real 1797 ارسال شده در 20 تیر، 2012 ضمیر هر درخت ای جان ز هر دانه که می نوشد شود برشاخ و برگ او نتیجه شرب او پیدا 2
azarafrooz 14221 ارسال شده در 20 تیر، 2012 سمان بار امانت نتوانست کشید................قرعه کار بنام من بیچاره زدند جنگ هفتادو دو ملت همه را عذز بنه.................چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند 2
sam arch 55881 ارسال شده در 20 تیر، 2012 در خرابیهاست، چون چشم بتان، تعمیر من مرحمت فرما، ز ویرانی عمارت کن مرا 1
real 1797 ارسال شده در 20 تیر، 2012 الا يا ايها الساقي الدل كوثر وناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها 4
sam arch 55881 ارسال شده در 20 تیر، 2012 از نورسیدگان خرابات نیستیم چون خشت، پا شکستهی میخانهایم ما 4
real 1797 ارسال شده در 20 تیر، 2012 آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا 4
R.Irankhah 25490 ارسال شده در 20 تیر، 2012 آنجا که قضا رهزن حال تو شود گر خانه حصار است وبال تو شود 4
sam arch 55881 ارسال شده در 20 تیر، 2012 در مشورت اگر چه گشاد جهان ز ماست سرگشتهتر ز سبحهی صد دانهایم ما 4
sam arch 55881 ارسال شده در 20 تیر، 2012 یعقوب چشم باخته را یافت عاقبت آخر به کام خویش، نظر باز می رسد 4
saeed99 2563 ارسال شده در 21 تیر، 2012 . دوش آمد پیل ما را بازهندستان به یاد پرده شب میدرید او ازجنون تا بامداد مولوی 3
captain 9274 ارسال شده در 21 تیر، 2012 در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش ... 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 21 تیر، 2012 شاهد آن نیست که موئی و میانی دارد ...........بــنــده طـلـعـت آن باش که آنـی دارد شیوه حور و پری گرچه لطیف است ولی...........خوبی آنست و لطافت که فلانی دارد 1
real 1797 ارسال شده در 21 تیر، 2012 در غمش هر شب به گردون پیک آهم می رسد صبر کن! ای دل شبی آخر به ماهم می رسد شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟ کز پس آن نوبت روز سیاهم می رسد صبر کن گر سوختی ای دل ! از آزار رقیب کاین حدیث آخر به شاهم می رسد گر گنه کردم ، عطا از شاه خوبان دور نیست روزی آخر مژده ی عفو گناهم می رسد 4
azarafrooz 14221 ارسال شده در 21 تیر، 2012 در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار کرده ام خاطر خود را بتمنای تو خوش 4
real 1797 ارسال شده در 21 تیر، 2012 شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت که من عاشقم گر بسوزم رواست تو راناله و سوز وزاری چراست؟ 4
azarafrooz 14221 ارسال شده در 21 تیر، 2012 تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست راهرو گـر صــد هـــنــر دارد توکـل بایدش ای دل اندر بند زلفــش از پریشـانی منال مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش 4
R.Irankhah 25490 ارسال شده در 21 تیر، 2012 شکرشکن شوند همه طوطیان هند زین قندپارسی که به بنگاله می رود 3
real 1797 ارسال شده در 21 تیر، 2012 در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدین امید دهم جان که خاک کوی تو باشم علی الصباح قیامت که سر ز خاک بر آر م به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم 3
*lotus* 20275 ارسال شده در 21 تیر، 2012 من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم 2
ارسالهای توصیه شده