رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دریای شور انگیز چشمان تو زیباست

آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

  • Like 1
ارسال شده در

تا ز ميخانه و می نام و نشان خواهد بود

سر ما خاک ره پير مغان خواهد بود

  • Like 1
ارسال شده در

دیدار شد میسر و بوس و کنار هم

من از بخت خود به شکرمو از روزگار هم

  • Like 1
ارسال شده در

من گدا و تمنای وصل دوست هیهات

مگر به خواب ببینم خیال و منظر دوست

  • Like 2
ارسال شده در

تا که بودیم نبودیم کسی

کشت ما را غم بی همنفسی

  • Like 2
ارسال شده در

یار اگر زخمت زند با تیغ ابرو دم مزن

تیغ ابرو را کنم با سوزم مژگان رفو

  • Like 2
ارسال شده در

ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد

ویرانه دل ماست که صدباربناگشت و دگر بار فرو ریخت

  • Like 2
ارسال شده در

تیره گون شد کوکب بخت همایون فام من

واژگون گشت از سپهر واژگون اقبال من

  • Like 2
ارسال شده در

نه از دریا و قایق مینویسم

نه از زخم شقایق مینویسم

به یاد لحظه های با تو بودن

به یاد آن دقایق مینویسم

  • Like 3
ارسال شده در

ماها تو سفر کردی و شب ماند و سياهی

نه مرغ شب از ناله‌ من خفت و نه ماهی

  • Like 2
ارسال شده در

ای خدا این وصل را هجران مکن

سرخوشان عشق را نالان مکن

 

  • Like 2
ارسال شده در

نسخه‌ شعر تر آرم به شفاخانه‌ لعلت

که به يک خنده دوای دل بيمار من آیی

  • Like 2
ارسال شده در

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

پیش تر زانکه چو گردی زمیان برخیزم

ارسال شده در

مرده ی خود را رها کرده است او

مرده ی بیگانه را جوید رفو

:ws3:

 

  • Like 1
ارسال شده در

وعده جلوه چون دهی قدوه اهل صومعه

در ره انتظار تو فوت کند نماز را

  • Like 1
ارسال شده در

از بهاران که شود سر سبز سنگ

خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ

:a030:

  • Like 1
ارسال شده در

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

  • Like 2
ارسال شده در

چه قشنگ بود محمد:icon_pf (34):

 

 

ای خدا این وصل را هجران مکن

سرخوشان عشق را نالان مکن

 

باغ جان را تازه و سرسبز دار

قصد این مستان و این بستان مکن

 

چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

خلق را مسکین و سرگردان مکن

بر درختی کآشیان مرغ توست

شاخ مشکن مرغ را پران مکن

 

جمع و شمع خویش را برهم مزن

دشمنان را کور کن شادان مکن

 

گر چه دزدان خصم روز روشنند

آنچ می خواهد دل ایشان مکن

 

کعبه اقبال این حلقه است و بس

کعبه اومید را ویران مکن

 

این طناب خیمه را برهم مزن

خیمه توست آخر ای سلطان مکن

 

نیست در عالم ز هجران تلختر

هرچ خواهی کن ولیکن آن مکن

 

 

:ws37::ws37::ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

ناگاه شنیدم از فلک پیغامی

کز زخم زوال نوش بادت جامی

 

متن کاملشو اینجا نوشتم میتونین ببینین

http://www.noandishaan.com/forums/showthread.php?t=30131

  • Like 1
ارسال شده در

یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم

رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...