قاصدکــــــــ 20162 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 دارم اميد عاطفتي از جانب دوستكردم جنايتي اميدم به عفو اوست . دانم كه بگزرد ز سر جرم من كه او گر چه پريوش است وليكن فرشته خوست تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان بگشود نافهای و در آرزو ببست در مکتب عرفان تمامی عشق ها و دلبستگی های آدمی حاصل فتنه ای است که غمزه جادویی آن معشوق حقیقی به پا کرده است و هیچ شر و شوری بی ارتباط با او نیست . 2
niaz 9807 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 تن همه چشم است به صحن چمن نرگس شهلا به تماشاي تو وصل تو كجا و من مهجور كجا دُردانه كجا،حوصله ي مور كجا 2
هوتن 15061 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 وصل تو كجا و من مهجور كجا دُردانه كجا،حوصله ي مور كجا ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری 3
هوتن 15061 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 یوسف از راستی رسید به تخت راستی کن که راست گردد بخت تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی 3
SPEEDY 3334 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 یک غزل آغاز کن ، بر صفت حاضران ای رخ تو همچو شمع ، خیز درآ در میان 2
niaz 9807 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 یک غزل آغاز کن ، بر صفت حاضرانای رخ تو همچو شمع ، خیز درآ در میان نه از سر كار با خلل مي ترسم نه نيز ز تقصير عمل مي ترسم 2
هوتن 15061 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 نه از سر كار با خلل مي ترسمنه نيز ز تقصير عمل مي ترسم مسلمانان مرا وقتی دلی بود که با وی گفتمی گر مشکلی بود سلام نیازم خوبی؟ 2
niaz 9807 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 مسلمانان مرا وقتی دلی بود که با وی گفتمی گر مشکلی بود سلام نیازم خوبی؟ من هميشه عاليــــــم دل برگرفته بودم از ايام گل ولي كاري بكرد همت پاكان روزه دار 2
هوتن 15061 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 من هميشه عاليــــــم دل برگرفته بودم از ايام گل ولي كاري بكرد همت پاكان روزه دار خوب خدارو شکر این بیتو حال کن تقدیم به تو روزه دارم منو افطارم از آن لعل لب است آری افطار رطب در رمضان مستحب است 1
niaz 9807 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 خوب خدارو شکر این بیتو حال کن تقدیم به تو روزه دارم منو افطارم از آن لعل لب است آری افطار رطب در رمضان مستحب است تا چند اسير عقل هر روزه شويم در دهر چه صدساله چه يك روزه شويم . در ده تو به كاسه مي از آن پيش كه ما در كارگه كوزه گران كوزه شويم 2
هوتن 15061 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 تا چند اسير عقل هر روزه شويمدر دهر چه صدساله چه يك روزه شويم . در ده تو به كاسه مي از آن پيش كه ما در كارگه كوزه گران كوزه شويم من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشید بار تن نتوانم من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم 3
SPEEDY 3334 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 اوه اوه! چه رمانتیک بازاری شده اینجا! لب و عشق و نیاز ! هه هه هه! مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند هر آن قسمت که آن جا شد کم و افزون نخواهد شد 2
Occ.Health 1065 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 در پس اینه طوطی صفتم داشته اند ان چه استاد ازل گفت بگو بگویم 3
SPEEDY 3334 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 من ملك بودم و فردوس برين جايم بود آدم آورد در اين دير خراب آبادم 2
هوتن 15061 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 در پس اینه طوطی صفتم داشته اند ان چه استاد ازل گفت بگو بگویم ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم 2
هوتن 15061 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 مده دل به غم تا نکاهد روان به شادی همی دار تن راجوان نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند 3
ارسالهای توصیه شده