YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 2 تیر، 2013 من با تو راه می روم و می خوانم با تو می نویسم و می خوانم وز شوق این محال که دستم به دست توست من جای راه رفتن پرواز می کنم 2
mani24 29665 ارسال شده در 2 تیر، 2013 هرکس جای من بود ، می بُرید اما من هنوز می دوزم ، چشم امید به راه . . . 2
mani24 29665 ارسال شده در 2 تیر، 2013 دوباره عود میکند عفونتِ لذیذِ خاطراتِ تو! کرخت میشوم بغض میکنم سست میشوم. گول میزنم خودم را که لیاقت مرا نداشت...! 2
mani24 29665 ارسال شده در 2 تیر، 2013 مـــوهایــم را کوتـــاه می کنــم تا نگیرنـــد بهـــانه ی نـــوازش هایـــتــــ را ! 1
mani24 29665 ارسال شده در 2 تیر، 2013 اینجا زمین است!!! تا پیراهنت را سیاه نبینند باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی... 3
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 2 تیر، 2013 من در پناه شب از انتهای هر چه نسیمست می وزم من در پناه شب دیوانه وار فرو می ریزم با گیسوان سنگینم در دستهای تو ... و هدیه می کنم به تو گلهای استوایی این گرمسیر سبز جوان را بامن بیا با من به آن ستاره بیا نه آن ستاره ای که هزاران هزار سال از انجماد خاک و مقیاس های پوچ زمین دورست و هیچ کس در آنجا از روشنی نمی ترسد من در جزیره های شناور به روی آب نفس می کشم من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم که از تراکم اندیشه های پست تهی باشد با من رجوع کن با من رجوع کن به ابتدای جسم به مرکز معطر یک نطفه به لحظه ای که از تو آفریده شدم با من رجوع کن من ناتمام مانده ام از تو فروغ فرخزاد 2
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 2 تیر، 2013 اندهت را با من قسمت کن شادیت را با خاک و غرورت را با جوی نحیفی که میان سنگستان ... مثل گنجشکی پر می زند و می گذرد اسب لخت غفلت در مرتع اندیشه ما بسیار است با شترهای سفید صبر در واحه تنهایی می توانیم به ساحل برسیم و از آنجا ناگهان با هزاران قایق به جزیره های تازه برون جسته مرجان حمله ور گردیم. منوچهر آتشی 3
mani24 29665 ارسال شده در 2 تیر، 2013 می دانم نفس ھايم قد كشیده اند! در من جا نمیشوند . . آن ھا خواھند رفت ، و من خواھم رفت ، ھر يك به راه خويش . . . ! 2
mani24 29665 ارسال شده در 2 تیر، 2013 به حساب خیالبافی ام نگذار.. اما ستاره ای دارم در تیره ترین شبها.. فقط خواستم بدانی که میشود دل خوش کرد به چراغ های کوچکِ هواپیما!! 2
- Nahal - 47858 ارسال شده در 6 تیر، 2013 باور کن نه لبخندِ در عکس نه چاقویی که در پرونده هست مرگ، یعنی دوستانی که سکوت کردهاند ... فرزاد آبادی 5
mani24 29665 ارسال شده در 6 تیر، 2013 ای نـــا رفیـق.. بــه کــدامیــن گُنـــاه نــاکـــرده.. تـــازیـــانــه زدی بــر اعتمـــادمـ زیـــر پـــایـمـ را زود خـــالـــی کــــردی . ســلام پـُـــر مهــــرتــ را بــــاور میکــــردمـ. یــــا پـــاشیــدن زَهــــر نـــامَـــردیـتــ را خنجــری از پشـت در قَلبـــمـ فــــــرو رفـــت پُشـــت ســـــرمـ را نگـــــــاه کــــــردم .. کســـــی جـــــــز تــــــو نبــــود 3
mani24 29665 ارسال شده در 6 تیر، 2013 بَچه کـــِ بودم ، بَستَنـــــے ام را گــاز مے زَدَنـد قیامَتـــ به پـآ میکردم ، چـه بیــــهوده بُزُرگــــ شُدم... حالا روحَــم را گـاز مےزنند و مےخندم! 7
ایلین1366 5544 ارسال شده در 6 تیر، 2013 زیادی دوستت داشتم میدانی اشتباه از کجاست؟؟؟؟ ازتو نیست... اشتباه از من است... هرجا رنجیدم به رویت نیاوردم لبخند زدم فکرکردی درد نداشت... محکم تر زدی 5
- Nahal - 47858 ارسال شده در 7 تیر، 2013 تمامی چیزهایی که دوست میدارم از آن من نیست دریـــا از آن من نیست پاییــز از آن من نیست عشقَت از آن من نیست تنهــا زخمَم از آن من است غاده السمان 5
mani24 29665 ارسال شده در 7 تیر، 2013 این شعـــــرهـــــا بــــــــــرونـــد به جهنم ! من فقط دیــوانـــه ی آن لحظه ام که سرت را روی این قلب پر آشوبم می گذاری __________________ 3
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 7 تیر، 2013 یه روز توی زندگی میفهمی : چه خوشبختن اونهایی که "آلزایمر" دارن... 3
mani24 29665 ارسال شده در 8 تیر، 2013 داشتم با یه نفر حرف می زدم... گفت : " بی حوصله ام ، دلم گرفته " و من می دانستم نسل من دلش از چی گرفته ؟؟!!! ما همه دل تنگیامون ، دغدغه هامون ، فکرامون نگرانی هامون... یکیه نشستیم ، منتظریم منتظر یه غیر منتظره منتظر یه زنگ ، از یه شماره که مرددیم که پاکش یا نه !!! از کسی که دوس داریم متن smsش " غلط کردم " باشه منتظر یه بغل که یهو ، بی هوا ، محکم بگیرتت ، فشارت بده توام صدات در نیاد منتظر یه بوس ، ناب ، پاک ، سر فرصت ، با خیال راحت ، بی ترس منتظر یه دوست که بگه چه مرگته لعنتی ؟؟ بگو خودم درستش می کنم.. منتظر یه تفریح واسه تعطیلی های دلگیر منتظر .... منتظر یه چیزی ، یه کسی ، یه اتفاقی که دیگه نگیم منتظریم .... 4
ارسالهای توصیه شده