رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

عقلش وزیر و روح مشیرست و دل سریر

تن بارگاه میر و ازو میر در حجاب

  • Like 2
ارسال شده در

با که گویم غم دیوانگی خود جز یار؟

از که جویم ره میخانه بغیر از دلدار؟

  • Like 2
ارسال شده در

روزگاريست که دل چهره مقصود نديد

ساقیا آن قدح آينه کردار بیار

دلق حافظ به چه ارزد به می اش رنگین کن

وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار

  • Like 2
ارسال شده در

راه موحدان همه زو پیش رفت، اگر

توحیدت آرزوست بدان آستان شتاب

  • Like 5
ارسال شده در

به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب

جز این قدر که فراموش می کند ما را

  • Like 5
ارسال شده در

انديشه از محیط فنا نیست هر که را

بر نقطه دهان تو باشد مدار عمر

در هر طرف که ز خیل حوادث کمین گهیست

زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر

  • Like 5
ارسال شده در

روح من درجهت تازه ی اشیا جاری است.

روح من کم سال است.

روح من گاهی از شوق،سرفه اش می گیرد.

روح من بیکار است:

قطره های باران را،درز آجر را ، می شمارد.

روح من گاهی مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد.

  • Like 5
ارسال شده در

ديگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور

گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور

ای گلبشکر آن که تويی پادشاه حسن

با بلبلن بی دل شیدا مکن غرور

  • Like 4
ارسال شده در

روی ویرانه های امیدم

دست افسونگری شمعی افروخت

مرده ای چشم پر آتشش را

از دل گور ر چشم من دوخت

  • Like 2
ارسال شده در

تا بر دلش از غصه غباری ننشیند

ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش

  • Like 2
ارسال شده در

شاه را به بود از طاعت صدساله و زهد

 

قدر يک ساعته عمری که در او داد کند

 

حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم برد

 

تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند

  • Like 1
ارسال شده در

در خرابات مغان نور خدا می بینیم

این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینیم

  • Like 1
ارسال شده در

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی و ريا کنند

پیراهنی که آيد از او بوی يوسفم

ترسم برادران غیورش قبا کنند

  • Like 1
ارسال شده در

دیده دریا کنم و صبر به صحرا افگنم

وندرین کار دل خویش به دریا فگنم

  • Like 6
ارسال شده در

ما جفا از تو نديديم و تو خود نپسندی

آن چه در مذهب ارباب طريقت نبود

خیره آن ديده که آبش نبرد گريه عشق

تیره آن دل که در او شمع محبت نبود

  • Like 8
ارسال شده در

دوای درد بی درمان تویی تو

همه وصل و همه هجران تویی تو

  • Like 7
ارسال شده در

واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزيد

من اگر مهر نگاری بگزينم چه شود

عقلم از خانه به دررفت و گر می اين است

ديدم از پیش که در خانه دينم چه شود

  • Like 7
ارسال شده در

دانی چه زمان دین و دلم دزدیدی؟

 

آن لحظه که دزدیده نگاهم کردی

  • Like 6
ارسال شده در

یا بدان لب بده از وصل نصیب عشاق

یا چنان کن که چنین روی به کس ننمایی

  • Like 6
ارسال شده در

یاری ار با من نداری ،باری از دردم مکاه

 

باش آزارِ دل ار آرامِ جانم نیستی

  • Like 5
×
×
  • اضافه کردن...