Tamana73 28837 ارسال شده در 8 فروردین، 2015 تنهآیی چیزهآی زیآدی به انسآن می آموزد امآ تو نرو .. بگذآر من نآدآن بمآنم .. 4
uzf 1982 ارسال شده در 8 فروردین، 2015 دلم از دوریت پژمرد نگاهم می زند سوسو زبانم در گلو خشکید نوایم شد دگر خاموش کجایی نازنینا مهربانا؟ چرا آخر نمی آیی به دیدارم؟ 2
Tamana73 28837 ارسال شده در 8 فروردین، 2015 روزی به رویایت که هنوز با من است حسادت خواهی کرد... روزیکه دیگر هیچ نشانه ای از من نخواهی داشت...!!! 3
Tamana73 28837 ارسال شده در 10 فروردین، 2015 ميشنوي؟ديگرصداي نفسم نمي ايد!به دارکشيده مرابغض نبودنش... 4
Tamana73 28837 ارسال شده در 13 فروردین، 2015 عاشـــــــق که باشی رفتــــن نمیـــدانی میـــــــمانی سرِ حرفت میمانی که گفتـــــــه بودی : تا تـــــــه دنــــــــــیا . . . کنارَش میــــــــمانی! 3
ایلین1366 5544 ارسال شده در 13 فروردین، 2015 من اونقدر شکستم، حس می کنم که هیچ ارتفاعی، خطرناک نیست ... 3
ایلین1366 5544 ارسال شده در 13 فروردین، 2015 خسته ام... دلم میخواهدبخوابم! مثل ماهی حوضمان که چند روزیست روی آب خوابیده! 3
Tamana73 28837 ارسال شده در 13 فروردین، 2015 خدایا به تو سپردمش، اما خواهشی دارم... یه روزی، یه جایی... بغل غریبه... مسته مست... بدجوری یاد من بندازش... 1
uzf 1982 ارسال شده در 13 فروردین، 2015 سوز ساز عشق ازدلها نمی آید بگوش *******ساز را بردار آهنگی دگر آغاز کن 2
Tamana73 28837 ارسال شده در 14 فروردین، 2015 چقدر سخته که زن باشی و بخوای به یه مِــــــــــرد "مردونــــــگــی" یاد بدی! 3
ایلین1366 5544 ارسال شده در 18 فروردین، 2015 گاهی خسته می شوی.. کم می آوری.. نه می توانی خودت را به خواب بزنی؛... و نه توان بیدار ماندن داری.. ترس از دست دادن آدم هایی که دوستشان داری بغض می شود توی گلویت.. آنوقت پناه می بری به سکوتت و دم نمی زنی، مبادا که بترکد این بغض لعنتی... 3
uzf 1982 ارسال شده در 18 فروردین، 2015 وهر از گاهی می آیی و می نشینی لبه طاقچه پنجره به حوض بی آب نگاه می کنی به درخت خشکیده باغچه و می روی بی آنکه کلامی بگویی ومن آهی می کشم از سر حسرت ودلم را ورق می زنم آرام ومرور می کنم خاطرات خوش روزهای جوانی را و وهم ،خیال ، یورش آرزوهای محال و .............. 2
Tamana73 28837 ارسال شده در 18 فروردین، 2015 متنفرمـ از تمام قهوهـ های تلخــــــــــــــــــــــــــــی کِهـ تورا قسمتـِ… فالــــــــــــــــــــم نمی کند..... 3
ایلین1366 5544 ارسال شده در 18 فروردین، 2015 علت بی خوابی امو را چگونه بگویم وقتی ....یاد تو........از سقف اتاقم ....چکه میکند 4
Tamana73 28837 ارسال شده در 18 فروردین، 2015 هر آهنگی راکه گوش میدهم به هرزبانی باشدبغضم را میشکند... نمیدانم به چن زبان زنده دنیا مسلط است... 4
Paroshat 6378 ارسال شده در 18 فروردین، 2015 این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز! این عشق تو سرپناه آخر من است ، و این دوست داشتنت ، تنها امید بودن من است… بدون تو حرفی برای گفتن نیست به جز یک کلام : آن هم کلام آخر : خدانگهدار زندگی! بدون تو جایی برای ماندن نیست و هیچ راهی برای زنده بودن نیست…. چشم به راه تو میباشم در این جاده زندگی ، با پاهای خسته و دلی پر از امید! وقتی غروب می شود و تو نمی آیی دلم پر از خون می شود و چشمهایم پر از اشک… باز به انتظار طلوع و آمدنت مینشینم ، دلم میخواهد آن لحظه همچو خورشید در آسمان قلبم طلوع کنی …. ای وای از فردا… و وای از آن روزی که آسمان ابری و دلگرفته باشد …. آن زمان خورشیدی در آسمان نیست ، و باز باید به انتظارت نشست …. نشست و گریست با همان دل پر از خون ، با آن پاهای خسته و قلبی شکسته…. این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز! 4
uzf 1982 ارسال شده در 19 فروردین، 2015 عشق یعنی وقتی که دستتو می گیرم مطمئن باشم که از خوشی می میرم 4
ایلین1366 5544 ارسال شده در 19 فروردین، 2015 من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!! عاری از عاطفه ها تهی از موج و سراب دورتر از رفــــــــقا... خالی از هر چه فراق!! من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من دلم تنگ خودم گشته و بس.....!! 4
ایلین1366 5544 ارسال شده در 19 فروردین، 2015 در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم... در "دلم" دلتنگی ام را... در "سکوتم" حرف های نگفته ام را... در "لبخندم" غصه هایم را... دل من... چه خردسال است !!! ساده می نگرد ! ساده می خندد ! ساده می پوشد ! دل من... از تبار دیوارهای کاهگلی است!!! ساده می افتد ! ساده می شکند ! ساده می میرد ! 5
ارسالهای توصیه شده