Yamna 1 17420 ارسال شده در 14 خرداد، 2015 آهای عشقم اگه یه روز تابوتم رفت رو دوشت به دل نگیریا حلالم کن فقط همین یه بار ازت بالاترم بعدش تا ابدخاک زیرپاتم 1
Just Mechanic 27858 ارسال شده در 15 خرداد، 2015 چشم وا کردم از تو بنویسم لای در باز و باد می آمد از مسیری که رفته بودی داشت موجی از انجماد می آمد 4
Paroshat 6378 ارسال شده در 16 خرداد، 2015 خورشيد من باش واسه روزاي سرد زندگي ..... بذار با عشقت آروم بگيره دل به سادگي ...... ميسوزه قلبم ولي كنار تو خاموشه ....... بارون عشقت مثه آبه روي آتيشه .... روزااااام تنها با عشق تو سرميشه ..... 8
Yamna 1 17420 ارسال شده در 16 خرداد، 2015 زنـــدگی بهانه استـــ من هوا را به امید همنفسی با تو تنفس می کنم 6
Tamana73 28837 ارسال شده در 17 خرداد، 2015 از فردا بیشتر مراقب باش تقاص اشک های امشب من سنگین تراز تمام روزهایی است که عاشقانه گریه کردم.... 4
Yamna 1 17420 ارسال شده در 22 خرداد، 2015 اگر روزی از مرگ ناگهانی ام با خبر شدی حیران نباش بخاطر اینکه همیشه برایت میگفتم بدون تو میمیرم... 4
Tamana73 28837 ارسال شده در 23 خرداد، 2015 هیچکس نفهمیدزلیخامرد!بود!!!! میدانی چرا؟؟؟؟؟ مرادانگی میخواهدماندن پای عشقی که توراپس میزند. 4
Himmler 22171 ارسال شده در 24 خرداد، 2015 میانِ آفتابهای همیشه زیباییِ تو لنگریست ــ نگاهت شکستِ ستمگریست ــ و چشمانت با من گفتند که فردا روزِ دیگریست. 2
Yamna 1 17420 ارسال شده در 24 خرداد، 2015 چه معنـــــى داردزندگى...!؟ وقتى كه هیچ اتفاقى من و تو را سر راه هم قرار نمى دهد !! 1
Just Mechanic 27858 ارسال شده در 25 خرداد، 2015 امشب از کوری چشمان رقیب با خیـــــــال تو در آمیختـــــه ام هرچه غم بود به دل ، یکبــــاره پشـــت دیوار دلم، ریختــــــه ام شــیون و ضج و تمنــای وصـــال بی اثر گشته و امریست محــال لیــک امشب ز سـر لطف خیــال دل به دیـــــدار ، برانگیختــــه ام تــــا خیـــالت نـــــرود از نظــــرم نشــــوی محــو ز عـمـق بصــرم تــــا بمـــــانی و بمـــاند اثـــــرم خــاک کویت به ســر آویختــه ام شاعر: عباس کمندی 3
vergil 11695 ارسال شده در 28 خرداد، 2015 مثلِ گالیور در سرزمینِ کوتولهها توی زندگیام پخش و پلا شدى... معرفى مىكنم از سمت راست من فِلِرتیشیاىِ مهربان تو تو غول عجیب شبهای من بدون چراغ جادو هم حاكمیت تو را به رسمیت مىشناسم... لى لى پوت کف دستهاى تو بود كه جا مىشدم و تو مرا به سرزمین آدم بزرگها معرفى كردى... من فقط بندرى آزاد مىخواستم اما حالا دیگر نگران چیزى نیستم... به جهنم كه ...! 3
Tamana73 28837 ارسال شده در 29 خرداد، 2015 مردی؟ هر چقدر مغرور! هر چقدر صادق! هر چقدر ساده! هر چقدر جذاب! هر چقدر مکار! درست... اما گاهی برای فتح یک وجب از جغرافیای زن باید به زانو بیفتی... 3
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 29 خرداد، 2015 هنوز هم دلم تنگ می شود برای محض حرف زدنت و برای تکیه کلامهایت که نمی دانستی فقط کلام تو نبود من هم به آنها … تکیه داده بودم! 2
Tamana73 28837 ارسال شده در 30 خرداد، 2015 قصدم نشستن بود... اما در کنارت... نه چشم انتظارت... قصدم شکستن غرورم بود... اما در آغوشت... نه زیر پایت... قصدم زندگی بود... اما با تو... نه با خاطراتت... قصدم بیر شدن بود... اما به پایت... نه به دستت... 3
Yamna 1 17420 ارسال شده در 30 خرداد، 2015 آنقــــــــــدر مـــرا با دیگـــران مـقـــــــــــایســـــه نکن.................... دوســت داری برای تـــــــو کدام باشم؟..................... آدم آهـــــنی بی احســـــــــاس که فقـــــط دســـــــتوراتت را اجرا کند؟ ............................ آدم برفــــــــی دل ربایی کـــــــــه به ماندنش هیــــــچ اعـــــــــتباری نیـــــــســــت؟.................................... یا متـــــــرســـــک به ظاهــــــــتر تنهــــــــــایی کـــــه آغـوشش به روی همــــــــه باز اســــــــت؟.................................... آدم هیـــــــچ کــــــــدام از ایـــــن کــارهـــــا نیســـــــــتم....."مـــــــرا بـــــــــرای خــــــودم دوســـــــــــــــــــت داشــــــــــته باش".............
Tamana73 28837 ارسال شده در 30 خرداد، 2015 گـذشتنآســان نـــــیســتاز کـسی کهگــذشـته هــایترا سـاخــــــت!
ارسالهای توصیه شده