Astraea 25354 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان این است و دگرگون نخواهد شد 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا 4
moh@mad 5513 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 دیدی آخر دم مردانه بجز لاف نبود بکش از مردم نامرد که حقت این است 3
afra68 174 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 تمام مساله ام دیدن دوباره توست و میگریزد از این ذهن راه حل حتی! 3
Astraea 25354 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 ياري اندر کس نميبينم ياران را چه شد دوستي کي آخر امد دوستداران را چه شد 2
captain 9274 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 دل که ایینه صافیست غباری دارد از خدا می طلبم صحبت روشن رایی 2
sam arch 55881 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم با نعرههای قلقلش اندر گلو ببست 2
Astraea 25354 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم روزی سراغ وقت من ایی که نیستم 3
سارا. 1380 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 17 مرداد، 2012 همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی 4
captain 9274 ارسال شده در 17 مرداد، 2012 تو زین جلوه از جا نرفتی , که ای؟ تو سنگی , کلوخی, جمادی , چه ای؟ 4
سارا. 1380 ارسال شده در 17 مرداد، 2012 یا رب، نگاه کس، به کسی آشنا مکن گر میکنی، کرم کن و از هم جدا مکن 4
unique1366 1752 ارسال شده در 17 مرداد، 2012 من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.... 5
ارسالهای توصیه شده