azarafrooz 14221 ارسال شده در 31 مهر، 2012 نه هر که چهره برافروخت دلبري داند نه هر که آينه سازد سکندري داند 2
moein.s 18985 ارسال شده در 31 مهر، 2012 دوباره عشق دوباره هوا دوباره نفس دوباره عشق دوباره هوی دوباره هوس دوباره ختم زمستان دوباره فتح بهار دوباره باغ من و فصل تو نسیم نفس حسین منزوی 1
not found 16275 ارسال شده در 31 مهر، 2012 سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت؟ 1
moein.s 18985 ارسال شده در 31 مهر، 2012 تا که بماند درون حافظه ی آب نقش کنید ای خطوط موج به دریا در وزش وحشت و تلاطم پاییز نسترن از شاخ و برگ خویش پلی ساخت بهر عبور شکوفه : کودک فردا شفیعی کدکنی 2
not found 16275 ارسال شده در 31 مهر، 2012 این وسط من بودم سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم من که پیغمبر عشقی معصوم بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندان ِ تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم و به خاک افتادم 1
vergil 11695 ارسال شده در 31 مهر، 2012 می روم زدیده ها نهان شوم می روم که گریه در نهان کنم مرا جدایی تو می کشد یا تو را دوباره مهربان کنم / 2
not found 16275 ارسال شده در 31 مهر، 2012 من شدم عاشق شیدا مست آن چشم فریبا در بهشت سیب تو شد پاک وحلال باده از جوی زلال خانه شد میکده ی دلبرما دست من هم به دعا باغبان هم ندود از پیِ ما سیب حوّا نشود حسرت ما 1
شــاروک 30242 ارسال شده در 31 مهر، 2012 اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم 1
vergil 11695 ارسال شده در 31 مهر، 2012 من راضی ام به این همه دوری ولی راضی ترم به اینکه ببینم رضای تو حالا درخت و جاده به راهت نشسته اند حالا سکوت و سایه پر از صدای تو /
not found 16275 ارسال شده در 31 مهر، 2012 وصلت و عشق بشد رسم عیان نه مصدق ، نه فروغ و نه جواد نه غم و حسرت و داد همگی با دل شاد مست و مدهوش شویم با می ناب عاشق و مست و خراب با دف و ساز رباب سیب سرخ را بزنیم گاز و بگوییم به هم شکر ایزد که بداد مرحم زخم عاشقان را بدهد وصلت یار دلبران را ندهد زحمت خار
vergil 11695 ارسال شده در 31 مهر، 2012 رویای من همیشه به یاد تو سبز بود رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود /
not found 16275 ارسال شده در 31 مهر، 2012 دل من گفت: برو چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام حيرت و بغض تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت؟
MS-engineer 215 ارسال شده در 31 مهر، 2012 تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد
vergil 11695 ارسال شده در 31 مهر، 2012 در اين دنيا كه حتي ابر نميگريد به حال ما همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها / 2
MS-engineer 215 ارسال شده در 31 مهر، 2012 آن یار کزو خانه ی ما جای پری بود سرتا قدمش چون پری از عیب بری بود 2
moein.s 18985 ارسال شده در 31 مهر، 2012 نادر نادرپور چه ناز می گه: دختر بر آستانه ی در عاشقانه خواند کای آرزوی من من فارغم ز خویش و تو آسوده از منی با دوست ، دشمنی بس شام ها ستاره شمردم به نور ماه تا اختر رمیده ی بختم وفا کند شور نگاه دوست در آن چشم دلفریب چون باده سرگرانی عیشم دوا کند 2
not found 16275 ارسال شده در 31 مهر، 2012 دخترک خندید و پسرک ماتش برد که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می خواست حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد 1
vergil 11695 ارسال شده در 31 مهر، 2012 داني از زندگي چه مي خواهم؟ من تو باشم پاي تا سر تو زندگي گر هزار باره باشد بار ديگر تو بار ديگر تو / 1
vergil 11695 ارسال شده در 31 مهر، 2012 تقويم چار فصل دلم را ورق زدم آن برگهاي سبز سر آغاز سال كو؟ /! 1
ارسالهای توصیه شده