رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

کارگاه تعمیرات داشتیم یه میز بود که دور اون نشسته بودیم منو دوستمم طبق معمول کنارهم نشسته بودیم پسرا هم روبروی ما بودند من دیدم گفت بابا نازی پاتو جمع کن دیگه منم گفتم پای من ؟من پام اینوره اصلا پیش پای تو نیست یه ان دوستم دید که بله اشتباه پا روی یکی از پسرا گذاشته داره فشار میده بجای پای من خلاصه دوستم حسابی ضایع شد.

لینک ارسال
  • پاسخ 2.5k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

امروز اومدم برم تو ی مغازه، نفهمیدم در شیشه ایش بسته است. با کله رفتم تو در :/

چند روز پیش اومدم شرکت قرار داشتم با یه شرکتی زود میخواستم برم ، اومدم وسیله هامو گذاشتم رو میز سریع جمع و جور کردم که برم. همکارمم اومد همون لحظه تو اتاق ، یه سلام و علیکی کردم وسیله هارو جمع کردم ر

این اتفاق برای من هم افتاده؛ شیشه که خیلی تمیز باشه، دیده نمی شه.

سر کلاس مدار منطقی بودیم استادمون یه مطلبیو هی توضیح میداد من اشتباه مطلبو گرفته بودم من سولمو پرسیدم بعد کلی بحث با بچه ها و استادمن دیگه خسته شدم گفتم بابا استاد شما نمیفهمی من بت چی میگم استادمون به روی خودش نیاورد چند دقیقه بعد من فک کردم که چجور منظورمو ادا کنم گفتم استادددددددددددد یه دقیقه بیاید استادمونم دقشو خالی کرد گفت عجب اعتماد به نفسیم داره میگه من برم پیشش پاشو بیا ببینم منم گفتم باشه خوب من میام.

لینک ارسال

یه چیزی میخوام تعریف کنم از همین ابتدا به خاطر کمی بی ادبی بودنش عذر خواهی میکنم

یه استاد داریم که هم استاد مدار منطقی هم الکترونیک و هم استاد ماشینمونه.خیلی استاد پاستوریزه ایه متولد64.وقتی درس میده بعد هر مطلبی میگهokپسرای کلاسمونم(بی ادبا)هی میگن تو کی ؟بعد این استاد خنگ ما منظور اینا رو نمیفهمه هر جلسه هم هی ok okمیکنه.

لینک ارسال
خسته نباشی :ws28:

 

:ws28: الان مدال نابغه برتر انجمن رو بهت تقدیم میکنم :ws28:

 

234306_large.jpg

 

مگه حضور غیاب ندارید:jawdrop:

اسپم نکنید :w00:

 

چرا حضور غیاب داریم جلسه اول خودمون اسممونو تو یه ص مینویسیم میدیم ایتاد تا اخر ترم از همون میخو نه دیگه:banel_smiley_4:

لینک ارسال
نفوذی

لحظه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از اول ترم 4 من میرفتم سر کلاس تاریخ اسلام مینستم کتابشم خریده بودم جاهایی که استاد تاکید میکرد خط میکشیدم و پر رنگ میکردم:ws33:

 

 

چند روز پیش تو حیاط دوستم بهم گفت چیا داری منم گفتم اخلاق و .....:whistle:

یهو فکرم رفت رو اخلاق:ws52:

 

گفتم وای بدبخت شدم من این ترم اخلاق دارم اما از اول سال رفتم سر کلاس تاریخ اسلام:imoksmiley:

:w155:

لینک ارسال

تازه ترین سوتیم.........:ws3:

رفته بودم دکتر .......... دکتر داشت برام تشکیل پرونده میداد .......... مشخصاتم را یکی یکی پرسید ونوشت.......... یه سوالایی هم در باره رژیم غذایی و عادتام پرسید و بعد ش که تموم شد گفت موبایلت را بده .........

منکه انتظارش نداشتم گفتم شاید میخواد مدلش را ببینه که اشعه زیاد نداشته باشه .........

گوشیم را در اوردم و جلوش گرفتم و گفتم بفرمایید ..........

با تعجب یه نگاهی کرد و بعد خندید و گفت اقای........ ترسیدی منکه کاریت ندارم:w16:

با تعجب نگاهش کردم که این هم جرء سوالای تشکیل پروندس .......:ws52:

گفت شمارش را میخوام :icon_pf (34):

لینک ارسال
گفتم: اه اه این مردرو ببین انگار از پشت کوه اومده ، لباساشو

گفت: بابامه

:hanghead:

 

 

وقتی بهت میگیم درست حرف بزن برای اینجور مواقع هستها:ubhuekdv133q83a7yy7

لینک ارسال

:ws28: نمیدونم شرا همش سوتیای شما رو میخونم یاد خاطرات میفتم !

