رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


پست های پیشنهاد شده

در برهه ای اهل رقابت نبودم چون رقیبی نبود در برهه ای رقابت کردم و بردم در برهه ای خسته از رقابت قبلی بی خیال رقابت شدم و باختم و حالا باز به فکر رقابتم اما توان و انرژی مثل قبل نیست...

 

فارغ از خوب یا بد بودن رقابت نتیجه ی اون مهمه نتیجه ای که احساس رضایت از خود به ارمغان داره البته به شرط اینکه تمام توانت رو برای یک رقابت منصفانه بذاری...

 

این خود لعنتی این خود لعنتی و این خود لعنتی وقتی راضی باشه انگار همه چی درسته ولی امان از وقتی که خودت از خودت راضی نباشی...

لینک ارسال
  • پاسخ 10.7k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

این انجمن نخبه ها داشت که گاهی غوغا میکردن... بحثای سیاسی و ادبی و فلسفی و ورزشی و مهندسی که اخرش ختم میشد به خنده هایی که هنوز تو ذهنم چنتایی مرور میشن. دلتنگم...واس همشون:( دو تا عارفی که زندگی خیلیا رو با این انجمن دگرگون کردن:)خداروشکر بودید و هستید:)   98.1.31 عطیه

روزي همين جا  همين تاپيك  تايپ كردم پايان نامه عذابِ الهي گفتم نه...اينجور بگم قِلق كار از دستم ميره و تا تهش گند زده ميشه... باهاش دوست شدم... به طرز غير قابل باوري از اونچه كه بود راحتتر تموم شد و من هيچي اذيت و ويرايشي نداشتم... نه پروپوزال نه سمينار نه رساله و نه كركسيون... بماند كه ٣روز مونده بود دفاع دانشگاه ها تعطيل شد.. ولي من واس تموم كردنش تو دلم غوغايي بود از راحت شدن... نوبت رسيد به جشنواره پايان نامه هاي برتر    تو دلم گفتم عمرا

یه جا بودم یه خانومه بینی اش رو عمل کرده بود و بعد از یک ماه اومده بود پیش دکترش و از ظاهر بینی جدیدش ناراضی بود و میگفت دکتر من تا حالا نذاشتم شوهرم بینی ام رو تو این یک ماهه بدون چسب ببینه. من خیلی برام جالب بود چی میشه یه زن و شوهر انقدر برای هم غریبه میشن که زن یه نگرانی بزرگ مثل این رو از هم+سرش پنهان میکنه؟ خب شریک زندگیت مواقع ناراحتی و مشکل و استرس هم شریک زندگیته دیگه. قبول با وجود مخالفت همسرت و اصرار زیادت رفتی عمل کردی ولی شد دیگه. اتفاقاْ باید بهش بگی و اون تو ای

گاهی یک آدم برات برابری میکنه با همه دنیا ، وقتی اون آدم کنارت باشه انگار دنیارو داری وقتی اون آدم باشه یه امید یه شوق یه انگیزه تو دلت هست که میشه موتور محرکت ولی وقتی اون آدم کنارت نباشه همه دنیارو هم که داشته باشی انگار هیچی نداری چون دچار یک بی تفاوتی هستی وقتی یادت میاد که اون آدم نیست به خودت میگی خب که چی؟؟ اونوقت مثل بادکنکی که از باد خالی میشه توام خالی میشی از حس زندگی ، از انرژی و از اون اشتیاق. باز باید به خودت تلقین کنی با خودت بجنگی و خلاء درونیت رو پر کنی به عبارت دیگه انگیزه تراشی کنی برای خودت تا بتونی مسیر رو ادامه بدی.

لینک ارسال

فاز اینجا باز شده غم!!!!

2روز زنده ایم بیخیال بیرون....درون بچسب...خودتو بچسب...

---

حال و هوای عید داره نزدیک میشه...

44روز مونده به عید فک کنم......

خیلیا رفتن از بینمون...

خیلیا اومدن...

خیلیا دل شکستن...

