رفتن به مطلب

EOS

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2549
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط EOS

  1. مرسی مهنازی .... چه تاپیک خوبی :hapydancsmil: راستش من بچه که بودم خیلی آتیش می سوزوندم اما خب از هر دو طرف (پدری و مادری) ، پدر بزرگ و مادر بزرگ خیلی هوام رو داشتن ولی خب اونا هم بعضی موقع ها از کوره در می رفتن دیگه _______________________________________________ پدربزرگ (پدریم ) توی حیاط کلی درخت میوه داشت که حسابی ازشون حفاظت می شد ، به خصوص به خاطر پرنده ها اما یکی از دشمنهای خطر ناک این باغ هم اسمش "سپیده" بود (نه این که فکر کنی من بودمـــــــــا! ) البته من تنها کسی بودم که راحت می تونستم برم اون طرفی اما فقط یه درخت گلابی بود که پدر بزرگم خیلی ازش مراقبت می کرد و حتی باغبون رو هم نمی ذاشت نزدیکش بشه (چون این درخت رو با مادربزرگم کاشته بودن و کلی یادگاری روش نوشته بودن که البته من بعد از این که از درخت بالا رفتم اون ها رو اونجا کشف کردم ) اما من نمی دونم چه علاقه عجیبی به این درخته داشتم یعنی اگه من رو توی خونه پیدا نمی کردن من حتما بالای این درخته بودم :w12: اون موقع بود که با عصبانیت می گفت ای پدر سوخته (! بیچاره بابام ) بیا پایین بعدشم که می اومدم پایین کلی می ذاشت دنبالم :w42: آخرش هم بابام کلی دعوام می کرد که چرا این قدر این پیرمرد رو اذیت می کنی که قلبش مریضه
  2. EOS

    بچه های ورزشی ؛ یه راهنمایی

    من هم اومدم یه چندتا نکته که هم تجربه شخصیه و هم علمی رو بگم : اولیش مورد توجه ویژه بانوان گرانقدر انجمن هر کس که بهت گفت "تو دیگه زیادی لاغری" یا "یه پرده گوشت داشته باشی خیلی قشنگ تر می شی" یا از این قبیل حرفا ، در حقیقت خود شیطونه و داره گولت می زنه چون اگه یه روزی بنا به دلایلی همون "یه هوا " پر تر شدن بشه "دو هوا" می ریزن سرت که چاق شدی مهم تر از اون این که عوارض روحی و جسمی اضافه وزن فقط مال خودته نه اونایی که دوران لاغریت برات نسخه چاقی می پیچیدن ! :icon_razz: دوما بچه هایی که شبا ورزش می کنین : ورزش شبانه توی هوای آزاد به خصوص پارک ها و جایی که دار و درخت و گیاه زیاده اصلا توصیه نمی شه ؛ چون همون طور که می دونین شب زمانیه که گیاهان دی اکسید کربن می گیرن سوما اشخاص گروه خونی o بهترین زمان برای ورزششون صبحگاهه چهارما یه جایی توی پستا اسم از آجیل آورده شده بود : بهتره بدونین آجیل و کلا مغزها فـــــــــــــــوق العاده پرکالری هستن !!!!!!!!!!!!!!! مثلا یه دونه گردوی متوسط 30 کالری داره یا یه دونه پسته درشت 8 کالری تخمه آفتاب گردون که دیگه هیچی اما اگه عادت به تخمه خوردن دارین می تونین با تخمه هندوانه جایگزینش کنین و کم کم کلا تخمه رو حذف کنید پنجما در مورد هندوانه هم که همه فکر می کنن آبه ! کلا می شه چربی ؛ پس خیلی رعایت کنین (البته حالا که دیگه فصل هندوانه تمامه !) بازم اگه چیزی یادم اومد میام می گم
  3. آخی ... عنوان تاپیک رو دیدم انگار یه دفعه برگشتم به 2-3 سال پیش (زمان دقیقش یادم نبود که با اختلاف یه سال حدودی گفتم ) همین انجمن بغلی (مهندسان) بچه ها یه تاپیک زده بودن که گفتگوی تهرانی ها بود یه شب دیر وقت بود که رفتم انجمن و اون تاپیک رو دیدم ؛ نمی دونم سر چی بود که یه خاطره تعریف کردم و همون شد پایه آشنایی با masoume و آتــــــــــروس :hapydancsmil: یکی از سوژه هامون اونجا همین اسم علیرضا بود که مصرانه سعی در نهفته نگه داشتنش ، داشت :persiana__hahaha: پ.ن : این پست نقش پیام بازرگانی تاپیک رو داشت :4chsmu1:
  4. EOS

