رفتن به مطلب

SPEEDY

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1,227
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد SPEEDY در 15 خرداد 1389

SPEEDY یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

3,334 Excellent

درباره SPEEDY

  • درجه
    <img src="images/users/04.gif">
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مدیریت
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس
  1. SPEEDY

    رسیدیم به آخر سال 2012 معروف...!!

    جالب بود
  2. سلام تبریک میگم رنگ قرمز روزانه است؟ به نظرم همشون قرمز رنگ باشن. چون من شبانه قبول شدم و قرمز رنگ نوشته!
  3. سلام دوستان نواندیشانی عزیز امروز نتایج کنکور کارشناسی ارشد اعلام شد. من اصلا فک نمیکردم بتونم دانشگاه سراسری قبول شم و حالا خدا خواست و قبول شدم. من بیشتر به دانشگاه آزاد امیدوار بودم و مطمئن بودم که دانشگاه آزاد قبول میشم. حالا مشکلی که دارم اینه که نمیدونم کدوم رو برم و دو دل هستم. 2 تا انتخابام اینا هستن: شما نظرتون چیه؟ 1- دانشگاه آزاد- رشته ی مدیریت تحول اداری - شهر خودم 2- دانشگاه علامه - شبانه مدیریت اجرایی - تهران - (شاغل هم هستم و باید هفته ای دو روز مرخصی بگیرم!)
  4. SPEEDY

    گپ متاهلین

    دلیلش رو ننوشتین! بعد همه فک میکنن چون تجربه ی بدی به وقوع پیوسته اینو گفتینده! دلیلش اینه که میگن جمعیت ایران کمه و باید افزایش جمعیت داشته باشیم! پس ممکنه اجناسی که واسه جلوگیری از بارداری میدن از این به بعد برعکس عمل کنه تا جمعیت زیاد شه!!!
  5. SPEEDY

    گپ متاهلین

    سلام خالــــــه من که همیشه نواندیشان میام یادی از شما میکنم و جات همیشه خالیه! اولا زیاد نواندیشان میومدی ولی الان فک کنم زیر بار تاهل وقت نمیکنی بیای اینورا. تاهل با اینکه مشکلات و مسئولیت ها و سختی های خودش رو داره ولی از مجرد بودن خیلی بهتره و اگه الان ازم بپرسن که مجردی بهتره یا تاهل، 100درصد میگم تاهل! متاهلا بیان از مشکلات و خوبی ها و خوشی ها بگن! شاید به درد زندگی خورد حرفامون!
  6. SPEEDY

    گپ متاهلین

    اهم اهم بنده به عنوان یه متاهل کل تاپیک رو از اول خوندم ببینم متاهلا چه گپی میزنن و چه خبره کلا!! که دیدم چند تا جوون ریزه میزه ی مجرد کل تاپیک رو اشغال کردن متاهلا الان انقدر سرگرم گرونی و حساب کتاب دخل و خرج شدن که طفلی ها وقتی واسه گپ زدن پیدا نمیکنن که! جوانان مجرد، خوشبحالتون واقعا! هیچ غمی ندارین و تو خونتون نشستین و خانواده قشنگ خرجتون رو میدن و از متاهلی فقط همون بغلش رو میدونین و فک میکنین قشنگ متاهل شدین میرین از صب تا شب بغل بازی!!! :gnugghender: منم یه زمانی شر و شور بودم و تو این جور تاپیکا هی آتیش میسوزوندم و از این دعاهای ای بغل کننده ی بی بغلان میکردم و خوشحال بودم!!! :hapydancsmil: حالا دعام شده، ای مرغ رسان بی مرغان، ای اضافه کار دهنده ی بی اضافه کاران، ای پول قبض جور کن بی قبضان، ای یاری رسان مستاجران!!! :icon_razz: حالا هی این جوونای داغ و مجرد بیان اینجا ورجه وورجه کنن! ایشاالله اونا هم یه روز متاهل میشن و بغل بازی با قبض و صابخونه و بیکاری رو تجربه میکنن!!!
  7. 11- نهار چی دوس داری بپزم؟ 12- شام چی دلت میخواد بپزم؟ 13- حوصلت سر رفته؟ ماشینو بردار برو یه دوری بزن! 14- کی میری خونه ی فلان فامیل آنتن تی وی رو درس کنی؟:icon_razz: 15- آخرین قیمت ارز و دلار امروز چقد بود!؟ 16- هوا کی خنک میشه؟؟؟!
  8. SPEEDY

