رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دل من پاره گشت از غم نه آنگونه که به گردد

اگر جانان بدین شادست یا رب پاره تر بادا

  • Like 2
ارسال شده در

آنهمه شوکت و ناموس شهان آخر

 

کار چند سطریست که برصفحه دفتر گذرد

عاقبت جمع شود در دو سه خط از بد و نیک

آنچه یک عمر به دارا و سکندر گذرد

  • Like 3
ارسال شده در

دل از مهر بتان برداشتم آسودم این است این

اگر دارد شرابی مستی ناخوش خماری خوش

  • Like 2
ارسال شده در

شهریارا تو به شمشیر قلم در همه آفاق

به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی

  • Like 5
ارسال شده در

یار اگر زخمت زند با تیغ ابرو دم مزن

تیغ ابرو را کند با سوزن مژگان رفو

  • Like 3
ارسال شده در

 

وقت است که بر لب شکفد غنچه ی لبخند

 

تا چند به دل لاله ی داغینه توان کاشت؟

  • Like 5
ارسال شده در

تو عشق مرا نفهمیدی

تنها گوشه ای از نبودن هایت اشک میریزم ولی تو نیستی تا پاکشان کنی

  • Like 4
ارسال شده در

یکشنبه های ساده که از راه می رسند

یک جفت چشم، مانده به راه تو تا هنوز

اینجا به روی برف تن جاده مانده است

یک چتـــــر پاره پاره و یک رد پا، هنـــوز

هــــرگز نیامدی و چه بی رنگ مانده اند

تقــــویم های کهنه و یکشنبه ها، هنوز

  • Like 4
ارسال شده در

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 

بابا طاهر

  • Like 4
ارسال شده در

در دل و دیده به دنبال تو گردم شب و روز

تا به سر خواهدم این گنبد مینا گشتن

دل بدریا زده ام بر لب دریای غمت

قطره ای خواهم از آن خوردن و دریا گشتن

 

- - - Updated - - -

 

در دل و دیده به دنبال تو گردم شب و روز

تا به سر خواهدم این گنبد مینا گشتن

دل بدریا زده ام بر لب دریای غمت

قطره ای خواهم از آن خوردن و دریا گشتن

  • Like 4
ارسال شده در

ندیدی لحظه ای چشم ترم را

 

شب تنهایی رنج آورم را

  • Like 4
ارسال شده در

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس

بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام

پرصدای ساربانان بینی و بانگ جرس

  • Like 4
ارسال شده در

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

  • Like 2
ارسال شده در

دیریست که دلدار پیامی نفرستاد

ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد

صد نامه نوشتم و آن شاه سواران

پیکی ندوانید و پیامی نفرستاد

  • Like 2
ارسال شده در

دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش

او از جفا خون کرد و من از دیده بیرون کردمش

 

 

 

  • Like 1
ارسال شده در

شباب عمر عجب با شتاب مي‌گذرد

 

به دين شتاب خدايا شباب مي‌گذرد

 

شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقي

 

شتاب كن كه جهان با شتاب مي‌كذرد

 

  • Like 2
ارسال شده در

دیده را فایده آنست که دلبر بیند

ور نبیند چه بود فایده بینایی را

 

  • Like 1
ارسال شده در

آقا نگاهت سوی آهوهاست می دانم

 

دستان پاکت مثل من تنهاست می دانم

 

آقا اگر تو بر نمی گردی دلیل آن

 

در دست های پرگناه ماست می دانم

  • Like 2
ارسال شده در

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست اسن پیراهن است افسار نیست

  • Like 1
ارسال شده در

ترسم که اشک درغم ما پرده در شود

 

وین راز سربه مهر به عالم سمر شود

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...