی برای Alireza Hashemi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
راستش الان که فکر می کنم می بینم من انگاری خیلی مرفه بی درد:4chsmu1: بودم ! به کل یادم نمیاد چیزی رو دلم خواسته که نداشته بوده باشمش! به هر حال شاید به خاطر اذیتام تنبیهم می کردن و دیرتر کاری رو برام انجام می دادن اما این که چیزی برام آرزو بوده باشه رو نه ؛ یادم نمیاد البته خب از حق هم نگذریم زیاد بچه ای نبودم که هر لحظه ساز یه چیزی رو بزنم بیشتر با همون هایی که داشتم کیف می کردم و وقتی هم یه چیزی رو بهم می گفتن نه به کل فراموشش می کردم (الهی .... بچه بودم چقدر خوب بودما !!!!!!! :hapydancsmil:پس الان چرا این قدر عوضی شدم !!!!!!! ) ولی حقا که بچه های الان خیلی پر توقعن :vahidrk: یعنی هر چی هم که بهشون می دی و هر کاری هم که براشون می کنی باز هم ناراضی ان اون موقع یادمه تا چشم مامانم رو دور می دیدم با بچه ها می رفتیم ته باغ پدر بزرگم خاک بازی کارت بازی تیله بازی گرگم به هوا روح بازی آب بازی :hapydancsmil: اما بچه های الان رو فقط ول کنی یا پای کامپیوتر و پلی استیشن ها و تی وی و یا به سلامتی از سن پایین جلوی آینه باشن و مو فشن می کنن و آرایش می کنن ! که آدم دوست داره جفت پا بره توی صورتشون یا کارمون از درخت بالا رفتن و توت خوردن بود بعدشم مش رضا می کرد دنبالمون که چرا از درخت رفتین بالا چند بار هم تاب بستیم به درخت شکست و افتادیم پایین یادمه یه بار برادرم توی دبه 7 کیلویی سیر گیر کرده بود (فکر کن دبه پر رسیده بود به تهش این قدر که یواشکی رفته بود سراغش) اما الان اگه روی میز جلوی بچه ها ترشی بذاری 100 تا ناسزا هم بارت می کنن خلاصه که به نظر من با همه نداشتن های اون زمان ما واقعا زندگی کردیم و شاید همین حسرتا بود که قوی بارمون آورد ولی بچه های نسل جدید واقعا چی از زندگیشون می فهمن ؟! مثلا فردا که بزرگ بشن می شینن از بازی وارکرفت برای بچه های کوچیک تر تعریف می کنن ؟! -
تسلیت می گم فاطمه جون روحشون شاد باشه و امیدوارم روزای ناخوش تو هم زودتر به سر بیاد
-
وای امروز چه کیــــــــــــــــفی داد :hapydancsmil: حسابی درس خوردم دقیقا 14 ساعت بود که روی دفتر و کتابام خیمه زده بودم الان اینقده حس خوبی دارم :dancegirl2::w42::vi7qxn1yjxc2bnqyf8vهمه انرژی بد این 2 هفته کم کاری از بین رفت برام :w12:
-
یه شدت خسته ام ؛ تا جایی که خودم رو به زور نگه داشتم روی صندلی :putertired: ولی با این حال خیلی خوشحالم امروز کفه اتفاقای خوب سنگین تر بود و روز خوبی رو گذروندم :hapydancsmil: و همچنی شب خیلی آرومی رو :w12: امیدورام این روزا و شبای خوب همچنان ادامه دار باشه امیدوارم همه این خستگی شیرین روزای خوب رو مدام تجربه کنن :heartshape2:
-
✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣
EOS پاسخی برای from_hell ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
اما زخم ها هیچ وقت خوب نمیشن ؛ بسته به عمق زخم همیشه یه لکه ناهماهنگ برات به جا می مونه مخصوصا زخم دل آدم که میشه مثل چینی شکسته با ارزش ؛ یعنی نه می تونی بندازیش دور نه دیگه برات کارایی داره فقط محض این که بگی وجود داره باید نگهش داری -
محبوبه جان اتفاقا خواهرت کاملا عقلانی داره عمل می کنه
- 75 پاسخ
-
- 2
-
-
اگر من نباشم..... اگر نو اندیشان نباشد...