    امشب

    روز سختی رو گذروندم اما الان حالم خیلی خوبه دست خودم نیست ، هر وقت که سقف بالای سرم آسمون می شه یه حس عجیبی پیدا می کنم که انگار امن ترین و آرام ترین و بهترن جای دنیای هستم یه باد خنک و یه عالمه ستاره که از دور دارن چشمک می زنن که همپای من بیدارن حالم زیباست ... خیلی زیبا :hapydancsmil:
  5. EOS

    عشق بچگی

    . گفتین معلم نقاشی یاد برادرم افتادم آخه اون هم اولین عشقش معلم نقاشی سال دوم دبستانش بود! قشنگ یادمه که یه روز رفتم از کیفش مداد بردارم دیدم توی دفترش نوشته سارا ! یه روز بعدش هم یه جا سوییچی چوبی پیدا کردم که اون هم یه طرفش نوشته سارا و یه طرفش یه قلب خون چکان بود ! رفتم یواشکی راپرت برادرم رو دادم به مامانم :icon_pf (34): یادم نمی ره که چه قدر توبیخ شد و مامانم هم فرداش رفت مدرسه اشون که تازه اون موقع متوجه شد سارا اسم معلم نقاشی شونه و اون زمان حدود 25 سالی هم سن داشته ! ولی خب داداش من بود دیگه هنوزم بابت اون زمان عذاب وجدان دارم اما هنوزم که هنوزه وقتی از برادرم در موردش می پرسم می گه من واقعا عاشق معلمم بودم به همین خاطر وقتی مامان دعوام می کرد ساکت بودم به قول خودش دوست داشته عروسش باشه ! هر چند من هیچ وقت متوجه نشدم که راست میگه یا من رو دست می ندازه
  6. EOS

    بچه های ورزشی ؛ یه راهنمایی

    من به شدت با نظر سارا- افشار موافقم این طوری یه حس رقابت یا تشویق به وجود میاد که خودش نیروی محرکه است خوب حالا برنامه من صبح 6:30 که بیدار می شم اول یه 3-4 لیوانی آب نوش جان می کنم بعد صبحانه (یه تخم مرغ + 2-3 تا نون سوخاری و گاهی شاید یه قاشق عسل) و آماده می شم برای ورزش 3 روز در هفته می رم باشگاه ایروبیک 3 روز هم توی حیاط حدودا 1.5 طناب و حلقه می زنم و میدوم ! البته مسیر باشگاه رو (رفت و برگشت پیاده روی سریع می کنم ) حدودا ساعت 11 می رسم خونه که تا یه دوش بگیرم می شه 11:30 دوش آب سرد خیلی کم می کنه به رفع کوفتگی و خیلی آدم رو سرحال میاره اما خب آب گرم برعکس عمل می کنه دیگه ! راستی بین ورزشم آب زیاد می نوشم (توجه : اگر بین ورزش آب زیاد بنوشین باعث می شه ورزشتون چربی سوز باشه در غیر این صورت اون ورزش بیشتر حکم عضله ساز رو پیدا می کنه !) 11:30 هم که یه بطری آب و یه دونه سیب برمی دارم و میرم به درس خوندن تا 2 که قرار باشه ناهار بخورم که اون هم معمولا یه حجم مشخص برنجه با حالا اون خورشت یا هر چیزی دیگه ای ! (نکته : تا قبل از غذا هر قدر می خواین آب بنوشین اما وسط غذا یا بعد از غذا به هیچ وجه این کار رو نکنین ! چون باعث می شه اسید معده رقیق بشه و هضم غذا درست و به موقع صورت نگیره و غذا توی معده بمونه و جذب بدن بشه ! ) تا 2 ساعت بعد از ناهار که چیزی نمی خورم تا عصرونه که اون هم 2 تا میوه معمولا می خورم با یه مقدار تنقلات بعد از اون دیگه هیچ کالری نمی گیرم و شام هم نمی خورم فقط زمانی که می خوام بخوابم که معمولا ساعت 3 صبحه یه لیوان شیر و لالا ...... یه روز در هفته رو هم که روزه ام یعنی دریافت کالری 0 اما آب و چای جای خودش رو ازش نمی گذرم به خودم در هیچ موردی سختی نمی دم که نخورم چون خودم می دونم اگر چیزی رو که می خوام نخورم بداخلاق می شم و می افتم به جون بقیه از همه چیز می خورم اما خیلی کم شاید به اندازه چند تا دونه که به تعداد انگشت های یه دست هم نرسه ! ولی خب به همون قانع می شم دیگه وقتی هم که احساس خوردن میاد سراغم سعی می کنم حواسم خودم رو پرت کنم یا با آب سر و ته همه چیز رو به هم بیارم! من شخصا با این برنامه دارم خوب جواب می گیرم
  7. EOS

