Eng HVAC 4139 ارسال شده در 20 بهمن، 2010 ديوانه برو ورنه چنان سخت ببوسم لب هاي تو مي ريخته را كز سخن افتي 1
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 20 بهمن، 2010 ديوانه برو ور نه چنان سخت خروشم تا گريه كنان آيي و بر پاي من افتي 2
arash86. 4604 ارسال شده در 20 بهمن، 2010 یاوه گویی بس کن ای رسوای شهر من نه آنم کز عتابت ترس گیرد پیکرم 2
arash86. 4604 ارسال شده در 20 بهمن، 2010 تو به تقصیر خود افتادی از این در بیرون از که مینالی و فریاد چرا می داری 3
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 20 بهمن، 2010 ياد باد آنكه ز ماوقت سفر ياد نكرد به وداعي دل غمديده ما شادنكرد 3
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 20 بهمن، 2010 دیده را فایده آن است که دلبر بیند ور نبیند چه بود فایده بینایی را 3
Astraea 25354 ارسال شده در 20 بهمن، 2010 الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها 3
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 20 بهمن، 2010 اول آن كس كه خريدار شدش ، من بودم باعث گرمي بازار شدش من بودم 2
arash86. 4604 ارسال شده در 21 بهمن، 2010 منم كه شهره شهرم به عشق ورزيدن منم كه ديده نيالوده ام به بد ديدن 2
shaden. 18583 ارسال شده در 21 بهمن، 2010 ناامیدم مکن از سابقه روز ازل توچه دانی که پس پرده که خوب است؟و که زشت؟ 1
shaden. 18583 ارسال شده در 21 بهمن، 2010 تو طاعت حق کنی به امید بهشت نه نه تو نه عاشقی که مزدوری تو وانکه گیسوی تو را رسم تطاول آموخت هم تواند کرمش داد من غمگین داد
پژمان مهرپویا 1121 ارسال شده در 21 بهمن، 2010 د ل گر چه د ر ا ین با د یه بسیا ر شتا فت یک موی ندا نست، ولی موی شکا فت ا ند ر د ل من هزا ر خورشید ، بتا فت لیکن به کما ل ذره ا ی را ه نیا فت 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 21 بهمن، 2010 تحمل گفتی و من هم که کردم سالها اما چقدر آخر تحمل شاید از یادت رفته پیمانت 1
shaden. 18583 ارسال شده در 21 بهمن، 2010 تحمل گفتی و من هم که کردم سالها اماچقدر آخر تحمل شاید از یادت رفته پیمانت ترا که حسن خدا داده هست و حجله بخت چه حاجتست که مشا طه ات بیاراید 1
پژمان مهرپویا 1121 ارسال شده در 21 بهمن، 2010 ترا که حسن خدا داده هست و حجله بختچه حاجتست که مشا طه ات بیاراید د ر راه خدا د و کعبه ا مد حا صل یک، کعبه ء صورت ا ست ویک، کعبه ء د ل تا بتوا نی زیا رت د ل ها کن کا فزون زهزا ر کعبه با شد ، یک د ل ! 2
ارسالهای توصیه شده