رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن‌ها

من و این دشت بی‌پایان و بی‌حاصل دویدن‌ها

  • Like 1
ارسال شده در

اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود

ببین که جام ز جاجی چه طرفه اش بشکست

  • Like 1
ارسال شده در

تو کرده‌ای دل من خون و تا ز غصه کنی

دوباره خون به دلم پرسیم دلت چون است

  • Like 1
ارسال شده در

تنها نه ز راز دل من پرده بر افتاد

تا بود فلک شیوه ی او پرده دری بود...

  • Like 3
ارسال شده در

در عاشقی هزار غم و درد هست و نیست

دردی از این بتر که بود یار با رقیب

  • Like 3
ارسال شده در

بجان خواجه و حق قدیم و عهد درست

که مونس دم صبحم دعای دولت توست....

  • Like 3
ارسال شده در

تو دی می‌رفتی و هاتف به دنبال تو چون سایه

به خاک راه می‌افتاد گاهی راست گاهی کج

  • Like 1
ارسال شده در

جوانی شمع ره کردم بجویم زندگانی را

نجستم زندگانی و تبه کردم جوانی را

  • Like 2
ارسال شده در

ای چشم نیم‌خواب تو از من ربوده خواب

وی زلف تابدار تو بر مه فکنده تاب

  • Like 2
ارسال شده در

به دست خود درختی می نشانم

به پایش جوی آبی می کشانم

  • Like 2
ارسال شده در

مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را

در آبگون ساغر فکن آن آب آتش رنگ را

  • Like 1
ارسال شده در

آنچه بر عاشق دلخسته روا دانستی

فلک آخر سرت آورد که حقت این است

  • Like 1
ارسال شده در

تا دلم نستدی نیاسودی

چون توان کرد از تو آزادی

  • Like 1
ارسال شده در

یک شب تو را ز مستی تشبیه ماه کردم

تو خوبتر ز ماهی من اشتیاه کردم

  • Like 3
ارسال شده در

مرغ شب خوان که دم از پرده‌ی عشاق زند

گو نوا از من شب‌خیز بیاموز امشب

  • Like 3
ارسال شده در

بنويسيد زمين کوچه ي سرگردانياست

او در اين معبر پرحادثه عابر بودهاست

  • Like 2
ارسال شده در

تا به دامانش رسد دستم به امداد نسیم

جسم من در رهگذارش خاک بودی کاشکی

  • Like 2
ارسال شده در

یاد دارم ز راه و رسم کهن

که دو ناسازگار را به هم پیوست

  • Like 2
ارسال شده در

تو کرده ای دل من خون و تا ز غصه کنی

دوباره خون به دلم پرسیم دلت چون است

  • Like 2
ارسال شده در

تا ندانندم بد انديشان طريق عاشقي

در لباس ناشناسان راه ديگر مي زنم

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...