    بچه های ورزشی ؛ یه راهنمایی

    سارا جون هیچ ماده طبیعی رو از برنامه غذاییت حذف نکن ! (منظورم از طبیعی اینه که دست ساز انسان نباشه !) این بدترین کاریه که می تونی در حق خودت بکنی حتی همون قند هم برای بدن لازمه با حذف برنج بدنت رو به دردسر می ندازی چهار روز دیگه ریزش مو و مژه و ابرو بیچاره ات می کنه حالا این یه چشمه اشه در ضمن فکر نکن نون همچین کالری کمی داره تازه نون سنگک که بهترین نونه در 100 گرمش 240 کالری داره ! :icon_pf (34):حالا نون های دیگه و نون سفید بماند! فقط تعادل مثلا من برنامه غذایی که دکتر های تغذیه می دن رو مقایسه کردم اکثرا وعده ناهار رو برنج می دن و غذای پختنی و وعده شام رو سبک با یه مقدار نون کم
  8. EOS

    بچه های ورزشی ؛ یه راهنمایی

    سارا جون همون جور که بقیه دوستان هم اشاره کردن تعداد وعده هات رو بیشتر کن در کل می خوام بگم به خودت گرسنگی نده یعنی نذار احساس گرسنگی شدید پیدا کنی بعد بخوری این خودش بدترین کاره چون اولا ولع خوردن پیدا می کنی دوما بدنت چون یه دفعه مقدار زیادی کالری دریافت می کنه و نمی تونه بسوزونه همه رو جذب می کنه که می شه چربی که در اصل یعنی همون بدبختی! البته باید تفاوت بین احساس گرسنگی واقعی و کاذب رو پیدا کنی گاهی آدم چون عادت می کنه به خوردن تمام مدت احساس گرسنگی داره که مسلما این گرسنگی کاذبه خواهشا عذاب وجدان نگیر ! بخور اما کم کم و به مقدار کم به طور مثال من گاهی شده غذام رو سر میز تموم نکردم و با خودم آوردم توی اتاقم و تا یکی دو ساعتی مشغولش بودم ! البته نه این که صحبت از یه دیس غذا بکنم ! منظورم مقدار غذای محاسبه شده است در ضمن وقتی احساس گرسنگی می کنی می تونی از کاهو . خیار . هویج (نه آب هویج !) . گوجه استفاده کنی اینها خوراکی های آزاده که هر قدر بخوری مشکلی نداره کالری کمی داره اما پر حجمه راستی خیار رو سعی کن با پوست بخوری چون چربی سوزه از میوه ها هم می تونی استفاده کنی اما نه بیش از حد مجاز چون همون طور که به سارا جون گفتم میوه خودش کربوهیدرات و ویتامینه که مصرف بیش از حدش چاقی میاره برای دخترای جوون فکر کنم بین 3 تا 4 عدد میوه در روز مجازه در ضمن سعی کن یکی از این میوه ها سیب باشه چون علاوه بر خاصیت های زیادی که داره جلوی اشتها رو هم می گیره
  9. EOS

    معرفی کتاب لغت

    من هم این سری کتاب رو دارم به نظر من که کتاب های خیلی بود مخصوصا به خاطر تمریناش باعث ماندگاری بیشتر هم توی ذهن میشه
  10. EOS

