.Apameh 25173 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 امروز سالگرده... سالگرد کساییه که هیچوقت ندیدمشون... ولی ندیده عاشقشونم... کسایی که هنوز غم نبودشونو تو چشم پدرومادرم میبینم... میدونم همش میاین سر میزنین بهمون... فقط بدونین خواهر کوچیکتون خیلی دوستون داره... 11
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 دلم یه کلبه چوبی میخواد وسط جنگل و سکووووووووووووت تمرکز راحتی فکر خواسته زیادیه؟ 17
آرتاش 33340 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 نمیدونم دیگه باید از کی انتظار کار درست و داشت مدیر گروهمون یه نمایشگاه از کارای طرح 1تا5 رو که نمره ی اول گرفته بودن گذاشت.بعد یه خورده مسئولیت قبول نکردن حالا رفتم کارامو بیارم خونه میبینم 2هفته قبل باید بهم میگفت که بیا کارتو ببر اما نگفته و دانشجویان بی معرفت و نامرد اومدن تمام کارامو خراب کردن.وقتی یک استاد مسئولیت خودشو درست انجام نمیده و وقتی یک دانشجو که خودش از کارا و زحمتایی که برا یه طرح کشیده میشه باخبره اما به خودش اجازه میده کار یکی دیگه رو در حد بد خراب کنه دیگه چه انتظاری از دیگران میتونم داشته باشم. واقعا برا خیلیا متاسفم کاش درک و شعورمون بیشتر از این بود داریم به مرز بی فرهنگیه محض میرسیم. 22
*Polaris* 19606 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 و من این روزها دلم پُر است پُر از زخم هایی که قرار است وقتی بزرگتر شدم فراموششان کنم! و نمی دانم این بزرگی و فراموشی کِـی از راه می رسد...! 23
Saba Heidari 14145 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 خدایا حواست باشه ها، پسر عموم همش 1 سالشه ، نمیتونه انقدر زود بشه مرد خونه، نمیتونه تحمل کنه. اون تازه یاد گرفته بگه بابا. خدایا باباشو به هممون برگردون 19
آریودخت 43941 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 چقد همه درد دارن ... چقد همه ناراحتی دارن ... چقد همه زود بزرگ شدن ... خدایا واسه بزرگا بزرگـــــــی کن ... 11
شقایق31 40377 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 چقدر کم توقع شده ام، نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را... همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست... مرا به آرامش می رساند حتی اصطحکاک سایه هایمان کافیست... 18
NYC 20977 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 ما تو این کارگاهمون یه سگ داریم که خیلی باهوشِ. ینی یه چی میگم یه چی میشنوینا. سگ ولگرد زیاده ولی این ولگرد نیست اصلاً معلومه اصیلِ. ظاهرشو تیز بودنش. نگهبان های ما کلی دنبال این بودن که اینو بگیرن و ببندنش دم در برای نگهبانی ولی نمیتونستن! بالاخره بعد چند روز تونسته بودن با سختی اینو بگیرن. این سگ رو بسته بودن دم در ولی نگهبانِ میگفت سگِ لب به هیچی نمیزد! میگفت 2 روز نگهش داشتیم ولی لب به یه قطره آب و یه ذره غذا نمیزد! دیگه مجبور شده بودن ولش کنن و بذارن بره. اینجاست که شاعر میگه : مگه کوهو میشه به بند کشید دایی؟! 16
شقایق31 40377 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 باشه شرمنده ناخواسته باعث رنجش یه فرد مهم توی زندگی شدم نمیدونم چرا همیشه بودنم باعث عذابه ولی باید با رفتن و سکوت مرگبار این کدورت رو جبران کنم هر چند بی خدافظی رفت ولی من میگم بدرود تا ابد 12
Neda72 430 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 اولین روز تابستونم تموم شد!! آخه چرا انقدر روزا تند تند میگذرن! 19
shadmehrbaz 24772 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 از قدیم ندیما همیشه برام سوال بوده اینایی که جلو در خونشونو شیلنگ میگیرن دقیقا از چه نوع بیماری رنج میبرن ؟ 17
شقایق31 40377 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 عاقا ما پارسال تیر ماه رفتیم توی ترک اولش کلی سخت بود و بدن و درد و کوفت زهر مار خلاصه بعد از حدود 8 ماه دوباره آن شدم ولی قول داده بودم به خودم فقط زمانهایی که تنهام بیام القصه دوشب تنها بودم اومدم بعد یه هفته غیب شدم بعد دوباره تنها بودم و تا سه چهار بار اینجور گذشت امشب فهمیدم دوباره دارم معتاد میشم لامصب زغال خوب و دوست پایه هم بی تاثیر نیست دیگه دارم به این نتیجه میرسم من اصلا لیاقت نت و جنبه نت رو ندارم:icon_razz: القصه تمام خاطرات و تمام حرفا رو همینجا دوباره جا میذارم میرم توی افق محو شدن بازم میگم برام دعا کنید بخصوص 5 ماه دیگه حالا جراش بماند اگر عمری وفا کرد و صبور بودم و آن نشدم سال جدید شمسی میام دیدنتون اگر کسی رو این چند روز رنجوندم شرمنده ما دست بوس شما هم هستیم خوش باشی دوست خوبم 27
ooraman 22216 ارسال شده در 22 شهریور، 2013 وقتی میبینی تمام محاسبات وپیش بینیای چند سالت داره میریزه به هم وقتی میبینی تمام چیزایی رو که میدونستی یه روزی، یه جایی به عنوان مشکل خودش ونشون میده و تو دلت خواست ندید بگیریشون وقتی تک تک چیزایی که ته دلت قلقلکت میداد و انگار از اولم میدونستی شروع میکنه به سر باز کردن خودنمایی کردن اونوقته که اضطراب آینده پیچ میخوره تو دلت و میخواد از گلوت بریزه بیرون دهنت گس میشه و نفس تنگی میگیری .... 20
NYC 20977 ارسال شده در 23 شهریور، 2013 دلار :3120 اونس: 1299 قیمت واقعی سکه = قيمت يک اونس طلا ضرب در قيمت يک دلار(آزاد) تقسيم بر 4.24927 قیمت واقعی سکه : 954223 تومان قیمت بازار سکه : 1085000 تومان حباب سکه : 130776 تومان (بدون احتساب vat و حق ضرب ) 12
آرتاش 33340 ارسال شده در 23 شهریور، 2013 آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟ :5c6ipag2mnshmsf5ju3 9
پیرهاید 10193 ارسال شده در 23 شهریور، 2013 برخی خود بُت ِ تزویرند ، باید کلاس بازیگری بزنند درس پیش استاد پس داده اند دلشادند 10
*Cloudy sky* 22513 ارسال شده در 23 شهریور، 2013 دلم اینقد برات تنگ شده که هر چقد میخوام خودمو سرگرم کنم که بتونم دلتنگی رو حتی یه لحظه فراموش کنم نمیتونم مدام صدات تو گوشم میپیچه دیگه طاقت ندارم .... خدایا بهم صیر بده که بتونم تحمل کنم ... 11
ارسال های توصیه شده