M!Zare 48041 ارسال شده در 22 تیر، 2011 من هنوز صدای انـــقلاب سیالات را نشنیده ام !!! فکر کنم سیالاتی کوچولوها در گهواره ها هستند و سال ها بعد ممکنه جامدات را سرنگون کنند.:icon_pf (34): فکر کنم گوشهاتون نیاز به سمعک داره،چون دیر زمانیست که صدای اونها تالار رو به لرزه انداخته. 2
HaMiD.CFD 20379 ارسال شده در 22 تیر، 2011 رای Aartemis نیز باطل است.(ستاد مرکزی شمارش آرا) تو هنوز داری رای میشماری؟ 2
!Ell 4695 ارسال شده در 31 آبان، 2011 ساخت و تولید حرف اول میزنه تو رشته مهندسی مکانیک...:icon_pf (19): درسایی که شیرین تره ریاضی مهندسی،دینامیک ماشین،طراحی اجزا!!! 6
M!Zare 48041 ارسال شده در 31 آبان، 2011 ساخت و تولید حرف اول میزنه تو رشته مهندسی مکانیک...:icon_pf (19):درسایی که شیرین تره ریاضی مهندسی،دینامیک ماشین،طراحی اجزا!!! :3384s: بسلامتی قراره از مکانیک جدا بشید 5
just work 12355 ارسال شده در 31 آبان، 2011 جدی؟؟کِی؟؟ پارسال مهرماه بود که وزارت علوم بخشنامه ی انحلال ساخت تولید رو داد 3
alimec 23105 ارسال شده در 31 آبان، 2011 رای گیری باطله جای جامدات و ارتعاشات عوض شد یه سری از صندوق های رای رو انداختن رودخونه 3
!Ell 4695 ارسال شده در 31 آبان، 2011 :3384s: بسلامتی قراره از مکانیک جدا بشید نه مکانیک تو قلب ما جا داره!!!مگه میشه مهندس... 4
M!Zare 48041 ارسال شده در 31 آبان، 2011 نه مکانیک تو قلب ما جا داره!!!مگه میشه مهندس... ولی مکانیک شما رو دوس ندارهبسلامتی که داره میشه:hxh5v6h2nsqgyuf5c8y 3
alimec 23105 ارسال شده در 31 آبان، 2011 ولی مکانیک شما رو دوس ندارهبسلامتی که داره میشه:hxh5v6h2nsqgyuf5c8y احسنت دوستی باید دو طرفه باشه 3
Ehsan 112352 سازنده ارسال شده در 31 آبان، 2011 گویند كه اسیی سخنور.................بر مجلس وعظ سايه گستر از دفتر عشق نكته مي راند............ز افسانه جامدات همي خواند درس گم شده اي بر او گذر كرد............وز گمشده خودش خبر كرد زد بانگ كه كيست حاضر امروز........كز عشق نبوده خاطر افروز ني محنت عشق ديده هرگز...........ني جور بتان كشيده هرگز برخاست زجاي ، ساده مردي.........هرگز ز دلش نزاده دردي كان كس منم ، اي ستوده دهر.......كز عشق نبوده هرگزم بهر درس گم شده را بخواند ، كاي يار! اينك جامدات، بيا بردار. 4
M!Zare 48041 ارسال شده در 31 آبان، 2011 گویند كه اسیی سخنور.................بر مجلس وعظ سايه گستر از دفتر عشق نكته مي راند............ز افسانه جامدات همي خواند درس گم شده اي بر او گذر كرد............وز گمشده خودش خبر كرد زد بانگ كه كيست حاضر امروز........كز عشق نبوده خاطر افروز ني محنت عشق ديده هرگز...........ني جور بتان كشيده هرگز برخاست زجاي ، ساده مردي.........هرگز ز دلش نزاده دردي كان كس منم ، اي ستوده دهر.......كز عشق نبوده هرگزم بهر درس گم شده را بخواند ، كاي يار! اينك جامدات، بيا بردار. افسانه کیه؟:(50):فامیلش جامداته؟ 3
alimec 23105 ارسال شده در 31 آبان، 2011 گویند كه اسیی سخنور.................بر مجلس وعظ سايه گستر از دفتر عشق نكته مي راند............ز افسانه جامدات همي خواند درس گم شده اي بر او گذر كرد............وز گمشده خودش خبر كرد زد بانگ كه كيست حاضر امروز........كز عشق نبوده خاطر افروز ني محنت عشق ديده هرگز...........ني جور بتان كشيده هرگز برخاست زجاي ، ساده مردي.........هرگز ز دلش نزاده دردي كان كس منم ، اي ستوده دهر.......كز عشق نبوده هرگزم بهر درس گم شده را بخواند ، كاي يار! اينك جامدات، بيا بردار. شعرهاشون هم خشکه 4
