Essi Stanley 399 سازنده ارسال شده در 31 خرداد 4 ساعت قبل، khosru06 گفته است: پانزده سال پیش که اینجا کار فرهنگی میکردید من کلاس چهارم بودم وای😭😂 اون زمان بچه های دبیرستانی هم چند مورد تو انجمن داشتیم که اتفاقا گفتگوهای فروم باعث شد بتونن فراتر از کتابهای تک بُعدی مدرسه فکر کنن و بعدها تشکر میکردن که بهشون کمک شد از زیر یوغ یکسری افکار و سرکوبهای ذهنی رها بشن. ولی دیگه فکر نکنم دانش آموز ابتدایی و راهنمایی داشته بودیم 😄 چون هنوز گوشی هوشمند نبود و اکثرا با کامپیوتر خانگی متصل می شدن و اینترنت هم گران و محدود بود، خانواده ها اجازه دسترسی نوجوان به اینترنت رو خیلی کمتر می دادن. 2
Essi Stanley 399 سازنده ارسال شده در 1 تیر حدود ۱۵ سال پیش تعداد زیادی از مدیران تالارهای مختلف نواندیشان در پارک آب و آتش تهران جمع شده بودند تا برای بهتر شدن وضعیت انجمن همفکری کنند. سر زندگی و ایدههای جذاب آنها برای بهتر شدن بستر تفکر و گفتگو از خاطرات فراموش نشدنی دیدارهای نواندیشانی هاست. اما آنهمه شور و شوق در نهایت یک سال جواب داد و این انجمن مثل خیلی از انجمن های مردم نهاد دیگر در کشور ما به سمت خاموشی رفت. از طرفی به تازگی فهمیدم اکثر آن مدیران دیگر در ایران هم نیستند و در جای جای این دنیا پراکنده شده اند پ در قطعی اینترنت حتی نمیتوانند این بخش از خاطرات گذشته را هم ببینند! براستی که در سرزمین فاصله انداختنهای اجباری بین آدمها زندگی میکنیم ... 3
Essi Stanley 399 سازنده ارسال شده در 4 تیر وقتی در سال ۸۸ موانعی در برابر آزادی پیش آمد، نسل جوان آن زمان اتحاد قابل توجهی برای بهبود آگاهی جمعی از خود نشان داد. حضور فعال در فروم هایی نظیر نواندیشان و آسیب شناسی مسائل اجتماعی و فرهنگی ایران نشان داد که آن نسل به درستی فهمیده که باید ریشهها را نشانه برود و درمانشان کند و تا حدودی هم موفق به تغییر نگاه بخش زیادی از جامعه ایرانی شدند. اما نسل جوان امروز پس از قطعی نزدیک به ۴۰ روزه اینترنت که احتمالا تا ۲ ماه هم طول بکشد چه می کند؟ آنها کجا هستند و آیا حوصله گفتگو دارند؟ گاهی به کامنت های خبرگزاری های داخلی می روم و میبینم نسل جدید جز اعتراضهای کوتاه به قطعی اینترنت چیزی از خود ارائه نمیکنند. به نظر می رسد اگر اینستاگرام و توییتر در دنیا و ایران فراگیر نمی شد ما به مراتب شانس بیشتری برای عبور از این وضعیت داشتیم. این اپلیکیشن ها بیشتر جوانان را معتاد به دیدن داده های کوتاه و سریع کرده اند تا توانا به تولید و استمرار داده های عمیق و آرام که برای درمان زخم های تاریخی این جامعه بیشتر کارایی دارند. 4
Essi Stanley 399 سازنده ارسال شده در 9 تیر یکی از چالش برانگیز ترین تجربیات حضور در نواندیشان، دیدار حضوری با انسانهایی بود که آنها را با یک آواتار فانتزی شناخته بودیم و پیشتر تلاش کرده بودیم بین آن آواتار و افکار او در نوشته هایش ارتباطی برقرار کنیم. اما وقتی او را از نزدیک میدیدیم تمامی آن خیال پردازی ها فرو می ریخت! برای مثال فردی که در نوشتههایش شلوغ بود و مدام گفتگو می کرد، در واقعیت آرام بود و به سختی می شد با او همکلام شد و ارتباط گرفت. شکستن مرز بین واقعیت و خیالپردازی ها تجربه عجیبی بود اما با همه تلخی ها و شیرینی هایش ماندگار شد. 2
