...YaSss 1393 ارسال شده در 25 شهریور، 2012 در را ببند ! جدا کن مرااز شهر دود گرفته ی تاریک بگذار...! در فراموشی دستهای تو آب شوم... 2
moein.s 18985 ارسال شده در 25 شهریور، 2012 حسین جان منزوی می فرماید: من برق چشم ملتهبت را رقم زدم تا کور سوی اخترکان بشکند همه از نام تو به بام افق ها ، علمزدم با وامی از نگاه تو خورشید های شب نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم 2
captain 9274 ارسال شده در 26 شهریور، 2012 می خرم. کی؟ همین روزها. آه آه از این مستی و سستی و خواب (سیمین بهبهانی) 2
moein.s 18985 ارسال شده در 26 شهریور، 2012 مشرف آزاد عزیز می فرماید: بهار از باغ ما رفتست ما افسانه می گوییم پرستوها ندانستند و بر قندیل یخ مردند بهار از باغ ما رفتست می خواندند پیچک ها شما بیهوده می گویید و ما بیهوده می روییم 5
...YaSss 1393 ارسال شده در 27 شهریور، 2012 باز همان دریغ وحسرت همیشگی ... تا نگاه میکنی وقت رفتن است لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود پیش از آنکه با خبر شوی ونا گهان ... چه زود دیر میشود...!؟ 4
...YaSss 1393 ارسال شده در 28 شهریور، 2012 یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد 3
...YaSss 1393 ارسال شده در 28 شهریور، 2012 مطمئن باش برو...ضربه ات کاری بود... دل من سخت شکست و چه بی رحمانه به من و سادگی ام خندیدی به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود تو برو ...! برو تا راحت تر تکه های دل خود را سر هم بند زنم مطمئن باش برو...ضربه ات کاری بود...!؟ 3
...YaSss 1393 ارسال شده در 28 شهریور، 2012 مرا اینگونه باور کن...! کمی تنها،کمی بی کس،کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجارفته...؟ نمیدانم مرا آیا گناهی هست که شاید هم بجرم ان غریبی و جدایی هست مرا اینگونه باور کن...! 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 30 شهریور، 2012 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت باز آید و برهاندم از بند ملامت خاک ره آن یار سفر کرده بیارید تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت 3
...YaSss 1393 ارسال شده در 30 شهریور، 2012 ...تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تورا از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم... 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 30 شهریور، 2012 ما را رها کنید در این رنج بی حساب با سینه ای شرحه شرحه و با دلی کباب 3
...YaSss 1393 ارسال شده در 30 شهریور، 2012 بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است وتنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد وخاصیت عشق این است...! 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 30 شهریور، 2012 تراز کنگره عرش میزنند صفیر ندانمت که در این دامگه چه افتاده ست 3
...YaSss 1393 ارسال شده در 30 شهریور، 2012 تقویم چار فصل دلم را ورق زدم آن برگ های سبز سر آغاز سال کو؟ 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 30 شهریور، 2012 و خدائی که در این نزدیکی است لای این شب بوها پای آن کاج بلند 3
ارسالهای توصیه شده