moein.s 18985 ارسال شده در 6 شهریور، 2012 تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها من و این دشت بیپایان و بیحاصل دویدنها 1
*lotus* 20275 ارسال شده در 6 شهریور، 2012 اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود ببین که جام ز جاجی چه طرفه اش بشکست 1
moein.s 18985 ارسال شده در 6 شهریور، 2012 تو کردهای دل من خون و تا ز غصه کنی دوباره خون به دلم پرسیم دلت چون است 1
*lotus* 20275 ارسال شده در 6 شهریور، 2012 تنها نه ز راز دل من پرده بر افتاد تا بود فلک شیوه ی او پرده دری بود... 3
moein.s 18985 ارسال شده در 6 شهریور، 2012 در عاشقی هزار غم و درد هست و نیست دردی از این بتر که بود یار با رقیب 3
*lotus* 20275 ارسال شده در 6 شهریور، 2012 بجان خواجه و حق قدیم و عهد درست که مونس دم صبحم دعای دولت توست.... 3
moein.s 18985 ارسال شده در 6 شهریور، 2012 تو دی میرفتی و هاتف به دنبال تو چون سایه به خاک راه میافتاد گاهی راست گاهی کج 1
captain 9274 ارسال شده در 7 شهریور، 2012 جوانی شمع ره کردم بجویم زندگانی را نجستم زندگانی و تبه کردم جوانی را 2
moein.s 18985 ارسال شده در 7 شهریور، 2012 ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب وی زلف تابدار تو بر مه فکنده تاب 2
moein.s 18985 ارسال شده در 7 شهریور، 2012 مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را در آبگون ساغر فکن آن آب آتش رنگ را 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 7 شهریور، 2012 آنچه بر عاشق دلخسته روا دانستی فلک آخر سرت آورد که حقت این است 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 7 شهریور، 2012 یک شب تو را ز مستی تشبیه ماه کردم تو خوبتر ز ماهی من اشتیاه کردم 3
moein.s 18985 ارسال شده در 8 شهریور، 2012 مرغ شب خوان که دم از پردهی عشاق زند گو نوا از من شبخیز بیاموز امشب 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 8 شهریور، 2012 بنويسيد زمين کوچه ي سرگردانياست او در اين معبر پرحادثه عابر بودهاست 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 8 شهریور، 2012 تا به دامانش رسد دستم به امداد نسیم جسم من در رهگذارش خاک بودی کاشکی 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 9 شهریور، 2012 تو کرده ای دل من خون و تا ز غصه کنی دوباره خون به دلم پرسیم دلت چون است 2
azarafrooz 14221 ارسال شده در 9 شهریور، 2012 تا ندانندم بد انديشان طريق عاشقي در لباس ناشناسان راه ديگر مي زنم 2
ارسالهای توصیه شده