Rose6 879 ارسال شده در 9 تیر من هیچکدوم از دوستان رو از نزدیک ندیدم اما میدونم خیلیا با هم تو همین فضا آشنا شدن و با هم ی جورایی جور شدن 3
Essi Stanley 399 سازنده ارسال شده در 11 تیر حدود ۱۵ سال پیش، زمان هایی پیش می آمد که نواندیشان برای دو تا سه روز قطع می شد. همه به تکاپو می افتادند که انجمن زودتر وصل شود. گویی بخشی از هویت آنها گرفته می شد و هنگام برقراری مجدد انجمن که این هویت بر میگشت، لذت این رجعت دوباره را می شد در نوشته های بسیاری از کاربرانش دید. حالا که نزدیک به ۲ ماه است اینترنت در کل ایران قطع شده، گویی کم کم داریم به این خفقان عادت میکنیم. نه توان تکاپویی داریم و نه احتمالا شادی خاصی پس از بازگشت اینترنت. این روزها بیشتر خواهیم فهمید وقتی زورمان به چیزی نمیرسد باید چه کرد ... 2
Mohammad Aref 120570 ارسال شده در 11 تیر 14 ساعت قبل، Essi Stanley گفته است: حدود ۱۵ سال پیش، زمان هایی پیش می آمد که نواندیشان برای دو تا سه روز قطع می شد. همه به تکاپو می افتادند که انجمن زودتر وصل شود. گویی بخشی از هویت آنها گرفته می شد و هنگام برقراری مجدد انجمن که این هویت بر میگشت، لذت این رجعت دوباره را می شد در نوشته های بسیاری از کاربرانش دید. حالا که نزدیک به ۲ ماه است اینترنت در کل ایران قطع شده، گویی کم کم داریم به این خفقان عادت میکنیم. نه توان تکاپویی داریم و نه احتمالا شادی خاصی پس از بازگشت اینترنت. این روزها بیشتر خواهیم فهمید وقتی زورمان به چیزی نمیرسد باید چه کرد ... فکر کنم اون دیتابیس ارورها به عادی سازی این شرایط داشت کمک میکرد 😐😅 بدیش اینه تهش یه اینترنت نصفه نیمهتر از قبل یا سفارشی و کنترل شدهتر وصل کنن، مردم راضی بشن. درواقع همون ماجرای همیشگی به مرگ گرفتن و به تب راضی شدن که همیشه بوده و متاسفانه اکثرا هم جواب داده 😒 1 1
starone312 387 ارسال شده در 12 تیر سلامم من هر چند ماهی یکبار سر میزنم به اینجا و مهندسان خیلی دوست دارم بدونم بچه هایی که باهاشون در ارتباط بودم الان کجان چکار میکنن یادش بخیررر یه اسیی یادمه ، نمدونم شما همونی یا نه تو متن هات نوشه های مهم رو قرمز میکردی 4
hamid_shahrsaz 28933 ارسال شده در 13 تیر سلام و درود بر دوستان قدیمی امیدوارم حالتون تو این شرایط خوب باشه اینجا برای من همیشه حس خوب و آرامش بخشی داره بخشی از خاطرات، بیرون رفتن ها، میتینگ ها و دوستان زیادی اینجا داشتم و از تعطیلیش ناراحت شدم 4
