رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نبود

دائما یکسان نباشد کار دوران غم مخور

  • Like 3
ارسال شده در

راز درون پرده ز رندان مست پرس

كاین حال نیست زاهد عالی مقام را

  • Like 4
ارسال شده در
راز درون پرده ز رندان مست پرس

كاین حال نیست زاهد عالی مقام را

:4chsmu1:

ای صبا گر گذری بر ساحل رود ارس

بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس:w16:

  • Like 4
ارسال شده در

سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست

 

بستان جام و درآشام که آن شربت توست

 

عدد ذره در این جو هوا عشاقند

 

طرب و حالت ایشان مدد حالت توست

  • Like 4
ارسال شده در

تا زهره مه در آسمان گشت پدید

بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید

 

من در عجبم ز می فروشان کایشان

به زآنکه فرشند چه خواهندخرید

  • Like 3
ارسال شده در

در ساغر تو چيست که با جرعه نخست

هشيار و مست را همه مدهوش مي کني

ارسال شده در

دیدهرا فایده آن است که دلبر بیند

ورنبیندچهبودفایده بینایی را

  • Like 2
ارسال شده در
دیدهرا فایده آن است که دلبر بیند

ورنبیندچهبودفایده بینایی را

 

چه شعر قشنگی...مرسی:icon_gol::icon_gol:

امشب به قصه دل من گوش مي کني

فردا مرا چو فصه فراموش مي کني

  • Like 2
ارسال شده در
چه شعر قشنگی...مرسی:icon_gol::icon_gol:

 

امشب به قصه دل من گوش مي کني

فردا مرا چو فصه فراموش مي کني

 

 

یک شمه ز مفلسی خود بر گویم:icon_pf (34):

چندان که خدا غنی است من محتاجم:icon_pf (34):

  • Like 2
ارسال شده در

مي جوش مي زند به دل خم بيا ببين

يادي اگر ز خون سياووش مي کني

  • Like 1
ارسال شده در
مي جوش مي زند به دل خمبيا ببين

يادي اگر ز خون سياووش مي کني

 

 

 

یا رب چو به وحدتت یقین می دارم

ایمان به تو عالم آفرین می دارم

  • Like 1
ارسال شده در

من می گذرم خموش و گمنام

آوازه ی جاودانه از تست

چون سایه مرا ز خاک برگیر

کاینجا سر و آستانه از توست

  • Like 1
ارسال شده در
من می گذرم خموش و گمنام

آوازه ی جاودانه از تست

چون سایه مرا ز خاک برگیر

کاینجا سر و آستانه از توست

 

 

 

تا دست به گردن تو اندر نارم

آغشته به خون چو دانه اندر نارم

  • Like 1
ارسال شده در

ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم

دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت

ارسال شده در

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او

زان سفر دراز خود عزم وطن نمیکند

  • Like 2
ارسال شده در
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او

زان سفر دراز خود عزم وطن نمیکند

 

 

 

در خواب جمال یار خود می دیدم

وز باغ وصال او گلی می چیدم

  • Like 4
ارسال شده در

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

آبرو میرود ای ابر خطا پوش ببار

که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم

  • Like 3
ارسال شده در

محتسب مستي به ره ديد و گريبانش گرفت

مست گفت اين پيراهن است افسار نيست!

  • Like 4
ارسال شده در
محتسب مستي به ره ديد و گريبانش گرفت

مست گفت اين پيراهن است افسار نيست!

 

 

 

ترسم ز گناه نیست آمرزش هست

از سابقه ی روز ازل می ترسم:icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34):

  • Like 2
ارسال شده در

من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش

گر به فکر سوختن افتاده ای مردانه باش

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...