    عشق بچگی

    چه جالبه که دیروز خودم یکی شون رو دیدم یادمه 13 سالم که بود یه همسایه داشتیم اینا دو تا برادر بودن که یکی شون 5 سال از من بزرگتر بود و اون یکی 1 سال ؛ اینا یه پسر عمو هم داشتن که همسایه دیوار به دیوارشون بود خلاصه که اون دوران مثل الان دوست دختر دوست پسر بازی هنوز زیاد جا نیفتاده بود من هم که کلا در این موارد داغون ؛ فقط برام جالب بود که همه هم کلاسی هام با یکی دوست بودن و دوست داشتم بدونم اینا چه حسی دارن (هر چند که هیچ وقت واقعا احساسشون رو درک نکردم!) خلاصه که برادر بزرگه و پسر عموه یه کم مشکوک نگاه می کردن ، من هم که نمی دونستم نگاهشون چه طوریه فقط می دونستم که با دلیل و بی دلیل اینا جلوی در خونه ما سبز می شن خلاصه که اواخر دیدنشون شده بود عادت ! تا این که زد و پسره دانشگاه قبول شد شهرستان یه بار که رفتم توی انبار دنبال دفتر خاطراتم دیدم یه متن توش نوشته شده !!! (حالا خوبه دفتره خالی بود) آخی ....... هنوزم متنش یادمه بعد از اون یه نامه پیدا کردم که احتمال می دادم این از پسر عموه باشه ولی نمی دونم با همون سن و سال چرا همش فکر می کردم اینا چقدر بچه ان تا این که 2 سال بعدش از اونجا رفتن ! تا 6 ماه بعد هم می دیدمشون توی محل اما بعدش دیگه نه تا این که دیروز توی خیابون دیدمشون برادر بزرگه که ازدواج کرده بود و یه نی نی ناز هم داشت پسر عموه هم که نامزد داشت راستش اولش یه کم سخت بود هم کلام شدن چون همش اون دوران توی ذهنمون زنده بود (جمع می بندم چون می تونستم حس اونا رو هم از چشماشون ببینم ) اما بعدش همه چیز عادی شد تا این که کوچولوشون رو هم بغل کردم ولی به نظرم حس خیلی جالبی بود آخی .... یادش بخیر :girl_in_dreams:
  11. EOS

    ◄ قطعه ای از یک کتاب

    .... از هوراس نقل قول آورده ام : وقتی آدم های احمق می خواهند از اشتباه بپرهیزند ، معمولا خلاف آن را انجام می دهند. زندگی کوتاه است / یوستین گوردر / صفحه 51
  12. EOS

    ◄ قطعه ای از یک کتاب

    زندگی کوتاه است ؛ بسی کوتاه . چه بسا اینجا و در حال است که زندگی می کنیم .... ما تا ابد زندگی نمی کنیم . این بدان معنی نیست که نباید از روزهایی که در اختیارمان است استفاده کنیم . زندگی کوتاه است / یوستین گوردر / صفحه 40
  13. جناب آقای استارتر مستحضر هستید که امروز یکی از علامت سوال های ذهن من جواب گرفت؟! ........ :hapydancsmil: یعنی من تا یه سالی که از عضویتم می گذشت و می اومدم سایت همیشه فکر می کردم این "خودم" و "علی" کیا هستن که برترین معرف ان اما هیچ وقت من ندیدمشون ؟! :icon_pf (34): ........ الان دقیقا متوجه شدم که من یه جنبه اش رو نگاه می کردم این دقیقا در مورد شانس هم صدق می کنه ! از نظر من شانس معناییه که هر کدوم از آدما یه نوعی برای خودشون تفسیرش می کنن ببین ... مثلا ممکنه من توی خیابون تصادف کنم و دستم بشکنه ! دقیقا از دو بعد می شه بهش نگاه کرد: عجب بدشانسی که دستم شکست (جنبه منفی) عجب خوشانسی که فقط دستم شکست (جنبه مثبت) به همین سادگی ! خب مسلما می شد توی اون تصادف یه ضربه به سرم بخوره و جان به جان آفرین تسلیم کنم! (دیگه بی طلا می شدین) من شخصا برای این که راحت تر زندگی کنم ترجیه می دم با اون دید مثبته نگاه کنم اما در کل می تونم با قاطعیت بگم که آدم خوشانسی هستم : چون حق زندگی دارم چون در سلامت کامل هستم چون مادری دارم که عاشقانه دوستم داره و دوستش دارم چون خانواده ای دارم که حامی ام هستن همه این ها چیزایی که توی زندگی خیلی هامون مشترکه اما تفسیر همه این ها به نوع نگاه و توقع مون از زندگی برمی گرده در کل خودم رو آدم خوش اقبالی می بینم اما خب در مواردی هم بدبیاری آوردم که یکی از اون ها دقیقا زمانیه که دروغ می گم ! یعنی نشده من تا حالا دورغ بگم و دستم رو نشه ... لامذهب به 2 ساعت هم نمی کشه :icon_pf (34):
  14. زندگی کوتاه است (نامه ای به قدیس آگوستین) نوشته یوستین گوردر ممممم ... فقط می تونم بگم خوب بود البته یه جاهایی گفته های واقعا ارزشمندی داشت !
  15. سینوهه حرف نداره !!!!!!!!! من عاشق این کتابم ... واقعا نمی دونم چند بار خوندمش یعنی هر کس تا حالا نخونده دست به کار بشه
  16. EOS

