رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

یارم چو قدح به دست گیرد

 

بازار بتان شکست گیرد

 

هر کس که بدید چشم او گفت

 

کو محتسبی که مست گیرد

  • Like 1
ارسال شده در

در آرزوي خاك در يار سوختم

يادآو اي صبا كه نكردي حمايتي

ارسال شده در

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

 

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

ارسال شده در
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

 

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

 

 

دم از سير اين دير ديرينه زن

صلايي به شاهان پيشينه زن

چه خوش گفت جمشيد باتاج و گنج

كه يك جو نيرزد سراي سپنج

ارسال شده در

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید

 

هلال عید در ابروی یار باید دید

 

شکسته گشت چو پشت هلال قامت من

 

کمان ابروی یارم چو وسمه بازکشید

  • Like 1
ارسال شده در

در اين خونفشان عرصه رستخيز

تو خون صراحي و ساغر بريز

  • Like 1
ارسال شده در

زهی خجسته زمانی که یار بازآید

 

به کام غمزدگان غمگسار بازآید

 

به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم

 

بدان امید که آن شهسوار بازآید

  • Like 1
ارسال شده در

دانی که چرا سر نهان با تو نگویم

طوطی صفتی، طاقت اسرار نداری

  • Like 1
ارسال شده در

يارب روا مدار گدا معتبر شود

گر معتبر شود زخدا بي خبر شود

  • Like 1
ارسال شده در

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

 

بازآید و برهاندم از بند ملامت

 

 

خاک ره آن یار سفرکرده بیارید

 

تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت

  • Like 1
ارسال شده در

تا در بدنم خون رگی باشد

اندر دل و جان هوای او باشد

  • Like 1
ارسال شده در

در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی

 

بر می‌شکند گوشه محراب امامت

 

حاشا که من از جور و جفای تو بنالم

 

بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت

  • Like 2
ارسال شده در

تو نازک طبعی و طاقت نیاری

گرانی های مشتی دلق پوشان

  • Like 1
ارسال شده در

نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي

بي وفا اين پيشتر مي خواستي حالا چرا

  • Like 2
ارسال شده در

از سرای قاضی و مفتی و شیخ و محتسب

باده های بی غش و گلرنگ می آید برون

بر سر منبر بوقت وجد رزاقی حلال

از سر دستار واعظ بنگ می آید برون

  • Like 2
ارسال شده در

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند

نه هر که آینه سازد سکندری داند

  • Like 3
ارسال شده در

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

 

بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت

 

یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم

 

افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت

  • Like 3
ارسال شده در

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که دوست خود روش بنده پروری داند

غلام همت آن رند عافیت سوزم

که در گداصفتی کیمیاگری داند

  • Like 2
ارسال شده در

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

كه در این ره نباشد كار بی اجر

حافظ

  • Like 2
ارسال شده در

دو بیهودهرا دل برین کار،گرم

که دیده بشویند هر دو زه شرم

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...