دل خیلیا رو شکوندیم...

عصبی شدیم داد زدیم...

آخرش تموم شد...روزا گذشت...

جز خاطره برامون چیزی باقی نموند...

اینکه اینارو الان میگم....

ینی فقط 1ماه و نیم کمتر وقت جبران داریم....

جبران شاید نشه ولی دل به دست آوردن خیلییییی ثواب داره...

---

یادت میاد کی از ته ته وجودت خندیدی؟؟؟؟

یادت میاد کی واس داشتن سلامتیت از ته قلبت خدا رو شکر کردی؟؟؟؟

یادت میاد دل کسی رو آخرین بار کی شاد کردی؟؟؟؟

یادت میاد کی از پدر و مادرت تشکر کردی؟؟؟؟

یادت میاد کی با خودت و خدا خلوت کردی؟؟؟؟

----

1روز دور باش و خودت باش و خدات...

ببین چند چندی؟!

----

همین الان دلم میخواد هرکی هستی بخندی هرجا که که هستی...بزار بگن دیوونس و بی خودی میخنده....

دل من خنده تورو میخواد شاد کردن دوستام میخواد....

----

پس از این به بعد گاه نوشتم میشه با حس و حال عید و شادی....

از خونه تکونی بگیر تا شادی های لحظه ایی که یه عمر خاطره میشن....

----

سام رفت...

به قولش تهش خودمون عذاب میکشیم که چرا این روزا نخندیدیم....

----

رفیقم...

به قولش:دنیا منت هیچکس نمیکشه پس بخند...

----

از همین الان حلالیت میخوام...

شاید دیره شاید زود...

شاید نباشم تا عید...

حلال کنید این بنده حقیر...

-----

امروز اولین روز شروع کار عید...

94/11/17

13:24

دوست دار تک تک شماها....

عطیه.

لینک ارسال

حس قويييي خودكشي و .......

اين روزا بشدت اين نيرو داره منو سمت خودش مي كشونه

چي ؟

نه اتفاقا زندگيم خيلي روال عادي خودشو داره اما

اين نيرو ي نابود كننده بازم تو وجودم سربراورده

 

الان حال من شبيه اين شعر مولاناست

چو طفلي گمشستم من

ميان كوي و بازاري

كه اين بازار و اين كو را نمي دانم

نمي دانم

 

مرا گويد مرا هرسو ، تو استادي ، بيا اين سو

كه من ان سوي بي سو را نمي دانم نمي دانم

 

احساس خلا و پوچي خيلي عميقي تو وجودم حس مي كنم

انگار هيچي نمي تونه منو راضي و خشنود كنه

هيچي ،

 

همين الان دوستم وضو گرفت نشست پاي سجاده و نماز

 

ميگه اينطوري به ارامش ميرسم ولي من نه

اين چيزا منو فريب نميده

اصلا باورم نمياد

 

گاهي از عقل گرايي بيش از اندازه خسته ميشم از زندگي حساب شده و بشدت تحت كنترل عقلم

چرا نمي تونم بي پروا بشم بي پروا زندگي كنم بي پروا عشق بورزم

بي پروا خودمو رها كنم

يه عمر مثل يه قديس زندگي كردن چه فايده اي برام داشته

هيچي

هيچي

لینک ارسال

:sigh::hanghead:

]rn soji f مدل ناصر :icon_pf (34)::ws3:

چقد سخته برای بدست اوردن مرحله ی جدیدی از زندگیت مجبور بشی بعضی از داشته هاتو از دست بدی !! اولش سخته :hanghead:

لینک ارسال

سیستمم ویروس گرفته ، مث من

 

و هر بار که روشنش میکنم پیغام میده ویروس کشی شه ولی کسی به دادش نمیرسه ، مث من

 

و اگه اینطور پیش بره قطعا بلایی سرش میاد ، مث من

لینک ارسال

امروز روز اول کاری بود.. چقدر همه مینالیدن.. مملکت ما چرا به این وضع دچار شده.. هیچ کس نداره.. هیچ کس راضی نیست.. پس این انتخابات یعنی چی...