    بخشش یا تلافی!؟

    نه دیگه ! اصلش هم اینه : هر عملی را عکس العملی ست! اونی که این قدر قویه که می تونه انتقام بگیره که خودش رو دیگه درگیر نمی کنه ... فقط حواسش هست که جواب های هوی ه
  17. من کاسه صبرم ! اما ؛ این کاسه لبریزه ....
  18. EOS

    سوتی

    آخ آخ این تاپیک سوتی اومد بالا باز یاد کار روز دیروزم افتادم :icon_pf (34): قضیه از این قرار بود که ...... خاله ام تقریبا یک ماهیه که خونه اشون رو عوض کرده اما من توی تمام این مدت اصلا وقت نکرده بودم حتی یه سر بهش بزنم !:5c6ipag2mnshmsf5ju3 خلاصه که چند روز پیش که زنگ زد و کلی گلایه کرد و ناراحت بود من هم قول دادم که توی هفته حتما برم بهش یه سری بزنم جمعه از پیش داییم تصمیم گرفتم برم خونه اشون با این که می دونم خیلی حرکت بدیه اما قبلش زنگ نزدم چون می دونستم حتما تهیه و تدارک می بینه :5c6ipag2mnshmsf5ju3 خب من از بهشت زهرا آدرس رو نمی دونستم (مخصوصا که اون روز به خاطر دفاع مقدس مسیرهای اصلی بهشت زهرا رو بسته بودن :icon_razz:)حالا فکر کن هر چی می گشتم آدرس رو پیدا نمی کردم ! :icon_pf (34): آخر از یه افسره پرسیدم : من می خوام برم یوسف اباد از اینجا کدوم مسیر رو باید برم ؟ ماموره : مقصدتون کجاست ؟ من : خونه خاله ام افسره : ..... بله ، منظورم اینه که خونه خاله اتون کجاست من : :icon_pf (34): خلاصه که با کلی دردسر آخر رسیدم به مقصد رفتم جلو می بینم یا خدا این که برجه من هم که زنگشون رو نپرسیدم :icon_pf (34): می خواستم زنگ بزنم به خاله ام آنتن نداشتم خلاصه که آستین هام رو زدم بالا و یکی یکی زنگ ها رو زدم به زنگ دهم یازدهم رسیده بودم که دیدم یکی بوق زد و از پشت سرم صدا زد : چه عجب چشممون به جمالت روشن شد ! پسر خاله ام از آسمون رسیده بود :hapydancsmil: لعنتی نمی دونم چه طوری ذهنم رو می خونه ؛ با خنده گفت : چیه زنگ رو نمی دونستی همه رو با هم فشار دادی ......... زنگ 18 رو بزن مامان خونه است خلاصه که زنگ رو زدم و رفتم اما حالا نمی دونستم کدوم طبقه می شن حساب کردم که توی هر طبقه 5 واحده پس با این حساب می شه 3 طبقه بالا تر سوار آسانسور هم که شدم همون طبقه 3 رو فشار دادم :icon_pf (34):و پیش خودم که حساب می کردم حدس زدم که خونه اشون کدوم واحد باید باشه از آسانسور که اومدم بیرون یه در باز دیدم و با توجه به محاسبات توی آسانسور مطمئن بودم که همین واحده زنگ رو زدم : خاله جونم کجاست ؟ :(87): رفتم تو : قهر نکن دیگه .... یه دنیا معذرت واقعا نشد بیام :5c6ipag2mnshmsf5ju3 وسط حال : چه خونه خوشگلی .... خیلی خیلی مبارک باشه :hapydancsmil:باز که همه لوازمت رو عوض کردی ! اما هیچ خبری نبود!!!! :th_scratchhead: روسریم رو در آورده بودم و داشتم مانتوم رو در میاوردم که یه صدای غریبه از پشت سرم گفت: شما ؟! اول واقعا شوکه شدم :ydm47612zsesgift969 اما بعد فکر کردم هر کی باشه از من که به خاله ام نزدیک تر نیست که تازه این قدر هم گستاخه :vahidrk: من : دختر بابام ؛ شما ؟ :3384s: پسره : ....... من هم پسر بابام ...... می شه بگین دختر بابا توی خونه من چی کار می کنه ؟ :icon_razz: من : چی ؟! خونه شما ؟ :icon_pf (34): پسره : فکر کنم دیگه من : (الهی بمیری سپیده که یه روز هم نمی ذاری لای کار در بره که گند پشت گند می زنی ) من : مممممممممممم .......... :JC_thinking:مثل این که اشتباه اومدم :1111: پسره (یعنی معلوم بود از پررویی من داره از خنده منفجر می شه ) : اگر بگین با کی کار دارین شاید بتونم راهنماییتون کنم . همون موقع رسیده بودم جلوی در که با پسر خاله ام که از بالا داشت می اومد رو در رو شدم :5c6ipag2mnshmsf5ju3 پسر خاله ام : پس تو کجایی ؟ بدبخت چشماش 6 تا شده بود .... فکر کن روسریم و کیفم که زیر بغلم ، نصف دکمه های مانتوم باز .... اصلا یه وضعی حالا فکر کن همون طوری هم رفتم جلوی خاله ام یه ربع بعد زنگ در رو زدن و وقتی پسر خاله ام برگشت و گل و شیرینی رو دستش دیدم تازه یادم افتاد که گل و شیرینی رو هم همونجا جا گذاشتم و اومدم پ.ن : پسرا آخه این چه عادت مزخرفیه که از در می رین بیرون در رو نمی بندین پشت سرتون آخرش هم یکی مثل من رو می ندازین توی دردسر :vahidrk: . . . . :4chsmu1:
  19. اونایی که طعم تندی رو می پسندن واقعا چای زنجبیل خیلی خوشمزه است
  20. چای یکی از نوشیدنی های بسیار محبوب در دنیا است و پزشکان نیز به خوردن آن همیشه توصیه می کنند. چای های بسیار زیادی در دنیا وجود دارد که می توانید از هر کدام از آن ها بهره ببرید. با خواص چای های معمولی که بسیار زیادی در دسترس هستند آشنا هستید و بهتر است تا با خواص چای هایی که کمتر می شناسید آشنا شوید. در این مطلب نگاهی داریم به چند چای بسیار عالی اما ناشناخته که در عطاری ها می توانید آن ها را پیدا کنید. برگ های تمشک قرمز: این چای بیشتر در دوران حاملگی مصرف می شود، اما مصرف آن برای افراد دیگر نیز مفید است. برگ های آن حاوی آنتی اکسیدان، ویتامین و مواد معدنی متنوع است که به آسانی در آب گرم آزاد می شود. برگ های آن خاصیت خنک کننده و تصفیه کننده دارد. چای قره قات: با این گیاه شاید آشنایی نداشته باشید. میوه ی این گیاه از نوع سته است و پس از رسیدن کامل به اندازه ی نخود شده و حاوی آب بنفش رنگی می باشد. برای دم کردن چای باید به این نکته توجه کنید. به 5 گرم از خرد شده ی میوه ها یک لیوان آب سرد می افزاییم، آن گاه حدود 10 دقیقه می گذاریم بماند و سپس آن را به حد جوش می رسانیم و باز هم مدت 10 تا 15 دقیقه به حال خود می گذاریم و گرما گرم صاف می کنیم. ضد چسبندگی پلاکت ها، ضد شکنندگی عروق مویینه، ضد ویروس تبخال، ضد التهاب، ضد اکسیدان، ضدتب، ضد عفونی کننده، ضد اسپاسم، ضد زخم های گوارشی، ضد قارچ، ضد ویروس، قابض، محرک گردش خون، محافظ کلاژن، ادرار آور، محرک سیستم ایمنی بدن، کاهش دهنده ی چربی خون و گشاد کننده ی رگ ها. چای رزماری: علاوه بر این که منبع عالی ویتامین e است، چای آن در برطرف کردن بیماری ها مفید است. دم کرده رزماری عملکرد کلیه و کبد را بهبود می بخشد و انواع سردردها را نیز برطرف می کند. چای رزماری، برای درمان سرماخوردگی، سردرد، اختلال عصبی، تسکین درد عضلات و آرامش عصب موثر است. از آن جا که این گیاه خاصیت ضدباکتریایی دارد، پارچه آغشته به چای این گیاه را به زیر بغل بمالید تا بوی نامطبوع از بین برود. چای زنجبیل: زنجبیل مانند فلفل قرمز طعم تندی دارد. مصرف آن به افرادی که تب خال یا زخم معده دارند توصیه نمی شود. زنجبیل منبع عالی ماده معدنی لازم و ویتامین است و برای درمان بیماری های متعدد از جمله ناراحتی های گوارشی، نامنظم بودن عادت ماهانه، اختلالات و ناراحتی های دفع روده ای مفید است. چای برگ ژینکو: در بسیاری از اقوام، مصرف برگ این درخت از هزاران سال پیش رایج بوده است. نتایج تحقیقات نشان می دهد که این چای عملکرد گردش خون را بهبود می بخشد و کلسترول را کاهش می دهد. به تازگی نیز مشخص شده است که این گیاه از بدن در برابر اشعه محافظت می کند. منبع : سيمرغ
  21. طی تحقیقات انجام شده روانشناسان بیکار ترین مردمان روی زمین هستن یعنی واقعا چیزی هست که اینا سرک توش نکشیده باشن آخه اگه همه آدما طبق تحقیقات اینا این قدر یه جور بودن که یعنی خدا وقتش رو بی خودی تلف کرده برای خلقت انسان :icon_pf (34): پ.ن : البته قصد اهانت به بچه های این رشته رو ندارم اما حرصم می گیره از سوژه های تحقیقاتی این روانشناسا
  22. EOS