    غوطه ور در تاریکی ها

    زندگی در کنار کسی که واقعا دوسش داری و حاضری واقعا جونت رو هم براش از دست بدی، خیلی خیلی لذت بخش و شیرینه. دیگه قدم زدن تنهایی هیچ لذتی نداره و دوست داری با عشقت و عزیزترین فرد زندگیت تو زیبایی های این دنیا قدم بزنی. شب وقتی هوا تاریکه و عشقت از ترس تاریکی بغلت کرده و تو هم با تمام وجود اونو تو آغوشت گرفتی تا هیچ آسیب و گزندی بهش نرسه، میتونی تو اون سکوت صدای ضربان قلب عشقت رو بشنوی و از اینکه عاشق یه قلب مهربون و نازنین شدی، حس یه آدم عاشق و معمولی که همیشه آرزوش رو داشتی بهت دست بده. ولی همیشه، همیشه، همیشه یه حس کوچیک آزار دهنده مثل عذاب وجدان وجود داره و اون این حقیقته که تو خودت زاده ی تاریکی هستی و بخشی از اون تاریکی خاموش و ترسناک هستی. پنهون کردن این واقعیت هرروز و هرلحظه بیشتر از قبل پسرک رو آزار میداد... ادامه دارد...
  9. SPEEDY

    غوطه ور در تاریکی ها

    زندگی همیشه همونطور که انتظارش رو داریم پیش نمیره و ممکنه تو دست انداز های بیشماری بیفته. دست اندازهایی که واسه مردم عادی یه مشکل کوچیک و قابل حل هستن ولی واسه پسر داستان، یه زنگ خطر و هشدار بودن. زنگ خطری واسه برگشت به تاریکی ها. ولی اینبار قضیه متفاوت تر از همیشه بود. اینبار فقط خودش نبود که در صورت تداوم مشکلات به سمت تاریکی ها کشیده میشد بلکه کسی که عاشقش هست و روحش جذب روح اون شده هم محکوم به پیوند با تاریکی ها بود. این ترسی بود که از روز اول آشنایی با دخترک تو دل پسر جوان بود ولی هرگز نمیتونست راجع به این موضوع با اون صحبت کنه. همیشه سعی میکرد کوچکترین اختلافات جزئی رو به سرعت حل کنه تا تبدیل به مشکلات حاد نشن. نکته ای که همیشه آزارش میداد و همیشه سعی در برطرف کردنش داشت، ترس دخترک از تاریکی ها و ماورا بود. ترسی که بین اکثر آدما رایجه و فقط شدتش فرق میکنه. ترسی که تو دخترک بود، یه ترس ساده از محیط های تاریک و موجوداتی که آدما بهشون جن و دیو و پری میگن بود. پسرک مطمئن بود که اگه اون متوجه بشه که نیمی از وجودش متعلق به این جهان مادی نیست و چیزی فراتر از تاریکی ها و موجودات ترسناک تو داستان هاست، دست از پسرک میکشه و ترس باعث محو شدن تدریجی عشق میشه و محو تدریجی عشق باعث میشه که دخترک هم وارد جهانی موازی بشه که تا به حال کوچکترین تجربه ای ازش نداشته. ادامه دارد...
  10. SPEEDY

    مشاعره با کلمات بدون نقطه !

    وال
  11. SPEEDY

    مشاعره با کلمات بدون نقطه !

    کوکی
  12. SPEEDY

    مشاعره با کلمات بدون نقطه !

    هوادار
  13. SPEEDY

    مشاعره با کلمات بدون نقطه !

    ولوله :icon_razz:
×
×
  • جدید...