امروز با انرژی منفی دیگران تمام خستگی تو تنم موند...

چرا اخه..

لینک ارسال

شده بیش از یک ماه که هم پا در هوایم و خونمون آماده نیست . هم دچار آلرژی و سرما خوردگی زشت شدم با سرفه های مکرر که دست از سرم برنمیداره . اصلا آب و هوای مناطق پایین بمن نمیسازه . حتی آدمهاش .. همیشه این ماه بهمن یجوریه برامون ... غیر از چندتا اتفاق خوب دیگه شر داره همیشه . .. دلم میخواد برگردم خونمون پس کی آماده میشه خدایا خسته و دلزده شدم فقط میخوام برم دیگه لذتی نمیبرم ازش .. ممنونم که مثل همیشه تا یه چیزی و از دهن نیفته بهم نمیرسونی ...

لینک ارسال

گاه نوشته امروزم نوشته خودم نیست. تو تاپیک خنده سرا خوندم ولی بیشتر از خنده منو به فکر فرو برد. :hanghead::5c6ipag2mnshmsf5ju3

مهرداد جان گذاشته بود.

آرزوهای ایرانی ها در دهه های مختلف:

دهه ۵۰: اگه انقلاب کنیم خوشبخت میشیم

 

دهه ۶۰: جنگ تموم بشه خوشبختیم

 

دهه ۷۰: خرابیای جنگ و بسازیم خوشبختیم

 

دهه ۸۰: اگه تحریم برداشته بشه خوشبختیم

 

دهه ۹۰: ازین بدبخت تر نشیم خوشبختیم

:hanghead:

لینک ارسال

ادما چه موجودات بدی هستن

 

موجوداتی اهل تهمت ، غیبت، ناسزا، با هم دعوا میکنن ، کتک میزنن، اخم میکنن، حتی گاهی با هم حرف نمیزنن، بدبینن دهنبینن، اهل بازی با احساس و زندگی هم، همه چیز رو به هم تحمیل میکنن اجبار و زور ، حتی همو به نقطه پستترین میرسونن.

 

این ادما به هم انگیزه برای خودکشی میدن ...

لینک ارسال

چندتا تاپیک و پروف و پست رفتم و خوندم

 

حرفهای عاشقانه

 

احساس عاشقانه

 

دوست داشتنهای عاشقانه

 

متنها و شعرهای عاشقانه

 

دوره ی خوبیه، با همه ی اشک و اه هاش

10،12 سال پیش تجربش کردم ، عاشق که باشی فارغ میشی. فارغ بودن خوبه ....

لینک ارسال

امروز که رفتم سرکار.. هوا خوب و ابری بود..

رفتم تو اتاقمو اومدم بیرون دیدم به به چقدر برف انگار از صبحه باریده.. ولی خدا روز بد رو نیاره.. شده بود خیابونای امریکا که ماشینا لیز میخوردن و میخوردن بهم.. روی پل رو سراشیبی ماشینا لیز میخوردنو میخوردن بهم.. ولی مردم هم ایول کمک کردن بهم.. بعد از چندسال دیدیم کمک مردم به هم رو.. خیلی وقت بود بویی از معرفت بین مردمانمون نبود..

ولی چه برفی بود.. انگار امریکابودی..:ws3:

لینک ارسال

اینجا ایران....

 

3خفاش شب درحال فعالیت....

 

ناصر عطیه مهناز...

 

ساعت01:21دقیقه بامداد...

 

مورخ 94/11/20

 

به ما بپیوندید....

 

آی لاو یو نواندیشان:ws37:

 

 

:ws28:

لینک ارسال

من همون آسِ دلم... که تو دست اول زندگی.... با آسِ گیش بُریدیش!

 

سَرِ دل تَله بود واسه تو...باقی دست حُکم عقل بود واسه من...

.

.

.

جدی نگیرین...یک شوخی بود با عاشقانه هام...:icon_redface:

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...