بوف کور 476 ارسال شده در 4 آذر، 2010 تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم روزی سراغ وقت من آیی که نیستم مرامی بینی و هردم زیادت می کنی دردم تورا می بینم ومیلم زیادت می شود هردم 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 4 آذر، 2010 مستیم درد منو دیگه دوا نمیکنه غم با من زاده شده منو رها نمیکنه 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 4 آذر، 2010 تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش من و شب ها و درد انتظار و دل طپیدن ها 2
niaz 9807 ارسال شده در 4 آذر، 2010 تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوشمن و شب ها و درد انتظار و دل طپیدن ها از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 4 آذر، 2010 تا زجان و دل من نام ونشان خواهد بود غم واندوه توام در دل و جان خواهد بود حافظم کلا از حرف "ت" تخلیه شد 1
Astraea 25354 ارسال شده در 4 آذر، 2010 تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت ازرده گزند مباد اینم تتتتتتتتتتتتتتت حافظ.... 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 4 آذر، 2010 دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 4 آذر، 2010 همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی 1
Astraea 25354 ارسال شده در 4 آذر، 2010 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت بازآید و برهاندم از بند ملامت 1
Astraea 25354 ارسال شده در 4 آذر، 2010 دی شیخ با چـــــــراغ همی گشت گــرد شهر کز دیـــــو و دل ملولـــــم و انسانم آرزوسـت 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 4 آذر، 2010 تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی امروز حتما میرم "ت" حفظ میکنم ضعیف گیر آوردین? :167: 3
Astraea 25354 ارسال شده در 4 آذر، 2010 یارب چه غمزه کرد صراحی که خون خم با نعره های قلقلش اندر گلو ببست... 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 4 آذر، 2010 دل میرود زدستم صاحب دلان خدارا دردا که راز پنهان دعوت شد آشکارا 2
parie parpar 74 ارسال شده در 4 آذر، 2010 ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار ببر اندوه دل ومژده دلدار بیار 4
بوف کور 476 ارسال شده در 4 آذر، 2010 ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیارببر اندوه دل ومژده دلدار بیار رهرو ان نیست گهی تند وگهی خسته رود فر حی :4chsmu1: رهرو ان است که اهسته وپیوسته رود فرحی :shad: فرحی ! :sorry: 4
ارسالهای توصیه شده