EOS پاسخی برای pari daryayi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
این که حاضر باشی و به یادت باشن که مهم نیست ! مهم اینه که نباشی و به یادت باشن اگه خودم نباشم که خب برای اونی که در یه حد گذری می شناسم زیاد براش مهم نیست اونی هم که باهاش رابطه قوی تری دارم مطمئنا هر از گاهی یادم می کنه اما مسما تا خودم نبودم رو اعلام نکنم هیچ کس خبر دار نمی شه چون با کسی رابطه خارج از نت ندارم ! ولی خارج از انجمن مهناز دی و سپیده ام تی و حمیدرضا (صفدر خان) باهام در ارتباطن اگه انجمن هم نباشه که بچه ها فکر می کنم همه یه 2-3 تا انجمنی رو به عنوان یدک نگه داشتن که این جا نشد اونجا باشن ! همون طور که چند روز انجمن اوردوز کرده بود و بچه ها جاهای دیگه بودن اما شخصا دوست ندارم توی انجمن ایرانی دیگه ای فعالیت کنم- 240 پاسخ
-
- 11
-
-
خوش رنگترین رژ لبی رو که داشتید رو معرفی کنید
EOS پاسخی برای آریودخت ارسال کرد در موضوع : مد و زیبایی
من هم که خدا رو شکر sysام کلا به این حرفا نمی خوره (خودم که تا حالا نخریدم هر چی هم که برام خریدن بردم کادو!:persiana__hahaha:) اما دوتاشون که از رنگشون خوشم اومد یادمه : یکی کلینیک آ69 تقریبا از رنگ لب یه کم تیره تره یکی هم کلاسیک جیگری پ.ن: این تاپیک احتمالا باید رکورد بزنه- 36 پاسخ
-
- 8
-
-
✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣
EOS پاسخی برای from_hell ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
باید یه زن باشی تا من رو بفهمی .... باید جای من باشی تا درکم کنی ......... تو چه می دونی چه دردی میکشم...... وقتی کنار خیابون می ایستم برای تاکسی، و تو به خودت اجازه می دی با ماشین های مدل بالا جلوی من نگه داری و ازم قیمت بپرسی... چرا ؟ چون مرتب و اون طور که دلم خواسته لباس پوشیدم؟ تو چه می دونی چه زجر آوره ..... وقتی توی خیابون دارم راه می رم و تو به خودت اجازه می دی یک ساعت آسایش من رو سلب کنی و با بهانه و بی بهانه جلوی من سبز بشی ..... چرا ؟ چون اشتباه کردم و وقتی آدرس رو ازم پرسیدی جوابت رو دادم ؟ تو چه می دونی با روان من چه کار می کنی ...... وقتی حس می کنم پشت سرمی و بهت اجازه رد شدن می دم اما تو در عوض به من دست درازی می کنی .... چرا ؟ چون آدم حسابت کردم؟ تو چه می دونی چه فشار روحی رو تحمل می کنم ...... وقتی توی ترافیک پشت چراغ قرمزم برام شیشه می کشی پایین و شماره پرت می کنی تو چه می دونی چه حس تنفری رو به من القا می کنی ...... وقتی می بینم دست توی دست کس دیگه ای هستی اما از من هم چشم برنمی داری ..... چرا ؟چون نمی تونی جلوی دل هرزه ات رو نگه داری ؟ نمی دونی .... نمی دونی چه حالی بهم دست می ده وقتی صدای سوت نحست یا صدای گوش خراشت رو می شنوم که من رو با الفاظ "وای چه جیگری" "عجب هیکلی " "چه خوشگلی" ..... مخاطب قرار می دی چرا وقتی روبه روی من می ایستی فکر می کنی که اومدی خرید ! چرا درک نمی کنی که با نگاه های کثیفت چقدر من رو ناراحت می کنی ! یعنی تنفر رو توی چشمای من نمی بینی ؟! فکر می کنی من هم اسباب بازیتم ؟ به همین خاطره که با این وقاهت به خودت اجازه می دی بیای توی خیابون و من رو بغل کنی ؟ به همین خاطره که به خودت اجازه می دی هر دقیقه با یکی از همجنس من بازی کنی ؟ آخه من دلت رو زدم حالا نوبت یکی دیگه است !؟ حالا عروسک بعدی ؟ داره حالم از این مردم به هم می خوره که......که تو اشتباه می کنی و من رو روی لبه تیغ نگه می داری اما نگاه های نیزه وار مردم به سمته منه که تو باید خودت رو نگه داری تا پسر مردم به خطا نره آهای پسر مردم .... پس شکایت نکن اگر خواهر و مادر خودت هم روزی ملعبه دست امثال خودت شدن اسم خودت رو می ذاری مرد ؟ اگه تعریف مرد تویی, پس لعنت به هرچی مرده هر چند که تو هیچ کدوم رو نمی فهمی ... تنها چیزی که برای تو مهمه ارضای نفسته اما مطمئن باش ریشه این تنفر توی قلبم در نهایت تو رو به نیستی می کشه . -
