رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

ضمیر هر درخت ای جان ز هر دانه که می نوشد

شود برشاخ و برگ او نتیجه شرب او پیدا

  • Like 2
ارسال شده در

سمان بار امانت نتوانست کشید................قرعه کار بنام من بیچاره زدند

جنگ هفتادو دو ملت همه را عذز بنه.................چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

  • Like 2
ارسال شده در

در خرابیهاست، چون چشم بتان، تعمیر من

مرحمت فرما، ز ویرانی عمارت کن مرا

  • Like 1
ارسال شده در

الا يا ايها الساقي الدل كوثر وناولها

كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها

  • Like 4
ارسال شده در

از نورسیدگان خرابات نیستیم

چون خشت، پا شکسته‌ی میخانه‌ایم ما

  • Like 4
ارسال شده در

آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

  • Like 4
ارسال شده در

آنجا که قضا رهزن حال تو شود

گر خانه حصار است وبال تو شود

  • Like 4
ارسال شده در

در مشورت اگر چه گشاد جهان ز ماست

سرگشته‌تر ز سبحه‌ی صد دانه‌ایم ما

  • Like 4
ارسال شده در

این دغل دوستان که می بینی

مگسانند گرد شیرینی

  • Like 4
ارسال شده در

یعقوب چشم باخته را یافت عاقبت

آخر به کام خویش، نظر باز می رسد

  • Like 4
ارسال شده در

.

 

 

دوش آمد پیل ما را بازهندستان به یاد

پرده شب می‌درید او ازجنون تا بامداد

مولوی :icon_gol:

 

  • Like 3
ارسال شده در

در کارگه کوزه گری رفتم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

...

  • Like 3
ارسال شده در

شاهد آن نیست که موئی و میانی دارد ...........بــنــده طـلـعـت آن باش که آنـی دارد

شیوه حور و پری گرچه لطیف است ولی...........خوبی آنست و لطافت که فلانی دارد

  • Like 1
ارسال شده در

در غمش هر شب به گردون پیک آهم می رسد

صبر کن! ای دل شبی آخر به ماهم می رسد

شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟

کز پس آن نوبت روز سیاهم می رسد

صبر کن گر سوختی ای دل ! از آزار رقیب

کاین حدیث آخر به شاهم می رسد

گر گنه کردم ، عطا از شاه خوبان دور نیست

روزی آخر مژده ی عفو گناهم می رسد

  • Like 4
ارسال شده در

در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار

کرده ام خاطر خود را بتمنای تو خوش

  • Like 4
ارسال شده در

شبی یاد دارم که چشمم نخفت

شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست

تو راناله و سوز وزاری چراست؟

  • Like 4
ارسال شده در

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست

راهرو گـر صــد هـــنــر دارد توکـل بایدش

ای دل اندر بند زلفــش از پریشـانی منال

مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

  • Like 4
ارسال شده در

شکرشکن شوند همه طوطیان هند

زین قندپارسی که به بنگاله می رود

  • Like 3
ارسال شده در

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدین امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

علی الصباح قیامت که سر ز خاک بر آر م

به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم

  • Like 3
ارسال شده در

من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم

نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...