s.zarei 3090 ارسال شده در 8 آبان، 2012 حيفه اينو اينجا نذارم: گر دروغ رنگ داشت؛ هر روز شاید؛ ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛ عاشقان سکوت شب را ویران میکردند اگر براستی خواستن توانستن بود؛ محال نبود وصال ! و عاشقان که همیشه خواهانند؛ همیشه میتوانستند تنها نباشند دكتر شريعتي 16
هادی ناصح 18856 ارسال شده در 9 آبان، 2012 به رفیقم زنگ زدم میگم پاشسو بیا بریم بیرون یه بادی هم به کلت بخوره برگشته میگه من حال ندارم شام خوردم سنگینم امروز هم روزه بودم کلا بیحالم خودت برو من نمیام بعد من رفتم بیرون میبینم تو پارک نشسته! خوب بگو نمیخوام با تو بیام دیگه چرا دروغ میگی؟مگه من هفتیر گذاشتم رو سرت که الا و بلا باید با من بیای! 23
سارا-افشار 36440 ارسال شده در 9 آبان، 2012 من ادمایی رو دیدم که بخاطر پول و مقام, شرف و روح انسانیشونو فروختن دقت کنید فروختن دقیقا دارم از کلمه درست و بجای فروختن استفاده می کنم من ادمایی رو دیدم که جسم خودشونو قربانی هوسهای زودگذرو یه شبه کردن شاید به اسم عشق شاید به اسم دوست داشتن ولی درهر صورت قربانین من ادمایی رو دیدم که انقدر درگیر فیلم سینمایی زندگی اجتماعی و هم رنگ جماعت شدن که خودشونو حتی اخر خط زندگی پیدا نکردن من قیافه این ادما رو وقتی که مرا درچشم ساده و خود را درچشم زیرک و حیله گر دیده اند دیده ام بارها و بارها دیده ام .... نه شرافت و روح انسانیم رو فروختم نه جسم خود را قربانی هوسهای انها کرده ام و نه همرنگ این جماعت بوقلمون صفت شده ام که برای همه کس و همه چیز زندگی کردن و نقش بازی نمودن الا خودشان الا دل خودشان ... مطمئنا جایی در این دنیا , در این کره خاکی هس که بشود شریف زندگی کرد ولی با رفاه زندگی کرد و بخاطر نیازهای اولیه و اساسی بشری برای هر ارباب بی مروتی دم تکان نداد و لیس زن کفشای ادمای پست تر از سگ نشد جایی که بشود به صورت طبیعی عاشق شد و دوست داشت و غریزه رو بی هیچ شرمی و ترسی و حقارتی درفضا رها کرد آن سرزمینی که بشود فقط خود بود هم بیرون هم درون یکسانی داشت بی هیچ تناقضی و تضادی و خود را ... خود را هرگز مسوول پاسخگویی به قضاوتهای دیگران ندانست 23
ya~ya 820 ارسال شده در 9 آبان، 2012 کاش میشد کسی را یر زمین آورد تا نگاه کس به کس ناکس نیندازد تا که هر کفتار پست، چهرهء معصومیت را چنگ میزد، چهره از او میدرید،رسوا میکرد کاش میشد کسی را یر زمین آورد.............. 8
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 9 آبان، 2012 بالاخره 6 هفته انتظار به پایان رسید.. تو قهرمان کوچولوی منی عمه جون الهی بگردم که جای بخیه ات اینقدر زیاده و بزرگه... و ترسناک از اینکه دستت درست شده یه دنیا خوشحالم و آروم:hapydancsmil: فعلا خواهش کرده کاری به دستش نداشته باشیم 14
s.zarei 3090 ارسال شده در 9 آبان، 2012 بازم نقل قول مي بخشين اگر گناه وزن داشت؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛ تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ... و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم دكتر شريعتي 9
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 9 آبان، 2012 یک محفلی هست در این انجمن جای گفته های دکتر شریعتی هست ... میشه اونجا کلامشو نوشت ... بعضیها خیلی در حق احساسات آدم نامردی میکنند........ یعنی واقعا به هیچی اعتقاد ندارندهاااااااااااااا 13
Sh.92 3961 ارسال شده در 9 آبان، 2012 ايـن نيــــــــز بگـــــــذرد ..... اره ولي ادم را دق ميدهد تا بگذرد !! :5c6ipag2mnshmsf5ju3 14
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 9 آبان، 2012 نمی خواهم آرامم کنی....فقط آرامشم را به هم نــــــــــــزن.. 13
EOS 14529 ارسال شده در 9 آبان، 2012 خدایا من اعتراض دارم آخــــــــــــه مثل این که این انبار ضایعاتت رو بالا سر زندگی من ساختگی ؛ از اقبال بد هم سوراخه برای همین هر چی آدم داغون و زبون نفهمه و عوضیه ........ دقیقا داره میاد وسط زندگی من :w74: 15
pesare irani 41807 ارسال شده در 9 آبان، 2012 این دفعه تو اتوبان اگه داشتین می رفتین دیدین یه 206 سفید پیچید جلوتون، پشتشم یکی از ماشینای گشت نامحسوس داره تعقیبش می کنه، افسره تا کمر اومده بیرون، داره سعی می کنه به لاستیکش شلیک کنه، سرنشینای 206 هم مرتب دارن یه سری چیز میز از پنجره می ریزن بیرون، هول نکنین! شما شاهد تعقیب و گریز قاچاقچی های مواد مخدر تو مکزیک نیستین، 206 داشته روزه خوری می کرده، اونایی هم که پرت می کنه بیرون چیپس و ماست موسیره نه ماری جوآنا! :5c6ipag2mnshmsf5ju3 15
pesare irani 41807 ارسال شده در 9 آبان، 2012 این پدر مادرایی که کل روز دخترشونو ول می کنن به امان خدا ، بعد شب کلید می کنن شب باید خونه باشی !!! همیشه برام سواله چرا فکر می کنن شب فقط اتفاق می افته ؟ مگه روز ملت عقیمن ؟ 10
*mini* 37779 ارسال شده در 9 آبان، 2012 تا حالا شده حستو ندونی..؟ یه جور سردر گمی و گنگی؟ یه چیزی که عین خمیر سفالگری هی بهش ور میری...اما همین که میای بهش شکل بدی خراب میشه! 19
کهربا 18091 ارسال شده در 9 آبان، 2012 من اصلا نمی تونم بازی ها رو ببینم استرس دیوونه م می کنه :5c6ipag2mnshmsf5ju3 امیدوارم تو تکواندو طلا بگیریم 16
شــاروک 30242 ارسال شده در 9 آبان، 2012 چقدر بده که از ماه رمضان....فقط و فقط.....گشنگیو تشنگیشو بفهمی...... چقدر امسال با سالای دیگه برام فرق داشت.....سالایی که قدرشونو ندونستم......ولی امسال اصلا نمیفهمم که دور و برم چی میگذره...فقط روزام میادو میره..... 11
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 9 آبان، 2012 گاهی خیلی خسته میشی وقتی مجبوری همیشه توضیح بدی مجبوری بخندی مجبوری نگی چیه که اذیتت میکنه مجبوری تو خودت بریزی 11
Alireza Hashemi 33393 ارسال شده در 9 آبان، 2012 الله و اکبر....بعضی وقتا همین یه کلمه جلوی خیلی از دعوا هارو میگیره ....یه کلمه نیست یه دنیا آرامشه 13
ارسالهای توصیه شده