ایلبت این به من مربوط نیست :ws3:

با دوستان راه میرفتیم که یهو یه ماشین پشتمون ترمز کشید و یه عالمه بوق زد :ws52:

دوستام همه برگشتن گفتن مگه کوری اقا شما که رانندگی یاد نداری چرا ...

خلاصه به راننده که نگاه کردن گفتن اه اه اینکه بابا مسعوده ! :ws51:

از خجالت اب شدن ! :shame:

منم فقط میخندیدم :ws28:

اخه این بابا هم خفن شوخی میکنه هااااا :ws50:

لینک ارسال
:ws28: نمیدونم شرا همش سوتیای شما رو میخونم یاد خاطرات میفتم !

ایلبت این به من مربوط نیست :ws3:

با دوستان راه میرفتیم که یهو یه ماشین پشتمون ترمز کشید و یه عالمه بوق زد :ws52:

دوستام همه برگشتن گفتن مگه کوری اقا شما که رانندگی یاد نداری چرا ...

خلاصه به راننده که نگاه کردن گفتن اه اه اینکه بابا مسعوده ! :ws51:

از خجالت اب شدن ! :shame:

منم فقط میخندیدم :ws28:

اخه این بابا هم خفن شوخی میکنه هااااا :ws50:

 

 

جان من این یعنی چی؟:ws52:

لینک ارسال
جان من این یعنی چی؟:ws52:

خب پدرشون ایشون و دوستاشونو میبینه و هی از پشت براشون بوق میزده و اینا و اینا هم که عصبانی شدن و شروع به دادو بیداد میکنن و کمی که دقت میکنن میبینن پدر اقا مسعوده :w16:

لینک ارسال

امروز ماشین داشتیم درسمون در مورد ماشینهایdcبوداستادمون هی میگفت جلبک ها هی من باخودم میگفتم جلبک چه ربطی به ماشین داره اما حوصله سوال پرسیدن نداشتم بعد اینکه کلی جزوه نوشتم باز استاد گفت جلبک دوستم گفت چی من گفتم جلبک جلبک دیدم استادمون گفت جاروبک من گفتم اااااااااااا من تا حالا جلبک نوشتم استادم گفت خسته نباشی.خلاصه حسابی سوتی دادم

لینک ارسال

سر کلاس ماشین بودیم استادمون در مورد ماشین های خودتحریک داشت توضیح میداد یدفه گفت همونجور که از اسمشون معلومه یعنی خودشونو تحریک میکنن یدفه خود استاد دوزاریش افتاد چه گندی زده زد زیر خنده.

لینک ارسال

امروز خونه دوستم نهر دعوت بودیم این بچه هم تحت تاثیر برنامه بفرما شام رفته بود ژله درست کرده بود تو گیلاسای مشروب

 

ما هم اومدیم سر میز فکر کردیم نوشابس اومدیم بردیم نزدیک دهنمون بخوریم دیدیم طبق قانون جاذبه نوشابش پایین نمیاد یدفعه دوستم گفت چی میکنی این ژلست :w00: گفتم ااا من فکر کردم نوشابه پرتقالیه:ws3:

لینک ارسال

تو نمازخونه بودم ... جلو در وایساده بودم ... اصلا هم اعصاب نداشتم ... یهو یکی محکم خورد بهم نگفت ببخشید ... بلند گفتم نمیمیری که عذر خاهی کنی ....:w888:

بعد برگشتم ببینم کی بوده ...:viannen_38:

دیدم خانومه حراستی(دانشگاه آزادیا خوب میدونن کیا رو میگم ) پشتمه داره تو چشام نگاه میکنه ....:banel_smiley_4:

عین ساواکیا همه جا هستن ... خب من چه میدونم تو شعور نداری عذر خاهی کنی ...:w74:

لینک ارسال
تو نمازخونه بودم ... جلو در وایساده بودم ... اصلا هم اعصاب نداشتم ... یهو یکی محکم خورد بهم نگفت ببخشید ... بلند گفتم نمیمیری که عذر خاهی کنی ....:w888:

بعد برگشتم ببینم کی بوده ...:viannen_38:

دیدم خانومه حراستی(دانشگاه آزادیا خوب میدونن کیا رو میگم ) پشتمه داره تو چشام نگاه میکنه ....:banel_smiley_4:

عین ساواکیا همه جا هستن ... خب من چه میدونم تو شعور نداری عذر خاهی کنی ...:w74:

 

 

گلم آروم باش ... there.gif

لینک ارسال

یه بار تو نماز خونه بودم،در نمازخوهدنشگامون خیلی داغونه،یه پرده هم بهش زدن ادم اونرو نمیبینه

رفتم تو در محکم از دستم در رفتو کوبیده شد به هم،بعد صدای جیییییییییییغ از اونور اومد.

یه دختره دستش تقریبا نصف شد!

منم اینجوری شدم:persiana__hahaha:

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...