رفتن به مطلب

شعـری بـرای تـو...


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

آهای عشقم

اگه یه روز تابوتم رفت رو دوشت

به دل نگیریا

حلالم کن

فقط همین یه بار ازت بالاترم

بعدش تا ابدخاک زیرپاتم

  • Like 1
ارسال شده در

به خوابهایم سرك نكش وقتى درلحظات بیدارى ام حضورندارى!

  • Like 1
ارسال شده در

چشم وا کردم از تو بنویسم

لای در باز و باد می آمد

از مسیری که رفته بودی داشت

موجی از انجماد می آمد

  • Like 4
ارسال شده در

به خوابهایم سرك نكش وقتى درلحظات بیدارى ام حضورندارى!

  • Like 5
ارسال شده در

خورشيد من باش

واسه روزاي سرد زندگي .....

بذار با عشقت

آروم بگيره دل به سادگي ......

ميسوزه قلبم

ولي كنار تو خاموشه .......

بارون عشقت

مثه آبه روي آتيشه ....

روزااااام

تنها با

عشق تو

سرميشه .....

  • Like 8
ارسال شده در

زنـــدگی بهانه استـــ

 

من هوا را به امید

همنفسی

با تو

تنفس می کنم

  • Like 6
ارسال شده در

چنان محــــکم در آغوشت میگیرم که سرما بســـــوزد!

  • Like 5
ارسال شده در

از فردا بیشتر مراقب باش

تقاص اشک های امشب من سنگین تراز تمام روزهایی است

که عاشقانه گریه کردم....

  • Like 4
ارسال شده در

اگر روزی از مرگ ناگهانی ام با خبر شدی

 

حیران نباش

 

بخاطر اینکه همیشه برایت میگفتم

 

بدون تو میمیرم...

  • Like 4
ارسال شده در

هیچکس نفهمیدزلیخامرد!بود!!!! میدانی چرا؟؟؟؟؟ مرادانگی میخواهدماندن پای عشقی که توراپس میزند.

  • Like 4
ارسال شده در

میانِ آفتاب‌های همیشه

زیباییِ تو

لنگری‌ست ــ

نگاهت

شکستِ ستم‌گری‌ست ــ

و چشمانت با من گفتند

که فردا

روزِ دیگری‌ست.

  • Like 2
ارسال شده در

چه معنـــــى داردزندگى...!؟

 

وقتى كه هیچ اتفاقى

 

من و تو را

 

سر راه هم قرار نمى دهد !!

  • Like 1
ارسال شده در

امشب از کوری چشمان رقیب

با خیـــــــال تو در آمیختـــــه ام

 

هرچه غم بود به دل ، یکبــــاره

پشـــت دیوار دلم، ریختــــــه ام

 

شــیون و ضج و تمنــای وصـــال

بی اثر گشته و امریست محــال

 

لیــک امشب ز سـر لطف خیــال

دل به دیـــــدار ، برانگیختــــه ام

 

تــــا خیـــالت نـــــرود از نظــــرم

نشــــوی محــو ز عـمـق بصــرم

 

تــــا بمـــــانی و بمـــاند اثـــــرم

خــاک کویت به ســر آویختــه ام

 

شاعر: عباس کمندی

  • Like 3
ارسال شده در

به خوابهایم سرك نكش وقتى درلحظات بیدارى ام حضورندارى!

  • Like 3
ارسال شده در

مثلِ گالیور

در سرزمینِ کوتوله‌ها

 

توی زندگی‌ام پخش و پلا شدى...

معرفى مى‌كنم از سمت راست

 

من

فِلِرتیشیاىِ مهربان تو

 

تو

غول عجیب شب‌های من

 

بدون چراغ جادو هم

حاكمیت تو را به رسمیت مى‌شناسم...

لى لى پوت

کف دست‌هاى تو بود

كه جا مى‌شدم

و تو مرا به سرزمین آدم بزرگ‌ها

معرفى كردى...

من فقط بندرى آزاد مى‌خواستم

اما حالا دیگر نگران چیزى نیستم...

 

به جهنم كه
...!

  • Like 3
ارسال شده در

مردی؟

هر چقدر مغرور! هر چقدر صادق! هر چقدر ساده! هر چقدر جذاب! هر چقدر مکار! درست... اما گاهی برای فتح یک وجب از جغرافیای زن باید به زانو بیفتی...

  • Like 3
ارسال شده در

هنوز هم دلم تنگ می شود

 

برای محض حرف زدنت

 

و برای تکیه کلامهایت

 

که نمی دانستی

 

فقط کلام تو نبود

 

من هم به آنها …

 

تکیه داده بودم!
:a030:

  • Like 2
ارسال شده در

قصدم نشستن بود...

اما در کنارت...

نه چشم انتظارت...

قصدم شکستن غرورم بود...

اما در آغوشت...

نه زیر پایت...

قصدم زندگی بود...

اما با تو...

نه با خاطراتت...

قصدم بیر شدن بود...

اما به پایت...

نه به دستت...

  • Like 3
ارسال شده در

آنقــــــــــدر مـــرا با دیگـــران مـقـــــــــــایســـــه نکن....................

 

دوســت داری برای تـــــــو کدام باشم؟.....................

 

آدم آهـــــنی بی احســـــــــاس که فقـــــط دســـــــتوراتت را اجرا کند؟ ............................

 

آدم برفــــــــی دل ربایی کـــــــــه به ماندنش هیــــــچ اعـــــــــتباری نیـــــــســــت؟....................................

 

یا متـــــــرســـــک به ظاهــــــــتر تنهــــــــــایی کـــــه آغـوشش به روی همــــــــه باز اســــــــت؟....................................

 

آدم هیـــــــچ کــــــــدام از ایـــــن کــارهـــــا نیســـــــــتم....."مـــــــرا بـــــــــرای خــــــودم دوســـــــــــــــــــت داشــــــــــته باش".............

ارسال شده در

گـذشتنآســان نـــــیســتاز کـسی کهگــذشـته هــایترا سـاخــــــت!

×
×
  • اضافه کردن...