Essi Stanley 399 سازنده ارسال شده در 13 تیر 20 ساعت قبل، starone312 گفته است: یه اسیی یادمه ، نمدونم شما همونی یا نه تو متن هات نوشه های مهم رو قرمز میکردی بله و هنوز هم دقیق نفهمیدم چرا قرمز میکردم 🤕 یکبار یکی از بچه ها تو تاپیک تحلیل شخصیت من برام قشنگ نوشت که یک زمانی متن اصلی رو سیاه می نوشتی و چندتا کلمه مهم رو قرمز میکردی. جدیدا کل متن رو قرمز مینویسی و یکسری کلمات محدود رو سیاه باقی میگذاری. احتمالا همین قرمز کردن واژهها برای جلب توجه یک اعتیاد لذت بخش بود که کنترلش از دست رفت! 4
Essi Stanley 399 سازنده ارسال شده در 13 تیر ۱ ساعت قبل، hamid_shahrsaz گفته است: اینجا برای من همیشه حس خوب و آرامش بخشی داره بخشی از خاطرات، بیرون رفتن ها، میتینگ ها و دوستان زیادی اینجا داشتم و از تعطیلیش ناراحت شدم اونزمان نواندیشان اسپمر زیاد داشت 😅 من اکثرا از دست اسپمرها شاکی بودم! چون بی توجه به موضوع تاپیک میزدن تو فاز سرگرمی و شکلک گذاشتن. ولی حالا که ۱۵ سال از روزهای شلوغ انجمن گذشته و اینجا پرنده هم پر نمیزنه، میبینم حتی اسپمرها هم برای این انجمن لازم بودن و می شد بهشون تاپیک اختصاصی داد برای اسپم کردن و لذت بردن از زندگی اونطور که میخوان. حمید شهرساز و پسر ایرانی دوتا از اسپمرهای محبوب من بودن. احتمالا به خاطر این بود که جفتشون رو در دیدار حضوری دیدم و احساس کردم آدم های مهربان و بی شیله پیله و با مرامی هستند و هیچ وقت هم خلافش بهم ثابت نشد. 4
hamid_shahrsaz 28933 ارسال شده در 13 تیر 47 دقیقه قبل، Essi Stanley گفته است: اونزمان نواندیشان اسپمر زیاد داشت 😅 من اکثرا از دست اسپمرها شاکی بودم! چون بی توجه به موضوع تاپیک میزدن تو فاز سرگرمی و شکلک گذاشتن. ولی حالا که ۱۵ سال از روزهای شلوغ انجمن گذشته و اینجا پرنده هم پر نمیزنه، میبینم حتی اسپمرها هم برای این انجمن لازم بودن و می شد بهشون تاپیک اختصاصی داد برای اسپم کردن و لذت بردن از زندگی اونطور که میخوان. حمید شهرساز و پسر ایرانی دوتا از اسپمرهای محبوب من بودن. احتمالا به خاطر این بود که جفتشون رو در دیدار حضوری دیدم و احساس کردم آدم های مهربان و بی شیله پیله و با مرامی هستند و هیچ وقت هم خلافش بهم ثابت نشد. واقعا یادش به خیر یکی از تفریحاتم این بود اسپم کنم ممد ادمینان هم هی تذکر میداد ولی فایده نداشت :دی با شکلک کجی که داشت و معروف بود بهش هی میومد ریپلای میکرد ولی فایده نداشت لطف داری شما با مرامی از خودتونه واقعا دیدن افرادی که یه روزی مجازی بودن بعد واقعی شدن حس جالبی بود 4
Essi Stanley 399 سازنده ارسال شده در 14 تیر نواندیشان و فرومهای آنزمان قابلیت بلاک کردن یکدیگر توسط کاربران را نداشتند. برعکس تلگرام و اینستاگرام که با کمترین مخالفت یا ناراحتی از کسی می توانی او را بلاک کنی تا حذف شود و هرگز دوباره او را نبینی! همین نبود قابلیتهای حذف سریع باعث میشد که در آن زمان، آدم ها سعه صدر بیشتری در مواجهه با مخالفین خود یا هرکسی که به هر دلیلی با او به مشکل خورده بودند داشته باشند و تلاش کنند راهی برای برون رفت از بحران با گفتگو پیدا کنند. به نظرم جامعه ایران و بسیاری از جوامع جهان در سال ۱۴۰۵ یا ۲۰۲۶ به مراتب رادیکال تر از ۱۵ سال پیش و دوران فرومها و وبلاگهاست. یکی از دهها دلایلش همین سهلالوصول بودن ابزار حذف دیگری است. در واقع شبکههای اجتماعی امروزی با بسط ابزارهای سرکوب بین مردم از بسیاری از آنها دیکتاتورهای کوچکی ساخته است. 3
