farzaneh.y 2170 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 در نظر بازي ما بي خبران حيرانندمن چنينم كه نمودم دگر ايشان دانند دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم... 2
niaz 9807 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 در این غوغا که کس کس را نپرسد من از پیر مغان منت پذیرم دیشب به سیل اشک ره خواب می زدمنقشی به یاد خط تو بر آب می زدم... چون هر دوتاتون "م" داشتين: مي نوش به ماهتاب اي ماه كه ماه بسيار بتابد و نيابد مارا 1
SPEEDY 3334 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 ماهم اين هفته برون رفت و به چشمم ساليست حال هجران تو داني كه چه مشكل حاليست 1
SPEEDY 3334 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 مي نوش به ماهتاب اي ماه كه ماه بسيار بتابد و نيابد مارا ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند چیدن چه خیال است که دیدن نگذارند 1
farzaneh.y 2170 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 چون هر دوتاتون "م" داشتين: مي نوش به ماهتاب اي ماه كه ماه بسيار بتابد و نيابد مارا او مرا گم کرده و من خویشتن را در ره او او زمن فارغ ولی من خویش را در جستجویم....
farzaneh.y 2170 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 حالا كدوم رو بگيم كيـــــــافرزانه جون شما بگو چیرو؟متوجه نمیشم دوستم 1
niaz 9807 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 او مرا گم کرده و من خویشتن را در ره اواو زمن فارغ ولی من خویش را در جستجویم.... معلوم نشد كه در طربخانه ي خاك نقّاش ازل بهر چه آراست مرا" چیرو؟متوجه نمیشم دوستم هيچي داره قاطي ميشه دو نفر با هم ميگيم بعد از من اگر كيا هست كيا بگه اگر نيست تو بگو فرزانه جون كه قاطي نشه 2
SPEEDY 3334 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 اي نسيم سحر آن شمع شبستان طرب را گو به سر مي رود از آتش هجران تو دودم 3
farzaneh.y 2170 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 اي نسيم سحر آن شمع شبستان طرب را گو به سر مي رود از آتش هجران تو دودم من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صدبار توبه کردم و دیگر نمیکنم 2
قاصدکــــــــ 20162 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 اي نسيم سحر آن شمع شبستان طرب را گو به سر مي رود از آتش هجران تو دودم مرجان لب لعل تو مرجان مرا قوت ياقوت بنامم لب خندان تو را قوت 2
niaz 9807 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 مرجان لب لعل تو مرجان مرا قوت ياقوت بنامم لب خندان تو را قوت تن محنت كشي ديرم خدايا دل حسرت كشي ديرم خدايا 1
قاصدکــــــــ 20162 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 تن محنت كشي ديرم خدايادل حسرت كشي ديرم خدايا این همه عکس می و نقش نگارین که نمود یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد داخل پرانتز : در مکتب عرفان دنیا به مثابه آیینه ای است که جلوه دار جلال حضرت حق است و تمام پدیده های آن چون اوهامی است که از آن وجود حقیقی بر پرده فهم آدمی نقش می بندد . ( تونل افلاطون نيز شايد برگرفته از همين باشد و يا بالعكس ! ) 4
niaz 9807 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 این همه عکس می و نقش نگارین که نمود یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد دل مي رود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا 4
farzaneh.y 2170 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 تن محنت كشي ديرم خدايادل حسرت كشي ديرم خدايا ایکه گویی خضر و اسکندر همه افسانه بود در جهان سرچشمه آب بقائی نیست هست 4
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 تا نباشد این جدایی ها کس نداندقدر یاران را کویــر خشک میــدانـــد بــهای قـطــره باران را 4
niaz 9807 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 تا نباشد این جدایی ها کس نداندقدر یاران راکویــر خشک میــدانـــد بــهای قـطــره باران را ابروي يار در نظر و خرقه سوخته جامي به ياد گوشه ي محراب ميزدم 4
SPEEDY 3334 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند چیدن چه خیال است که دیدن نگذارند 3
niaz 9807 ارسال شده در 5 شهریور، 2010 ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند چیدن چه خیال است که دیدن نگذارند دارم اميد عاطفتي از جانب دوست كردم جنايتي اميدم به عفو اوست . دانم كه بگزرد ز سر جرم من كه او گر چه پريوش است وليكن فرشته خوست 2
ارسالهای توصیه شده