sam arch 55881 ارسال شده در 18 اردیبهشت، 2012 حال بد یک معنا...حال بدتر یک معنا... ولی حال خوب..هزار معنا دارد...و حال خوب تر..هزاران معنا... حال بد یعنی بد...دیگر افناده به جان...می شود در برود...ولی سخت... حال خوب یعنی خوب....افتاد به جان...خیلی راحت در می رود... کنار هم می گزارمشان...و فک می کنم... فک می کنم...که به کدام دل ببندم...که هر کدام سختی و راحتی خود را دارد... پس دل نبدم...که میاید و می رود این حال متغیر.. . . . یک معنا برای حال بد...واسه اینکه دلی که حالش بد شد...یک بهانه براش کافیِ... ولی واسه حال خوب...باید هزار تا معنی داشته باشی.. که جوای بدی به این و اون...که چرا واقعا حال تو خوبه؟!!!! 11
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 18 اردیبهشت، 2012 من تو زندگی زیاد تغییر کردم واسه همین همیشه همه با اینکه الانم رو بیشتر از گذشته ام میپسندن اما بازم منو متهم به بی ثباتی میکنن اگرم تغییر نمیکردم میگفتن دگممم کلا هر غلطی بکنی از نظر بقیه محکومی 11
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 18 اردیبهشت، 2012 "مَردم" چیست؟مَردم به موجودی گفته میشه که از بدو تولد همراهیت میکنه و تا روز مرگت مجبوری که برای اون زندگی کنی. برای مَردم خیلی مهمه که تو چی میپوشی؟ کجا میری؟ ... چند سالته؟ بابات چیکارس؟ ناهار چی خوردی؟ چند روز یه بار حموم میری؟ چرا حالت خوب نیست؟ چرا میخندی؟ چرا ساکتی؟ چرا نیستی؟ چرا اومدی؟ چرا اینطوری نوشتی؟ عاشق شدی؟ چرا اونطوری نوشتی؟ فارغ شدی؟ چرا چشات قرمزه؟ حشیش کشیدی؟ چرا لاغر شدی؟ شکست عاطفی خوردی؟ چرا چاق شدی؟ زندگی بهت ساخته؟ و چراهای بسیاری که تا جوابش رو بدست نیاره دست از سرت ور نمیداره. مَردم ذاتا قاضی به دنیا میاد. بدون ِ اینکه خودت خبر داشته باشی، جلسه دادگاه برات تشکیل میده، روت قضاوت میکنه، حکم برات صادر میکنه و در نهایت محکوم میشی. مَردم قابلیت اینو داره که همه جا باشه، هرجا بری میتونی ببینیش، حتی تو خواب. اما مَردم همیشه از یه چیزی میترسه، از اینکه تو بهش بی توجهی کنی، محلش نذاری، حرفاش رو نشنوی و کاراش رو نبینی. پس دستت رو بذار رو گوشت، چشمات رو ببند و بی توجه بهش از کنارش عبور کن و مشغول کار خودت شو 9
Sh.92 3961 ارسال شده در 18 اردیبهشت، 2012 درد دارد... وقتی همه چیز را میدانی ...!!! و فكر میكنند كه نمیدانی ...! و غصه میخوری كه میدانی..! و میخندند كه نمیدانی...!!! 12
Ha.Mi.D 8376 ارسال شده در 18 اردیبهشت، 2012 ای لعنت به این داروخونه ها که دیگه relife نمیدن.من این سردرد رو با چی خوب کنم اخه 10
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 18 اردیبهشت، 2012 حمید حتما داروت مخدرش بالاست که نمیدهند بهتون بدون نسخه پزشک نوئفن بخور برو بگیر بخواب تا خوب شی:vahidrk: 6
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 18 اردیبهشت، 2012 الان یه چند مدتیه یاد گرفتم برای داشتن آرامش باید هرجوری دلم میخواد زندگی کنم هرتیپی دوست دارم بزنم بذار مردم متلک بگن چیزی از من کم نمیشه شاید دلشون شاد بشه فقط درحدی که سگان پاچمو نگیرند به خودم آزادی دادم نمیخوام شخصیتم بره زیر سوال 8
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 وقتی پاهایت یاری نکنند بن بست همان جاییست که ایستاده ای 7
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 دل " این کلمه ی بی نقطه گاهی تنگ می شود تا حدّ ِ یک " نقطه ":sigh: 12
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 می دانم که سرت شلوغ است هر چقدر بخواهی منتظرت می مانم اینجا روی همین پله ها! اما زودتر بیا پایین "خدا جان" این پایین همه با تو کار دارند......... :w874: 10
.Pa.Ri.Sa. 4117 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 منم امروز این جمله "شماره تون که هست!بررسی میکنیم حتما تماس میگیریم خدمتتون"رو شنیدم! برای بار اول جمله خوش آهنگی بود! یعنی چندصد بار دیگه تکرار میشه؟ 15
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 یه چیزی بگم همه با هم گریه کنیم؟؟؟ . . . . . . . . . . . . . . . خونه تکونی نزدیکه.:4564: 8
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 امروز خم شدم و درگوش نوزادی که مرده ب دنیا آمده بود آهسته گفتم : بخواب که چیزی را ازدست نداده ای.....! 7
Navid Traxix 1581 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 باران باشد ، تو باشی ، یک خیابان بی انتها باشد ، به دنیا می گویم : خداحافظ ! 11
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 دلم مثل یه جعبه است دلم مثل یه جعبه س جعبه ی پرجواهر خونه به رنگ یاقوت اما خوشه به ظاهر حیف كه زد و شكستش هر كه به دستش افتاد .. دلم مثل یه باغه باغ بهار نارنج واسه تنای خسته یه جای خلوت و دنج حیف كه تو این زمونه عشقه كه رفته از یاد .. شب تولد عشق دلم رو هدیه دادم به اون كه عاشقم كرد منو داد بر باد هدیه رو وانكرده پس فرستاد ..( جرات نداشت ) 11
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 نمیدونم بازم چه مرگیمهههههههههههههههههههههه اصلا حال و رمق زنده بودن ندارم یه شال دارم میبافم آخر زمستونی تا یکم روحیه ام عوض شه ولی باز میبینم هیچ خبری نیست آدم نمیشم ............. همش حس میکنم باید یکار بزرگ انجام بدم ولی نمیدونم چیه 10
H O P E 34655 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 خدایا ... نمیگم همه چی به نفع من تموم بشه ... فقط میخوام حقم ضایع نشه ... حتی نمیگم چی بشه ... فقط میگم هرچی که به صلاحمه بشه ... ولی میخوام بدونی هرچی که بشه ... بیشتر از قبل دوستت دارم ... خیلی بیشتر 9
hilda 13377 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 در جواب ِ دخترم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟ زیرا سالهای جنگ بود و من نیازمند ِ عشق بودم برای چشیدن ِطعم آرامش. زیرا بالای سی سال داشتم و می ترسیدم از پژمردن پیش از شکفتن و غنچه دادن. زیرا طلاق واژه ای ست تنها برای مرد و زن نه برای مادر و فرزند (واژه پدر جا مانده) زیرا تو هرگز نمیتوانی بگویی: مادر ِ سابق ِ من حتی وقتی جنازهام را تشییع می کنی. و هیج چیز، هیچ چیز در این دنیا نمی تواند میان ِ مادر و فرزند جدایی افکند نفرت یا مرگ حتی. و تو بیزاری از من زیرا تو را به دنیا آورد ه ام تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن و هرگز مرا نخواهی بخشید تا زمانی که خود فرزندی به دنیا آوری ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان ِ رویاهاو آرزوهای دور و درازت فریده حسنزاده همش قبوله .... مرسی که حرفامو زدی .... اونم به چند زبان دنیا .... 10
سیندخت 18786 ارسال شده در 19 اردیبهشت، 2012 در نوسان ناملایمات گاهی به نقاط اکسترممی می رسی که پاسخ ذهنیت به آن چه که تا به دیروز برایت مهم ترین بوده فقط یک کلمه است : به درک حالا مهم ترهایی وجود دارند که قبلی ها دربرابرشان هیچند 13
ارسالهای توصیه شده