pianist 31130 ارسال شده در 31 آبان، 2011 نه مکانیک تو قلب ما جا داره!!!مگه میشه مهندس... بابا بیخیال دخمل و این حرفا... :4chsmu1: ولی مکانیک شما رو دوس نداره بسلامتی که داره میشه:hxh5v6h2nsqgyuf5c8y از کجا فهمیدی؟ 3
M!Zare 48041 ارسال شده در 31 آبان، 2011 بابا بیخیال دخمل و این حرفا... :4chsmu1: از کجا فهمیدی؟ دوستم که گفتم دختره ساخت میخونه..ارشدش فردوسی قبول شد:(50): خودش بهم گفت 2
alimec 23105 ارسال شده در 31 آبان، 2011 شما یه شعر سیالاتی بگید همه جا تخته نرد ِ سیّالات! / جفت شیش و نبرد ِ سیّالات! گاه در جوی ِ آب، روی ِ زمین / گاه بالای ِ نرده، سیّالات هرکجا می رویم می بینیم / سفره ای پهن کرده سیّالات داخل ِ خانه ها کشیده شده / لوله ی گرم و سرد ِ سیّالات همه جا لوله ها جدا هستند! / علّتش: «اصل ِ طرد ِ سیّالات» یک طرف هست بخش ِ زن ها و / آن طرف بخش ِ مرد ِ سیّالات می کند کارهای ِ بسیاری / غالباً پشت ِ پرده، سیّالات مثلاً توی ِ آش می ریزند / چند پیمانه گرد ِ سیّالات تازگی به «حباب» می گویند / عدّه ای «بالگرد ِ سیّالات» راستی! شک نکن که از سیلی ست / سرخی ِ روی ِ زرد ِ سیّالات چه کسی گفته است صبحانه / می خورد نان و اَرده سیّالات فقر پیداست توی ِ چشمان ِ / پسر ِ دوره گرد ِ سیّالات البته راضی اند معمولاً / همه از کارکرد ِ سیّالات بوده خدمتگذار ِ این ملّت / واقعاً کار کرده سیّالات! بعد ِ مرگش، سیاه می پوشیم / همه در «سالگرد ِ سیّالات» گرچه پیوسته اند. باید گفت: / «مخلص ِ فرد فرد ِ سیّالات!» قبل ِ من هیچ شاعری نسرود / شعر با رویکرد ِ سیّالات! 6
M!Zare 48041 ارسال شده در 31 آبان، 2011 همه جا تخته نرد ِ سیّالات! / جفت شیش و نبرد ِ سیّالات! گاه در جوی ِ آب، روی ِ زمین / گاه بالای ِ نرده، سیّالات هرکجا می رویم می بینیم / سفره ای پهن کرده سیّالات داخل ِ خانه ها کشیده شده / لوله ی گرم و سرد ِ سیّالات همه جا لوله ها جدا هستند! / علّتش: «اصل ِ طرد ِ سیّالات» یک طرف هست بخش ِ زن ها و / آن طرف بخش ِ مرد ِ سیّالات می کند کارهای ِ بسیاری / غالباً پشت ِ پرده، سیّالات مثلاً توی ِ آش می ریزند / چند پیمانه گرد ِ سیّالات تازگی به «حباب» می گویند / عدّه ای «بالگرد ِ سیّالات» راستی! شک نکن که از سیلی ست / سرخی ِ روی ِ زرد ِ سیّالات چه کسی گفته است صبحانه / می خورد نان و اَرده سیّالات فقر پیداست توی ِ چشمان ِ / پسر ِ دوره گرد ِ سیّالات البته راضی اند معمولاً / همه از کارکرد ِ سیّالات بوده خدمتگذار ِ این ملّت / واقعاً کار کرده سیّالات! بعد ِ مرگش، سیاه می پوشیم / همه در «سالگرد ِ سیّالات» گرچه پیوسته اند. باید گفت: / «مخلص ِ فرد فرد ِ سیّالات!» قبل ِ من هیچ شاعری نسرود / شعر با رویکرد ِ سیّالات! به به....:hxh5v6h2nsqgyuf5c8y مخلص فرد فرد سیالات 3
Ehsan 112352 سازنده ارسال شده در 31 آبان، 2011 افسانه کیه؟:(50):فامیلش جامداته؟ این شکلک هندونه خوری را گیر آوردیا...... ولی حریف این شکلک اختصاصی من نمیشه. :zadan: 3
ارسالهای توصیه شده