سوالات و مشکلات کامپیوتری خود را اینجا مطرح کنید
EOS پاسخی برای mona_serendipity ارسال کرد در موضوع : سوالات و مشکلات کامپیوتری
جدا ؟! 500 خوبه ... می شه جایی رو معرفی کنین ؟ بله قیمت بازار رو می دونم .... پدرم هر بار از اونجا برام تعداد می گرفت اما این سری چون خودش نیست و من هم اون قدر جرات توی بازار بزرگ رفتن رو ندارم باید به همینی که هست بسنده کنم ! هارد رو نمی شه دست به دست کرد .... یکی از هاردام رو همین جوری نیست و نابود کردن (اونم با همه اطلاعاتش ! :icon_pf (34):) در ضمن یه تعدادی هم اطلاعاتیه که نمی خوام روی هارد باشه روی دی وی دی بودنش مطمئن تره من 2 بار دیگه هم این بلا سرم اومده بود (ترم اول و یه بار هم تابستون پارسال) اما باز هم درس عبرتم نشد که اطلاعاتم بک آپ بگیرم به همین خاطر کار کشته شدم توی این زمینه دیگه :icon_pf (34): اما راستش مشکل اصلی اینجا بود که من همون موقعی که اون فولدر پاک شد متوجه نشدم و از طرف دیگه 9 گیگ اطلاعات دیگه ریختم روی همون درایو وقتی متوجه شدم که دیگه کار از کار گذشته بود به همین خاطره که همه فایل هام به هم ریخته -
سوالات و مشکلات کامپیوتری خود را اینجا مطرح کنید
EOS پاسخی برای mona_serendipity ارسال کرد در موضوع : سوالات و مشکلات کامپیوتری
راستش من الان حدود 300 تا دی وی دی خام نیاز دارم اما از بیرون که می خوام بگیرم بالای 200 تومن برام در میاد (یعنی هر یکیش 700 تومن) و من هم چون باید خودم هزینه اش رو بدم نمی خوام این قدر بابتش بدم حالا احیانا کسی جایی رو سراغ نداره که به صرفه تر حساب کنه ؟ پاساژ رضا تازگی ها نرفتم اونجا هم همین قیمت هاست ؟ پ.ن: حالا اگه جای این پست اینجا هم نیست اما شما بذارین باشه خواهشا !!!!!! الان کارم خیلی ضروریه -
"رزور برای توضیحات "
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
- gijs van vaerenbergh
- معماری با چوب
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
- 3 پاسخ
-
- 3
-
-
- gijs van vaerenbergh
- معماری با چوب
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
Reading Between the Lines by Gijs Van Vaerenbergh / Limburg, Belgium
- 3 پاسخ
-
- 4
-
-
- gijs van vaerenbergh
- معماری با چوب
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
سوالات و مشکلات کامپیوتری خود را اینجا مطرح کنید
EOS پاسخی برای mona_serendipity ارسال کرد در موضوع : سوالات و مشکلات کامپیوتری
اول ممنون از راهنمایی هاتون :flowerysmile: اما متاسفانه مشکلم حل نشد از هر راهکاری هم که اینجا گفته شد و یا به فکر خودم می رسید، استفاده کردم اما فایده ای نداشت؛ حتی با سی دی لینوکس! از دیروز تا حالا چیزی حدود 16 تا از انواع و اقسام برنامه ها رو تست کردم اما بی نتیجه بوده ... انگار فایل های ویدیوییم کاملا از بین رفته اما به نظرتون در حال حاضر قوی ترین نرم افزار ترمیم یا بازسازی مدیا چی می تونه باشه که فرمت .ts رو هم پشتیبانی کنه ؟! :JC_thinking: -
امروز چقدر جمعه بود (!) .... یعنی آخر هرچی جمعه بود وای که چقدر از این روز بدم میاد ..... واقعا شب مزخرفی رو دارم می گذرونم :cry2: الان دقیقا حس می کنم یه اسکانیا اومده چند دور روی اعصابم دور پلیسی زده (!) می خوام بگم که در این حد اعصابم داغونه نتیجه 5 ماه خودزنی .... شد دود و رفت هوا واقعا حالا چی کار کنم :cryingf:
