رفتن به مطلب

نواندیشان پس از ۱۵ سال


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
23 ساعت قبل، Essi Stanley گفته است:

مانی نقش‌های خانوادگی مثل پدر، مادر، دختر، پسر، خواهر، برادر، عمو و ... در میان کاربران نواندیشان بسیار دیده می‌شد!

با وجودی‌که اغلب اعضای انجمن در یک محدوده سنی بودند اما انتخاب این نقش‌ها بامزه و در عین حال از نظر روانشناسی می‌توانست قابل تامل باشد.

برای مثال فراوان دیده می‌شدند افرادی که نقش دختر یا پسر یک خانواده را انتخاب کرده بودند اما از آنانکه در نقش پدر و مادرشان بودند، سن و سال بیشتری داشتند!

غیرتی هم میشدیم اگه کسی چیزی میگفت به اعضای خانواده : دی 

  • Like 3
ارسال شده در

درصد بالایی از کاربرای فعال نواندیشان و فروم‌های مشابه دیگه رو بچه‌های دهه 60 شکل میدادن. تو نواندیشان هم بیشتر قشر دانشجو و تحصیلکرده این دهه.

واسه همین به نظرم میشه گفت انجمن نواندیشان برگی از تاریخ جعل نشده (و البته متأسفانه تا حدی سانسور شده) جوون‌های دهه 60 هست که نشون دهنده ایده‌ها، تفکرات و کارهاشون و حتی تا حدی سبک زندگیشون تو دهه حدود 20 تا 30 سالگی هست. از سال 88 که انجمن راه افتاد تا سال‌ها 92،93 که تقریباً به اوج خودش رسید و تا حدود سال 95،96 تاحدی ادامه داشت، چیزی نزدیک به یک دهه.

در آینده با کنکاش روی نوشته‌هاشون (که احتمالا با پیشرفت هوش مصنوعی خیلی ساده‌تر اتفاق بیفته) میشه به شخصیت خیلی از کاربرا و ماهیت اون روزهای جامعه پی برد. شاید همون اتاق‌های شیشه‌ای یا صندلی داغ‌های به ظاهر ساده جنبه‌های مختلفی از شخصیت افراد رو نشون بده که میتونه نمونه‌ای از مطالعات جامعه‌شناسی این دهه باشه.

  • Like 4
  • Thanks 1
ارسال شده در
2 ساعت قبل، Mohammad Aref گفته است:

درصد بالایی از کاربرای فعال نواندیشان و فروم‌های مشابه دیگه رو بچه‌های دهه 60 شکل میدادن. تو نواندیشان هم بیشتر قشر دانشجو و تحصیلکرده این دهه.

واسه همین به نظرم میشه گفت انجمن نواندیشان برگی از تاریخ جعل نشده (و البته متأسفانه تا حدی سانسور شده) جوون‌های دهه 60 هست که نشون دهنده ایده‌ها، تفکرات و کارهاشون و حتی تا حدی سبک زندگیشون تو دهه حدود 20 تا 30 سالگی هست. از سال 88 که انجمن راه افتاد تا سال‌ها 92،93 که تقریباً به اوج خودش رسید و تا حدود سال 95،96 تاحدی ادامه داشت، چیزی نزدیک به یک دهه.

در آینده با کنکاش روی نوشته‌هاشون (که احتمالا با پیشرفت هوش مصنوعی خیلی ساده‌تر اتفاق بیفته) میشه به شخصیت خیلی از کاربرا و ماهیت اون روزهای جامعه پی برد. شاید همون اتاق‌های شیشه‌ای یا صندلی داغ‌های به ظاهر ساده جنبه‌های مختلفی از شخصیت افراد رو نشون بده که میتونه نمونه‌ای از مطالعات جامعه‌شناسی این دهه باشه.

متولدین دهه شصت و اوایل دهه هفتاد به طور غالب کتاب خوان ترین نسل ایران بودن و از موضوعات گفتگوی آزاد نواندیشان و نمایشگاه‌های کتاب پر رونق میشد تابوشکنی‌ها و پرداختن به موضوعاتی که قرن‌ها کسی در ایران سمتش نمی‌اومد رو دید.

حتی نسل‌های بعدی با وجود دسترسی به اطلاعات بیشتر چندان وارد عمق مسائل نشدن و خیلی زود به سمت دسته‌بندی و برچسب زنی رفتن و اگر به سبک بحث های اجتماعی این روزها نگاه کنیم میبینیم که اکثر نسل جدید حوصله گفتگو برای پیدا کردن راه حل رو ندارن.

شبکه‌های اجتماعی مدرن‌تر مثل اینستاگرام و ایکس و تیک‌تاک و ... با وجودیکه خیلی به انتقال داده‌ها شتاب داد ولی به نظرم آگاهی رو به صورت سطحی زیاد کرد و چندان به عمیق‌تر شدنش کمک نکرد و اون روندی که می‌تونست مسیر آینده ایران رو تغییر بده تا حدودی منحرف کرد.

 

  • Like 4
ارسال شده در
54 دقیقه قبل، Essi Stanley گفته است:

متولدین دهه شصت و اوایل دهه هفتاد به طور غالب کتاب خوان ترین نسل ایران بودن و از موضوعات گفتگوی آزاد نواندیشان و نمایشگاه‌های کتاب پر رونق میشد تابوشکنی‌ها و پرداختن به موضوعاتی که قرن‌ها کسی در ایران سمتش نمی‌اومد رو دید.

حتی نسل‌های بعدی با وجود دسترسی به اطلاعات بیشتر چندان وارد عمق مسائل نشدن و خیلی زود به سمت دسته‌بندی و برچسب زنی رفتن و اگر به سبک بحث های اجتماعی این روزها نگاه کنیم میبینیم که اکثر نسل جدید حوصله گفتگو برای پیدا کردن راه حل رو ندارن.

شبکه‌های اجتماعی مدرن‌تر مثل اینستاگرام و ایکس و تیک‌تاک و ... با وجودیکه خیلی به انتقال داده‌ها شتاب داد ولی به نظرم آگاهی رو به صورت سطحی زیاد کرد و چندان به عمیق‌تر شدنش کمک نکرد و اون روندی که می‌تونست مسیر آینده ایران رو تغییر بده تا حدودی منحرف کرد.

 

ولی به نظرم نسل جدید یک ویژگی خوب دارن که کمبودی که گفتی رو تا حدی جبران میکنه. اونم روحیه پرسشگری و مطالبه‌گری اوناس که به نظرم قوی‌تر از نسل ما هست.

  • Like 4
ارسال شده در
1 ساعت قبل، Mohammad Aref گفته است:

ولی به نظرم نسل جدید یک ویژگی خوب دارن که کمبودی که گفتی رو تا حدی جبران میکنه. اونم روحیه پرسشگری و مطالبه‌گری اوناس که به نظرم قوی‌تر از نسل ما هست.

به نظرم پرسش‌گری و مطالبه‌گری نسل جدید بیشتر به خاطر این‌ هست که حمایت به مراتب گسترده‌تری ازشون توسط خانواده و مدرسه صورت گرفته. والدین دهه پنجاه و شصت و بخش قابل توجهی از معلم‌های جدید به خاطر تجربه تلخ سرکوب، اجازه نمیدن بچه‌ها توسری خور بار بیان و برای افزایش اعتماد به نفس اونها هزینه‌های مادی و معنوی زیادی میکنن‌.

البته مقایسه نسل‌ها شاید چندان منطقی نباشه چون به هر حال همه ما جاهایی اسیر جبر زمانه هم هستیم. ولی وقتی نگاه میکنم خروجی علمی بچه‌های دهه شصت در فضای مجازی بسترهایی مثل نواندیشان بوده ولی نسل جدید این بسترها رو بیشتر در تیک‌تاک و اپلیکیشن‌های سطحی ایجاد کردن کمی از عمق بخشی به دانش توسط نسل جدید دلسرد می‌شم‌.

امیدوارم در نهایت چندین نسل با ویژگی‌های متفاوت اما مکمل، بتونن نقاط قوت همدیگر رو تقویت و نقاط ضعف همدیگر رو هم برطرف کنن تا یک تحول اساسی در جامعه ما رخ بده.

  • Like 2
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۱/۲۶ در 10:49، starone312 گفته است:

چقدر با حوصله همه تاپیک ها و بحث ها رو تک به تک میخوندیم ، حتی صحبت های یه شخص تندرو به اسم محمد آقا یا آقا محمد همچین اسمی بود فکر کنم ، الان تو اوج باشه احتمالا 
 

الان که به بحث‌های گذشته نگاه میکنم میگم هزار رحمت به امثال اون محممدآقا و بیتا و نخودیان و رُز سیاه و ... باز حداقل بحث‌هاشون یک چارچوب داشت حتی اگر اون چارچوب از نظر اخلاقی و منطقی مشکل دار بود.

نسل جدید طرفداران این سیستم حتی همون چارچوب ناقص فکری رو هم ندارن با ذهن هایی آشفته و جوزده که حتی نمیتونی تشخیص بدی این زبان‌بسته‌ها از زندگی چی میخوان و دنبال چه اهدافی هستند!

  • Like 3
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۱/۲۵ در 11:35، Mohammad Aref گفته است:

کلا قیافم از دست شما این شکلی شد :banel_smiley_4:

عه ایول این استیکره

 

میاد بهت خدایی😆

  • Like 2
ارسال شده در

این روزها مرور دو دسته از تاپیک‌های نواندیشان پس از ۱۵ سال از روزهای پُر فروغ انجمن، می‌تواند همچون مرور تاریخ شفاهی ایران عامل کند. تاریخی که نشان می‌دهد جوانان ایرانی پیرامون دو مسئله‌ی جنگ و اینترنت چگونه فکر می‌کردند و چرا پیش‌بینی اغلب آنها درست از آب در نیامده است.

در مسئله اینترنت اغلب بر این باور بودند که ایران نمی‌تواند همچون کُره‌شمالی ارتباط مردم با جهان را قطع کند! در حالیکه ۵۰ روز است این کار را کرده و به کسی پاسخگو نیست و اینترنت در حالت تعلیق به سر می‌برد یا در مسئله جنگ اغلب معتقد بودند جنگ نخواهد شد یا اگر بشود در عرض چند روز به پایان خواهد رسید! در حالیکه شاهد یک جنگ فرسایشی و تعلیق در وضعیت نه جنگ نه صلح هستیم.

آنچه اغلب آدم‌ها از آن بیزارند، مسئله تعلیق است‌. کمتر کسی پیش بینی می‌کرد ما در همه چیز وارد تعلیق خواهیم شد. تعلیق و بلاتکلیفی آنقدر انسان را کلافه می‌کند که ترجیح می‌دهیم در پیش‌بینی‌هایمان همواره آن‌را کنار بگذاریم.

  • Like 4
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۱/۳۱ در 00:35، Essi Stanley گفته است:

این روزها مرور دو دسته از تاپیک‌های نواندیشان پس از ۱۵ سال از روزهای پُر فروغ انجمن، می‌تواند همچون مرور تاریخ شفاهی ایران عامل کند. تاریخی که نشان می‌دهد جوانان ایرانی پیرامون دو مسئله‌ی جنگ و اینترنت چگونه فکر می‌کردند و چرا پیش‌بینی اغلب آنها درست از آب در نیامده است.

در مسئله اینترنت اغلب بر این باور بودند که ایران نمی‌تواند همچون کُره‌شمالی ارتباط مردم با جهان را قطع کند! در حالیکه ۵۰ روز است این کار را کرده و به کسی پاسخگو نیست و اینترنت در حالت تعلیق به سر می‌برد یا در مسئله جنگ اغلب معتقد بودند جنگ نخواهد شد یا اگر بشود در عرض چند روز به پایان خواهد رسید! در حالیکه شاهد یک جنگ فرسایشی و تعلیق در وضعیت نه جنگ نه صلح هستیم.

آنچه اغلب آدم‌ها از آن بیزارند، مسئله تعلیق است‌. کمتر کسی پیش بینی می‌کرد ما در همه چیز وارد تعلیق خواهیم شد. تعلیق و بلاتکلیفی آنقدر انسان را کلافه می‌کند که ترجیح می‌دهیم در پیش‌بینی‌هایمان همواره آن‌را کنار بگذاریم.

شاید سعی بر این بود که با منطق مسائل رو تحلیل کنن ولی متأسفانه با چیزی طرف بودن که ذره‌ای از منطق درونش تعریف نشده. همه مسائل هم به همین شکل پیش میبره.

توی ساختارهای تروریستی مثل داعش، اقدامات و رفتارها قابل پیش‌بینی نیست.

واسه همین 15 سال پیش که هیچی 15 ماه پیش هم نمیشد خیلی از این موارد رو پیش‌بینی کرد.

  • Like 5
ارسال شده در

امروز چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ بیشتر از ۶۰ روز است که اینترنت در ایران به طور کامل قطع شده‌است. در این ۲ ماه که دسترسی به همه شبکه‌های اجتماعی بین المللی از بین رفته و شبکه‌های اجتماعی داخلی هم یا پاتوق رجزخوانان و متوهمان شده یا عده‌ای با درماندگی فقط می‌توانند بگویند اینترنت چه شد؟ امیدوار بودم نواندیشان بتواند دوباره زنده شود و کمی از سیاهی این روزها بکاهد، ولی نشد!

باید قبول کنیم همانطور که دنیا عوض شده، نواندیشان هم عوض شده. اکثر کاربران سرشناس نواندیشان یا خارج از کشور هستند و به انجمن دسترسی ندارن یا اگر در داخل هستند اینقدر درگیر روزمرگی‌هایشان هستند که حوصله بسترهایی مثل نواندیشان را ندارند. بستری که زمانی نقش بسزایی در زندگی نسل دهه شصت و هفتاد داشت، دیگر برای نسل جدید جذابیتی ندارد.

بازگشت به نواندیشان پس از ۱۵ سال همچون بازگشت یک سالمند به محله قدیمی کودکی‌اش بود. فقط کوچه‌ها را نگاه می‌کرد و صداهای قدیم را می‌شنید ولی در نهایت این صداهای جدید است که زورش می‌چربد و به صورتت می‌کوبد که از نوستالژی بازی بیدار شو. خیلی چیزها تغییر کرده، خیلی چیزها ...

  • Like 3
ارسال شده در
1 ساعت قبل، Essi Stanley گفته است:

امروز چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ بیشتر از ۶۰ روز است که اینترنت در ایران به طور کامل قطع شده‌است. در این ۲ ماه که دسترسی به همه شبکه‌های اجتماعی بین المللی از بین رفته و شبکه‌های اجتماعی داخلی هم یا پاتوق رجزخوانان و متوهمان شده یا عده‌ای با درماندگی فقط می‌توانند بگویند اینترنت چه شد؟ امیدوار بودم نواندیشان بتواند دوباره زنده شود و کمی از سیاهی این روزها بکاهد، ولی نشد!

باید قبول کنیم همانطور که دنیا عوض شده، نواندیشان هم عوض شده. اکثر کاربران سرشناس نواندیشان یا خارج از کشور هستند و به انجمن دسترسی ندارن یا اگر در داخل هستند اینقدر درگیر روزمرگی‌هایشان هستند که حوصله بسترهایی مثل نواندیشان را ندارند. بستری که زمانی نقش بسزایی در زندگی نسل دهه شصت و هفتاد داشت، دیگر برای نسل جدید جذابیتی ندارد.

بازگشت به نواندیشان پس از ۱۵ سال همچون بازگشت یک سالمند به محله قدیمی کودکی‌اش بود. فقط کوچه‌ها را نگاه می‌کرد و صداهای قدیم را می‌شنید ولی در نهایت این صداهای جدید است که زورش می‌چربد و به صورتت می‌کوبد که از نوستالژی بازی بیدار شو. خیلی چیزها تغییر کرده، خیلی چیزها ...

 اینکه ۱۵ سال پیش همچین بحثای قوی میشد که انگار الان گفته شده نشون میده چقدر دیدگاهها به روز بوده و انگار برای ۱۵ سال بعد بیان میشد چه صحبتای خودت چه صحبتای سایر دوستان اما اون موقع دغدغه هام فقط معطوف به پیشرفت علمی بود در حالیکه باید در کنار پیشرفت علمی پیشرفت فکری هم در نظر داشت 

  • Like 3
ارسال شده در

اخ جون فقط اسپمممم

سلامم سلاممم

چقد من دوستای خوب و خفنی از این انجمن دارمم😍

چقد این انجمن و دوست داشتم و تایم زیادی اینجا در حال کسب علمو دانش(اسپم)بودم 🤣🤣

اونایی که منو میشناسن خستن بعید میدونم بیان اینجا🤣پیر شدن(میخام بهشون بر بخوره)

به نظرتون الان نباید تاپیک به جهنم فعال باشه با این حجم فشاری که رومونه😅

  • Like 3
ارسال شده در
6 دقیقه قبل، nasim184 گفته است:

اخ جون فقط اسپمممم

سلامم سلاممم

چقد من دوستای خوب و خفنی از این انجمن دارمم😍

چقد این انجمن و دوست داشتم و تایم زیادی اینجا در حال کسب علمو دانش(اسپم)بودم 🤣🤣

اونایی که منو میشناسن خستن بعید میدونم بیان اینجا🤣پیر شدن(میخام بهشون بر بخوره)

به نظرتون الان نباید تاپیک به جهنم فعال باشه با این حجم فشاری که رومونه😅

اوه اوه

  • Like 1
ارسال شده در

اواخر دهه هشتاد در نواندیشان و در کنار بحث‌های گفتگوی آزاد، اکثر دانشجویان رشته‌های مهندسی، پزشکی و علوم انسانی به صورت رایگان ساعت‌ها برای پاسخ به مشکلات تخصصی دیگران وقت می گذاشتند. احتمالا اگر از نگاه دانشجوی امروزی یا خودمان که در دهه چهارم به بعد زندگی هستیم به گذشته نگاه کنیم اینهمه به طور رایگان نشر علم و دانش کردن غیرقابل توجیه به نظر برسد.

امروز به آمار تورم سالانه در ایران توجه می‌کردم که چگونه از ابتدای دهه ۸۰ نسبت به گذشته کاهشی شده بود و نرخ تورم میانگین ۱۵ درصدی تا سال ۹۱ حفظ شده بود.

به نظر می‌رسد بهبود نسبی وضعیت اقتصادی در افزایش شکل گیری تشکل‌های مردم نهاد نقش قابل توجهی دارد و هرچه تورم و مشکلات اقتصادی بیشتر می‌شود، مردم کمتر به سمت گفتگو پیرامون مسائل مختلف گرایش پیدا می‌کنند و کمتر فعالیت‌هایی بدون حساب و کتاب مادی انجام می‌دهند.

شاید بتوان نواندیشان و هم‌اندیشی‌های رایج در آن‌را هم یکی از خروجی‌های ثبات نسبتاً بیشتر اقتصاد کشور در آن سال‌ها دانست. جایی که آدم‌هایش به دلیل فشارهای کمتر اقتصادی، کمتر برای هر چیزی چرتکه می‌انداختند.

  • Like 2
ارسال شده در

درود بر نواندیشان گرامی. من تازه واردم. احسان هستم و دهه پنجاهی. با جستجوی کلیدواژه‌ی فلسفه اینجا رو پیدا کردم. هر چند متأسفانه در ۱۵ سال اخیر افتخار آشنایی با شما بزرگواران رو نداشتم، گفتگوهای اخیر شما به شکل عجیبی آشنا و نوستالژیک بود‌.

  • Like 3
ارسال شده در
۱ ساعت قبل، Loquinex گفته است:

درود بر نواندیشان گرامی. من تازه واردم. احسان هستم و دهه پنجاهی. با جستجوی کلیدواژه‌ی فلسفه اینجا رو پیدا کردم. هر چند متأسفانه در ۱۵ سال اخیر افتخار آشنایی با شما بزرگواران رو نداشتم، گفتگوهای اخیر شما به شکل عجیبی آشنا و نوستالژیک بود‌.

اتفاقا تاپیک های فلسفی زیادی تو نواندیشان ایجاد شده بود و میشه. از فلسفه اخلاق بگیر تا فلسفه دین و فلسفه اجتماعی. مخصوصا که نسل پنجاه، شصت و اوایل هفتاد اکثرا کتاب‌خوان بودن و در بحث‌ها مشارکت فعالی داشتند.

گاهی نظرات اونزمان رو می‌خونیم از پیش‌بینی‌ها و شناخت دقیق جامعه توسط برخی از کاربران شگفت زده می‌شیم. تو این ۱۵ سال که افتخار آشنایی نبوده امیدواریم از اینجا به بعد از نظرات ارزشمندتون استفاده کنیم.

  • Like 3
  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

dhna 

یادش بخیر و هنوز بعد از سالها مشکلم با کیبورد حل نشد:|

 

سالها زا فعالیتم در فروم ها میگذره و برگشتن و دیدن خاطرات هم میتون لبخند به لبت بیاره و هم میتونه باعث ناراحتی و حسرت بشه.

یکی از کاربران خوب این فضا قطعا خودت بودی که هم مهندسان و هم نواندیشان پست هات رو دنبال میکردم و از تک تک اونها لذت میبردم. اما خب سال 2012 مصادف شد با از دست دادن کاربر خوب فروم ها:)

اگر بخوام سه کاربر تاپ تالار گفتگوی آزاد رو از دید خودم بگم

یکیش خودت بودی

یکیش spow

اخری هم s.f

https://noandishaan.com/forums/profile/292-sf/

 

fi به هر صورت خوب یا بد مسیری رو تجربه کردیم که فقط همون نسل خاص میتونستن تجربه کنن .

  • Like 3
ارسال شده در

سلام، وقت همه عزیزان بخیر

15 سال پیش من 8 سالم بود و کلاس دوم بودم. بشدت محو زندگی بزرگسالان اون دوره (که عمدتا دهه شصتی بودن) بودم. تمام آرزوم این بود که بزرگ بشم و بتونم شبیه اونا باشم.

یادمه بشدت چند تا دختردایی مامانم که اون دوره دانشجو بودند، برام مبدل به الگو شده بودن و میخواستم یکی بشم درست مثل اونا. 

امشب که بی هدف داشتم چیزای عجیب سرچ میکردم و اغلب سایتها هم باز نمیشدن، رو این سایت کلیک کردم و برخلاف انتظارم باز شد. اون تاپیکی که خوندم برای سال ۲۰۱۲ بود. فضای سایت بشدت برام اشنا بود و ناگهان متوجه شدم من این صفحه رو ۱۰-۱۲ سال پیش هم دیده بودم؛ تو کامیپوتر شخصی یکی از همون دختر دایی‌ها که ایشون هم در دوران دانشجویی یا عضو این وبسایت بوده و یا صرفا تاپیک هارو میخونده.

حافظه قویم امشب بهم کمک کرد که این موضوع رو بیاد بیارم. شاید مسخره بنظر بیاد اما برای من پیوند بین ۲۳ و ۸ سالگیم بود و این حس برام عزیز بود و همینطور عجیب. 

  • Like 3
ارسال شده در
7 ساعت قبل، f4tima گفته است:

سلام، وقت همه عزیزان بخیر

15 سال پیش من 8 سالم بود و کلاس دوم بودم. بشدت محو زندگی بزرگسالان اون دوره (که عمدتا دهه شصتی بودن) بودم. تمام آرزوم این بود که بزرگ بشم و بتونم شبیه اونا باشم.

یادمه بشدت چند تا دختردایی مامانم که اون دوره دانشجو بودند، برام مبدل به الگو شده بودن و میخواستم یکی بشم درست مثل اونا. 

امشب که بی هدف داشتم چیزای عجیب سرچ میکردم و اغلب سایتها هم باز نمیشدن، رو این سایت کلیک کردم و برخلاف انتظارم باز شد. اون تاپیکی که خوندم برای سال ۲۰۱۲ بود. فضای سایت بشدت برام اشنا بود و ناگهان متوجه شدم من این صفحه رو ۱۰-۱۲ سال پیش هم دیده بودم؛ تو کامیپوتر شخصی یکی از همون دختر دایی‌ها که ایشون هم در دوران دانشجویی یا عضو این وبسایت بوده و یا صرفا تاپیک هارو میخونده.

حافظه قویم امشب بهم کمک کرد که این موضوع رو بیاد بیارم. شاید مسخره بنظر بیاد اما برای من پیوند بین ۲۳ و ۸ سالگیم بود و این حس برام عزیز بود و همینطور عجیب. 

سلام. چه اتفاق جالبی!

خوش اومدی به انجمن. خوشحال میشیم دیدگاهت رو (فکر کنم به عنوان یه دهه هشتادی)، نسبت به مباحثی که تو انجمن دیدی، بگی.

به دختردایی مامانت هم سلام برسون. اگر عضو بودن و فعالیت داشتن شاید هنوز بشناسن 😅 

  • Like 3
ارسال شده در
3 ساعت قبل، Mohammad Aref گفته است:

سلام. چه اتفاق جالبی!

خوش اومدی به انجمن. خوشحال میشیم دیدگاهت رو (فکر کنم به عنوان یه دهه هشتادی)، نسبت به مباحثی که تو انجمن دیدی، بگی.

به دختردایی مامانت هم سلام برسون. اگر عضو بودن و فعالیت داشتن شاید هنوز بشناسن 😅 

خیلی متشکرم.

اینکه ۱۵ سال پیش بستری بوده تا بتونه گفتگوهای پرمعنایی حول محور فلسفه و تاریخ و... شکل بگیره، خیلی خوبه. احساس میکنم همچنان حتی بیشتر از گذشته به همچین فضاهایی نیاز داریم.

 

  • Like 2

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • اضافه کردن...