رفتن به مطلب

اعتراف میکنم...


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

اعتراف میکنم امشب توو جاده که بودم و داشتم از داخل ماشین به آسمون نگا میکردم،چشمم که به ماه افتاد نشناختمش:w58::ws3:

فک کردم چراغی چیزیه:ws28:

بس که قشنگ شده بود...تا حالا ماه رو به این زیبایی ندیده بودم...

شب ،نصف زیباییش رو مدیون ماهه:ws37:

چه خالق خوبی داریم واقعا:icon_gol:

  • Like 7
  • پاسخ 652
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در

اعتراف میکنم تنبل شدم...

  • Like 5
ارسال شده در

دوست دارم یه نفر بزنم:ws3:

  • Like 5
ارسال شده در
دوست دارم یه نفر بزنم:ws3:

 

آیا اون یک نفر من هستم؟:ws3:

....

اعتراف میکنم این روزا حس درس خوندن ندارم....

  • Like 4
ارسال شده در
آیا اون یک نفر من هستم؟:ws3:

....

اعتراف میکنم این روزا حس درس خوندن ندارم....

نه کس خاصی مدنظر نیست. داوطلبی؟؟؟:ws3:

اعتراف خاصی ندارم

  • Like 3
ارسال شده در

اعتراف میکنم تنها دلخوشیم رفتن به پروفشه...

اعتراف میکنم دلم میخواد فقط 1 بار ازش پیام داشته باشم...

1بار اسمشو تو پروفم ببینم...

اعتراف میکنم سخته بخدا سخته دارم میمیرم...یه مرده متحرک...آره بدون صدا...فقط تصویر...

  • Like 5
ارسال شده در

اعتراف میکنم خیلیییییی خوشحالم بعد از کلی استرس پروژم تموم شد...اما فقط یکیش...:ws37:

  • Like 4
ارسال شده در

اعتراف ميكنم اين خانومي كه دو ساعته تو كافي نت داره پشت كل تهران و ايران غيبت ميكنه رو دوست دارم سرشو چند بار بكوبم به ميز..مغزم تركيـــــــــــد:w74::(2310):

  • Like 5
ارسال شده در

اعتراف می‌کنم بزرگترین افتضاح زندگیمو هم الان به بار آوردم:w58:

کرختم هنوز:ws27:

یه پیام ... رو اشتباهی فرستادم به یه نفر دیگه که کلی باهاش رودروایسی دارم:4564:

یعنی داغووووونم:4564:

آبروم رفت:4564:

ای خداااااا:ws27:

  • Like 5
ارسال شده در

اعتراف میکنم پشیمونم فقط به ظاهر کفش نگاه کردم و خریدم که الان پاهام گز گز میکنه...:4564:

  • Like 3
ارسال شده در
اعتراف میکنم پشیمونم فقط به ظاهر کفش نگاه کردم و خریدم که الان پاهام گز گز میکنه...:4564:

 

الهي عزيزم....:ws3::w16:

  • Like 4
ارسال شده در

اعتراف میکنم یاد گرفتن و کتاب خوندن و رشد کردن خیلی لذت بخشه.

اعتراف میکنم وقتی با اعتماد به نفس وارد یه مهمونی میشم انرژی ای از اطرافیان میگیرم و بهشون میدم که حال هممونو نه تنها تو اون مهمونی بلکه تا یکی دو روز بعدشم خوب میکنه.

اعتراف میکنم کار خوبی میکنم بیشتر با بزرگترا میگردم تا هم سنام :w16:

  • Like 6
ارسال شده در

اعتراف میکنم دارم از خستگی میمیرم...

اعتراف میکنم دلم واسه مردا سوخت...منی که فقط 2روز کار کردم اینه حال و روزم...مردایی که کار میکنن و دم نمیزنن...خدایی دمشون گرم...

  • Like 5
  • 3 هفته بعد...
ارسال شده در

جای بعضیا خیلی خالیه تو سایت

  • Like 2
ارسال شده در

اعتراف میکنم خودم مشغول درس کردم که به هیچکس فکر نکنم حتی خودم...

  • Like 2
ارسال شده در

اعراف میکنم که بعضیا رو هرچقدر هم که خودشونو خوب جلوه بدن نمیتونم دوست داشته باشم... نمیدونم چرا...:banel_smiley_4:

  • Like 4
ارسال شده در

اعتراف میکنم حس مهمونی نیس...

  • Like 2
ارسال شده در

اعتراف میکنم بدترین زمان دنیا وقتیه که قهر تموم شده ولی هیچ کدوم از طرفین نمیتونن حرفی بزنن.یه سکوت بدیه که دلم داره میترکه:sad0:

 

اصلا از سکوت شروع خواستگاریم بدتره :ws3:

  • Like 4
ارسال شده در

یه مدت این جمله رو تو امضام قرار دادم : "یک عمر هر دردی به من دادی، حس میکنم عین نیازم بود"

 

اعتراف میکنم الان واقعاً این جمله بالا حرف دلم نیست.

با توجه به موقعیت فعلیم تو زندگیم واقعاً نمیتونم درک کنم این مشکلاتی ( شاید هم مشکل نشه گذاشت اسمش رو) که اخیراً برام بوجود اومده واقعاً مثل خیلی از سختی های گذشته یه هدیه از طرف خداست یا ...

  • Like 3
ارسال شده در

اعتراف میکنم امروز از اون روزاییه که حوصله خودمم ندارم.

  • Like 1

×
×
  • اضافه کردن...