vergil 11695 ارسال شده در 24 شهریور، 2015 طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم یادش همه شب در دل غمگین دارم. 6
Valentina 13665 ارسال شده در 24 شهریور، 2015 ميازار موري كه دانه كش است كه جان دارد و جان شيرين خوش است :| 4
Ala Agrin 14476 ارسال شده در 24 شهریور، 2015 تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت عـاشقی ها از دلـم دیوانگی هـا از سرم 4
helma.b 3345 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 مرا به جرم هزاران گناه می بردند شبی که روح توبر دوش ماه می بردند دوباره آمده بودند تا کرانه درد دلم به جای خودم اشتباه می بردند.... 6
Astraea 25354 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند 4
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 در اين سراى بى كسى كسى به در نميزند به دشت پر ملال ما پرنده پر نميزند 4
Ala Agrin 14476 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد 4
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 در دير مغان آمد يارم قدحى در دست مست از مى و ميخواران از نرگس مستش مست 3
Astraea 25354 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 تاب بنفشه میدهدطره مشک سای تو پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو 2
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 وقت است كه از فراق و تو و سوز اندرون آتش در افكنم به همه رخت و پخت خويش 3
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 تو را آتش عشق اگر پر بسوخت مرا بين كه از پاى تا سر بسوخت 5
Astraea 25354 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم روزی سراغ وقت من آیی که نیستم 5
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 میخواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست از غیرن صبا نفسش در دهان گرفت... من نمیدونم چرا از دیشب تا حالا همش ت میاد...:icon_pf (34): 5
Astraea 25354 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 ترسم چو باز گردی از دست رفته باشم وز رستنی نبینی بر گور من گیاهی 5
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 ترسم چو باز گردی از دست رفته باشموز رستنی نبینی بر گور من گیاهی یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد 5
*atefeh* 13017 ارسال شده در 25 شهریور، 2015 دیدی که یار قطره ی اشکم ندید و رفت دل برده بود، رشته ی جان هم برید و رفت 5
ارسالهای توصیه شده