Mehdi.Aref 26800 ارسال شده در 14 تیر 3 ساعت قبل، Essi Stanley گفته است: نواندیشان و فرومهای آنزمان قابلیت بلاک کردن یکدیگر توسط کاربران را نداشتند. برعکس تلگرام و اینستاگرام که با کمترین مخالفت یا ناراحتی از کسی می توانی او را بلاک کنی تا حذف شود و هرگز دوباره او را نبینی! همین نبود قابلیتهای حذف سریع باعث میشد که در آن زمان، آدم ها سعه صدر بیشتری در مواجهه با مخالفین خود یا هرکسی که به هر دلیلی با او به مشکل خورده بودند داشته باشند و تلاش کنند راهی برای برون رفت از بحران با گفتگو پیدا کنند. به نظرم جامعه ایران و بسیاری از جوامع جهان در سال ۱۴۰۵ یا ۲۰۲۶ به مراتب رادیکال تر از ۱۵ سال پیش و دوران فرومها و وبلاگهاست. یکی از دهها دلایلش همین سهلالوصول بودن ابزار حذف دیگری است. در واقع شبکههای اجتماعی امروزی با بسط ابزارهای سرکوب بین مردم از بسیاری از آنها دیکتاتورهای کوچکی ساخته است. درصورتیکه قانونی مورد تائید اکثریت وجود نداشته باشه هرکس با سلیقه خودش بخواد بقیه رو قضاوت کنه و حکم بده و اون حاکم نسبت به دیگران مسئول نباشه هرکس به تناسب قدرتش بدون در نظر گرفتن نظر عموم عمل میکنه یادمه از قدیم با اینکه مخالف بعضی نظرات بودم هیچوقت نخواستم مقابلش باشم اینکه هرکسی بتونه ظرفیت پذیرش مخالف خودشو داشته باشه و بذاری نظرات مخالفم گفته بشه شاید تو اشتباه میکنی خاموش کردن نظرات مخالف به آدما قدرت نمیده مهم اینه که بهم احترام بذاریم حتی اگه مخالفش باشیم وگرنه سنگ روی سنگ بند نمیشه 3
Mohammad Aref 120570 ارسال شده در 14 تیر در ۱۴۰۵/۱/۲۴ در 10:23، hamid_shahrsaz گفته است: واقعا یادش به خیر یکی از تفریحاتم این بود اسپم کنم ممد ادمینان هم هی تذکر میداد ولی فایده نداشت :دی با شکلک کجی که داشت و معروف بود بهش هی میومد ریپلای میکرد ولی فایده نداشت لطف داری شما با مرامی از خودتونه واقعا دیدن افرادی که یه روزی مجازی بودن بعد واقعی شدن حس جالبی بود کلا قیافم از دست شما این شکلی شد 3
Essi Stanley 399 سازنده ارسال شده در 14 تیر 2 ساعت قبل، Mehdi.Aref گفته است: درصورتیکه قانونی مورد تائید اکثریت وجود نداشته باشه هرکس با سلیقه خودش بخواد بقیه رو قضاوت کنه و حکم بده و اون حاکم نسبت به دیگران مسئول نباشه هرکس به تناسب قدرتش بدون در نظر گرفتن نظر عموم عمل میکنه یادمه از قدیم با اینکه مخالف بعضی نظرات بودم هیچوقت نخواستم مقابلش باشم اینکه هرکسی بتونه ظرفیت پذیرش مخالف خودشو داشته باشه و بذاری نظرات مخالفم گفته بشه شاید تو اشتباه میکنی خاموش کردن نظرات مخالف به آدما قدرت نمیده مهم اینه که بهم احترام بذاریم حتی اگه مخالفش باشیم وگرنه سنگ روی سنگ بند نمیشه انصافا سیاست