    بخشش یا تلافی!؟

    به نظرم یکی از قوی ترین آدما اونایی هستن که زمان انتقام گیری از حقشون نمی گذرن (کاش من هم این قدر قوی بودم ) خوبی زیاد نکبت میاره ؛ وقتی به آدما زیادی خوبی می کنی می ذارن به پای وظیفت یا احمق فرضت می کنن راستی راستی توهم برشون می داره که اشتباه از تو بوده که ازشون گذشتی !!!!! :icon_pf (34): به نظر من اونایی هم که اشتباهات دیگران رو فراموش میکنن بدترین راه رو انتخاب می کنن چون باعث می شه دوباره همون چوب رو بخورن
  23. این تاپیک اینجا خیلی گمه حیفه! ... کاش یکی از مدیران به یکی از بخش های علوم تغذیه های منتقلش می کردن که بچه ها بتونن ازش استفاده بهینه کنن! فکر می کنم اینجا یه کم جاش نامناسبه
  24. EOS

    بچه های ورزشی ؛ یه راهنمایی

    اومدم تاپیک بزنم دیدم اینجا موجوده نقش ویتامین در بدن .
  25. EOS

    انواع ماسک ها برای انواع پوست ها

    یک قاشق غذاخوری ماست ، یک قاشق غذاخوری آرد سفید ، یک چهارم قاشق چایخوری آب اکسیژنه 10% و یک چهارم قاشق چایخوری جوش شیرین را با هم مخلوط کنید و به مدت 20 دقیقه روی صورت خود قرار دهید . سپس با آب نیم گرم بشویید و خوب ماساژ دهید.
×
×
  • اضافه کردن...