spow 44202 ارسال شده در 9 تیر، 2013 زندگی سرد است، همهی بسترها جمع شدهاند، ملحَفهها یخ زدهاند، بخاری خاموش، زندگی سرد است... پاهایت به کجا میروند؟ بوی موهایت برای کیست؟ زندگی سرد است! از این رو، گاهی، غمگینام! Remcor Camper - شاعر هلندي 5
mani24 29665 ارسال شده در 10 تیر، 2013 دلتنگی های من به تو رفته اند… آرام می آیند در سینه می نشینند..دیگر نمیروند…!!! 2
mani24 29665 ارسال شده در 10 تیر، 2013 "دیروز" و "فردا" هر دو نامردند... "دیروز "با خاطراتش... و "فردا"با وعده هایش...مرا فریب دادند.. تا نفهمم "امروز"م چگونه گذشت...! 1
mani24 29665 ارسال شده در 10 تیر، 2013 اری از پشت کوه آمده ام... چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟! برای عشق خیانت کرد برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم می گویند: از پشت کوه آمده! ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ __________________ 2
mani24 29665 ارسال شده در 10 تیر، 2013 امروز یک لحظه دلم خواست که... روی خطوط سفید... بــ ریده بریـــ ده وسط خیابان... بایستم!!! و بگذارم که مرگ از زندگی.. سبقت بگیرد.!!! 3
JU JU 7193 ارسال شده در 11 تیر، 2013 به امید دل نبند دروغ میگوید به همین راحتی تو را به اوج رویاها و خوشیها میبرد سپس، تو را در باتلاقی، غرق میکند امید نبند او یک دروغ است یک دروغ بزرگ 3
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 دل ِ زبـان بـسـتــه کـه بـی خـودی تـنـگ نـمـی شــود ! حـتـمـا دوسـت داشـتـنــی در کـار هـسـت و کـسـی کـه بـایــد بـاشــد ، دیــگـر نـیـسـت !! 1
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 لعنتــــــــی خوابـــــــــــــــــید... بدون "شب بخیر " شاید می دانست بی او هیچ ساعتی از زندگی ام به خیـــــر نیست ...!!!
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 خیابان شعر بلندیست وقتی من با قدمهای تـ♥ـو قـدم میزنم در خیـال!!!
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 چـﮧ احساس ِ بـב ﮯ است وقتـﮯ با تمآم وجوב ڪسـﮯ را בوست בارﮯ و او براﮯ בیـבטּ قلبت مـﮯ خواهـב، בڪمـﮧ هاﮯ لباست را باز ڪنـב
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 چنـــان ابــــري بــر دلــــم مي بـــارد کـــ ه بــــاران را گــــريــ ه مي کنـــــم ... 4
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 گاهی دلم می گیرد از آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت می دهند دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمی کند ......و نوری که تاریکی می دهد ازکلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند دلم می گیرد از سردی چندش آور دستی که دستت را می فشارد و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند 3
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 گلهاش توي دستش بود,نشسته بود لب جدول رفتم نشستم کنارش گفتم:براي چي نميري گلات رو بفروشي؟ گفت:بفروشم که چي؟تا ديروز ميفروختم که با پولش ابجيمو ببرم دکترديشب حالش بد شد و مرد با گريه گفت:تو ميخواستي گل بخري؟ گفتم:بخرم که چي؟ تا ديروز ميخريدم براي عشقم امروز فهميدم بايد فراموشش کنم...! اشکاشو که پاک کرد,يه گل بهم داد با مردونگي گفت:بگير،بايد از نو شروع کرد تو بدون عشقت ، من بدون خواهرم 4
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 شـایـد دلـتـنـگـی هـای " غـروب جـمـعـه " دیـگـه گـفـتـنـش تـكـراری شـده ! ولـی .... بـیـن خـودمـون بـمـونـه مـن یـكـی خـیـلـی دلــم گـرفـتـه !! 4
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 در حــوالــی ِ اَنــدَر احـــوالات مـــَن... حوصـــلــه ای زنــدگـــی میکنـــد که.... هیـــچ وقـــتــ خـ ــ ــ ـآنــ ــه نـــیســـت....!! 5
JU JU 7193 ارسال شده در 1 مرداد، 2013 شبیه به اون نیستی که موهایت را تاب میدادم با چشمهایم و دستانت را میدادی تا بچرخیم دور و بر خیال تو شبیه به خیلیها میمانی ... فقط شبیه به تو نیستی این سینه هنوز هم بد میزند خاطرههایت را ! 4
JU JU 7193 ارسال شده در 1 مرداد، 2013 قلم هم دیگر همراه نیست نمیتوان تمام ِ حرفها را گفت نمیشنود نمیفهمد لعنتی نمینویسد پس به که بگویم حرفهایم را کاغذ سپیدی بدهید برای خط خطیهایم ! 4
sam arch 55881 ارسال شده در 6 مرداد، 2013 خاکسترم بر باد رفت.. در سیاه ترین روزی که به امید سپید بودنش صبح از خواب پریدم! 5
خاله 3004 ارسال شده در 8 مرداد، 2013 خــــاطــــره یعنــــــﮯ گـــذشتــــﮧ ها نگذشتــــــﮧ . . / . 6
شــاروک 30242 ارسال شده در 13 مرداد، 2013 در دلـم آرزوی آمـدنـت مـی مـیـرد، رفـتـه ای ایـنـک، امّـا، آیا بــــــاز مـی گـردی؟! چـه تـمـنـای مـحـالـی دارم .... خـنـده ام مـی گـیـرد! 5
ارسالهای توصیه شده