moein.s 18985 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 بیچاره دست مردم هیچ وقت نمک نداره واسه ما،نمی دونم این دریای نمک رو چه جوری جا می دن تو دستشون که هی می زنن تو سر ما هی بشکنه این دست که نمک نداره،والا با این نمک هاشون 12
taghdir 2528 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 عشق دروغی بود که در تمام این سال ها باورش داشتم و چه تاوان سنگینی داشت همین اشتباه کوچک ! . بهشت بزرگترین فریب برای جهنم کردن دنیاست . . . 8
taghdir 2528 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 ما بدهکاریم به یکدیگر؛ به خاطر تمام"دوست دارم"های نگفتهای که پشت دیوار غرورمان بلعیدیم؛ تا نشان دهیم منطقی هستیم... 8
taghdir 2528 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 تلخترین جمله : دوستت دارم اما.... شيرين ترين جمله : ....اما دوستت دارم به همين راحتي جابه جايي كلمات زندگي را دگرگون ميكند 9
azarafrooz 14221 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 خدایا به چه زبونی بگم خسته ام ؟ میشنوی صدام رو ؟ آره قطعا میشنوی اما نمیخوای گوش بدی به حرفم خسته امممممممممممممممم بشنو ببین لطفا ! از این زندگی خسته ام ؟ میدونی ؟ نه میدونی ؟ آره معلومه که میدونی ! 10
pesare irani 41807 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 یه دقیقه نیست چشام باز شده باز اومدم نت بسوزه پدر اعتیاد 14
شــاروک 30242 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 بعضی وقتا چقدر دیر میفهمیم که تنهامون گذاشتن...... وقتی همه کاراشونو میکنن و تو آخرین نفری هستی که میفهمی داری از دستش میدی..... فقط برات دعا میکنم....برا خوشبختیت...... کاشکی زودتر بهم میگفتی.....تا اینجوری یه دفعه داغون نشم...... پیرم کرد ،غم از دست دادنت... 9
s.zarei 3090 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 داشتم به يه ترانه بسيار دلنشين وقديمي گوش ميدادم حيفم اومد يه تيكه از شعرشو اينجا نذارم از خونتون بیاین بیرون آی آدمای خوشبخت منو تماشا بکنین بمن میگن سیه بخت بمن میگن سیه بخت آرزوهام جوون جوون تو دشت سینه مــردند منو چرا ای خداجون با خودشون نبردند با خودشون نبردند اوون زمونا خوب یادمه تو اوون کوچه صفا بود تو اوون خونه همون روزا یه قلب وفا بود یه قلب وفا بود یه روز دو تا چشم سیاه اومد تو سرنوشتم عاشق شدم رو قلب خود اسم اونــو نوشتم عاشق شدم نمی دونستم عاشقی جنونه آدم میشـه دربــدر و دیوونــه زمونــه آدم میشـه دربــدر و دیوونــه زمونــه 5
s.zarei 3090 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 گاهي سراغ يكي رو نگرفتن به اين معني نيس كه نمي خواي حالشو بپرسي وبهش بي تفاوتي نه!!! شايد بخاطر اينكه نمي خواي خلوت شو بهم بزني 7
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 رسیــــــده ام به جــایی کــــــه دلــــم میــــگه آره . . . . . تـجــــــربــــه ام ، مـیـگــــــــه خـفــــــه . . .. !! 6
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 4 شهریور، 2012 وقتی کسی حالش بده بهش نگید ای بابا اینم می گذره شما زندگی اون آدم رو از وقتی به دنیا اومده زندگی نکردید. دستش رو بگیرید. بغلش کنید. سکوت کنید .. 19
Ssara 14644 ارسال شده در 5 شهریور، 2012 همه رفتن ولایت هاشون من موندم و خودم.... چه قدر ترسناکه تنهایی... اونم تو غربت.... ولی خوبیش به اینه که آرامش داری. استرس نیست...حرف هم نیست... با آرزوی موفقیت واسه امتحانای همه. 15
shirin.agro 6340 ارسال شده در 5 شهریور، 2012 مرداب به رود گفت: چه کردی که زلالی....؟ جواب داد ; گذشتم! 12
.MohammadReza. 19850 ارسال شده در 5 شهریور، 2012 یکیم بیاد که اومده باشه فقط خودمونو ببینه و بره و ما هم همش تو آشپزخونه نباشیم...:| 12
millan 1272 ارسال شده در 5 شهریور، 2012 «سری میان دست تو بریده نگاه من به ساعت پُکیده و شعرهای غمگین و عاصی و گرگ خسته کز تفنگ نترسیده به شبهههای من به اصل هستی به بغض بیکسیت وقت مستی و حسرت تو را و بو کشیدن و عمق فاجعه: تو را ندیدن رگی که سرنوشتش انسداد است و جرم تو که داد پیش باد است همیشه انتهای قصه تلخ است و شاعری که حکمش ارتداد است خدای خوب خوابِ تو کتابم منی خشک روی تخت خوابم خدای خوبِ خشم و قتل و فتوا و گریههای من به شعر یغما مرا بخوان به کاکتوس ماندن بمان کنار من که شعر خواندن کنار تو به عهد با کویری که رمز ماست ایستاده مردن بگو حدیث ما حدیث خون بود شرارتی که ناشی از جنون بود بگو چگونه ما وا ندادیم بگو که مردیم و ایستادیم خدای خوب خوابِ تو کتابم منی خشک روی تخت خوابم خدای خوب خشم و قتل و فتوا و گریههای من به شعر یغما مرا بخوان به کاکتوس ماندن بمان کنار من که شعر خواندن کنار تو به عهد با کویری که رمز ماست ایستاده مردن» 7
Yuhana 12780 ارسال شده در 5 شهریور، 2012 خدایا آدم خلق کن ... آدم ... ما که هممون فرشته ایــم ... ! پ.ن : 14
شــاروک 30242 ارسال شده در 5 شهریور، 2012 خدایاااا... شیطان در مقابل ما سجده نکرد.... و ما هم در مقابل تو گناه کردیم و تو ما را میبخشی خداوندا چرا شیطان را نمی بخشی؟؟؟!!! 7
شاران 768 ارسال شده در 5 شهریور، 2012 نمی دونم .... تعریف آدمیت عوض شده یا از اول برای من اشتباه تعریف شده بود ... واقعا نمی دونم فقط می دونم که بریدم از این موجود 2 پا ... 8
poor!a 15131 ارسال شده در 5 شهریور، 2012 امسال نه روز پدر داشتیم نه روز مرد امسال فقط چند بار شنیدیم خیلی نامردی به خاطر خودت بود هر چند که نبخشی منو 13
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 5 شهریور، 2012 امروز قصد کردم و برنامه ریختم برم بیرون از چندین طرف به بیرون رفتن دعوت شدم دیگه آخرش دوتاشو رفتم یکی بیرون شهر توی گرمای ظهر بری سمت جنوب ..خوش گذشت ولی:hapydancsmil: بعدشم رفتم دور توی شهر زدم اونم خوش گذشت . . . . گوش شیطون کر ، چشمم کور ، دندش نرم .. اینو برای رفع جلوگیری از چشم خوردگی گفتم فقط و هیچ ارزش دیگری ندارد.. ماه هم کامله منم خوشحالم آخه ماه سیاره خودمه ..فهمیدی چه با پپسی چه بدون پپسی 9
ارسالهای توصیه شده