رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

ناز گل بلبل کشید و بوی آن را باد برد

بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

  • Like 2
ارسال شده در

دگر باره خیاط باد صبا

بر اندام گل دوخت رنگین قبا

  • Like 1
ارسال شده در

از بهاران که شود سر سبز سنگ

خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ

  • Like 1
ارسال شده در
از بهاران که شود سر سبز سنگ

خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ

 

 

گر باغ لاله داد به من، پس چون

از من گرفت لاله عذارم را ؟

  • Like 2
ارسال شده در

آن خزان نزد خدا نفس و هواست

عق و جان عین بهار است و بقاست

 

  • Like 1
ارسال شده در

تو بدری و خورشید تو را بنده شدست

 

تا بنده تو شدست تابنده شدست

  • Like 1
ارسال شده در

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم

ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

  • Like 1
ارسال شده در

ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا

جان قفای ناقه رفت و دل پی محمل مرا

  • Like 1
ارسال شده در

آن عقابش را ،عقابی دان که او

در ربود آن موزه دا زآن نیکخو:icon_pf (34):

  • Like 1
ارسال شده در

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود

کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

  • Like 2
ارسال شده در

در حیرتم از این مردم پست

این قوم زنده کش و مرده پرست

زنده تا زنده است کشتنش به جفا

وقتی که مرد بردنش بر سر و دست

  • Like 2
ارسال شده در

تازه شد از او باغ و بر من

شاخ گل من نیلوفر من :icon_gol:

 

  • Like 2
ارسال شده در

نگاهت آسمانم بود گم شد

دو چشمت بیابانم بود گم شد

  • Like 1
ارسال شده در

در بیابانی که لطف ضامن آهو شود

گر گذار گرگ افتد گرگ چوپان می شود

  • Like 3
ارسال شده در

دو سر انگشت خود بر دو چشم نه

هیچ بینی از جهان انصاف ده

 

  • Like 3
ارسال شده در

هنوزم تنهاترینم توی قصه زمونه

کاشکی رد پای عشقم روی جاده ها بمونه

  • Like 2
ارسال شده در

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی

  • Like 2
ارسال شده در

یارب تو آن جوان دلاور نگاه دار

کز تیر آن گوشه نشینان حذر نکرد

  • Like 2
ارسال شده در

در هوای جرعه ای از آب سقاخانه اش

خضر اگر در کوثر افتد دایم عطشان می شود

  • Like 2
ارسال شده در

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

  • Like 1
×
×
  • اضافه کردن...