گذاری و بلوغ مدیریتی هم شما و هم محمد با مدیریت سایر فرومها خیلی تفاوت داشت. من اونزمان تو باشگاه مهندسان، پی سی ورلد، آزاد اندیشان، فصل تازه و ... هم بودم ولی نهایت بعد از مدت کوتاهی نمیشد فضا رو به خاطر زور گفتن و برخورد سلیقگی مدیرانش تحمل کرد. نواندیشان برعکس بقیه فرومها، این کاربرانش بودن که بیشتر اذیت میکردن تا مدیرانش 🤦♂️ ولی همین سعه صدر مدیریت باعث شد خیلیها مثل من وقتی اشتباهاتی هم کردن بعدا بخوان جبران کنن و به رشد انجمن کمک کنن. بهترین ترکیب یک جامعه موفق همینه که هم بدنه اون جامعه و هم مدیریت اون جامعه بیشتر دست آدمهای آزادیخواه باشه تا استبدادگرایان و این تو نواندیشان به خوبی رخ داد. 3 1
starone312 387 ارسال شده در 15 تیر در ۱۴۰۵/۱/۲۴ در 09:30، Essi Stanley گفته است: بله و هنوز هم دقیق نفهمیدم چرا قرمز میکردم 🤕 یکبار یکی از بچه ها تو تاپیک تحلیل شخصیت من برام قشنگ نوشت که یک زمانی متن اصلی رو سیاه می نوشتی و چندتا کلمه مهم رو قرمز میکردی. جدیدا کل متن رو قرمز مینویسی و یکسری کلمات محدود رو سیاه باقی میگذاری. احتمالا همین قرمز کردن واژهها برای جلب توجه یک اعتیاد لذت بخش بود که کنترلش از دست رفت! درست میگفت :دی بله در حدی بود که من هنووز یادمه چقدر با حوصله همه تاپیک ها و بحث ها رو تک به تک میخوندیم ، حتی صحبت های یه شخص تندرو به اسم محمد آقا یا آقا محمد همچین اسمی بود فکر کنم ، الان تو اوج باشه احتمالا 4
Essi Stanley 399 سازنده ارسال شده در 15 تیر زمانی نقشهای خانوادگی مثل پدر، مادر، دختر، پسر، خواهر، برادر، عمو و ... در میان کاربران نواندیشان بسیار دیده میشد! با وجودیکه اغلب اعضای انجمن در یک محدوده سنی بودند اما انتخاب این نقشها بامزه و در عین حال از نظر روانشناسی میتوانست قابل تامل باشد. برای مثال فراوان دیده میشدند افرادی که نقش دختر یا پسر یک خانواده را انتخاب کرده بودند اما از آنانکه در نقش پدر و مادرشان بودند، سن و سال بیشتری داشتند! گویا نواندیشان آن روزها برای بسیاری یک خانواده مجازی به موازات خانواده واقعی ساخته بود با حق انتخاب اعضای آن خانواده. آیا ساختن خانوادههای انتخابی و گزینش افراد برای نقشهای مختلف برای عدهای از خانوادههای بیولوژیکی و غیرانتخابی جذاب تر به نظر میرسید؟ یا همه چیز را می توان محدود به شوخی دانست؟ 4
Rose6 879 ارسال شده در 15 تیر بنظر من نقش فقط در حد محدود به شوخی خوبه ، اما بعضی وقتا همون نقشا بیشتر از واقعی برا آدم خانوادگی میکنن مثلا میبرن ! همین خانواده واقعی برا آدم کاری نمیکنن و از صدتا غریبه ، غریبه ترن چه برسه به نقش ... چقدر دلم میخواد آتش این کینه و نفرتی که تو دلم دارم با آبی سرد بشه ؟ واقعا وقتی احساس میکنم چقدر ضربه خوردم و زمینم زدن ، اعصابم بهم میریزه ای کاش کمی از غم و ناراحتی هایم کم بشه . دوست ندارم وضعیتی رو تحمل کنم که دیگران برام ساختند . 1
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری