رفتن به مطلب

نواندیشان پس از ۱۵ سال


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۱/۲۹ در 15:04، Essi Stanley گفته است:

به نظرم پرسش‌گری و مطالبه‌گری نسل جدید بیشتر به خاطر این‌ هست که حمایت به مراتب گسترده‌تری ازشون توسط خانواده و مدرسه صورت گرفته. والدین دهه پنجاه و شصت و بخش قابل توجهی از معلم‌های جدید به خاطر تجربه تلخ سرکوب، اجازه نمیدن بچه‌ها توسری خور بار بیان و برای افزایش اعتماد به نفس اونها هزینه‌های مادی و معنوی زیادی میکنن‌.

البته مقایسه نسل‌ها شاید چندان منطقی نباشه چون به هر حال همه ما جاهایی اسیر جبر زمانه هم هستیم. ولی وقتی نگاه میکنم خروجی علمی بچه‌های دهه شصت در فضای مجازی بسترهایی مثل نواندیشان بوده ولی نسل جدید این بسترها رو بیشتر در تیک‌تاک و اپلیکیشن‌های سطحی ایجاد کردن کمی از عمق بخشی به دانش توسط نسل جدید دلسرد می‌شم‌.

امیدوارم در نهایت چندین نسل با ویژگی‌های متفاوت اما مکمل، بتونن نقاط قوت همدیگر رو تقویت و نقاط ضعف همدیگر رو هم برطرف کنن تا یک تحول اساسی در جامعه ما رخ بده.

بعنوان متولد سال ۸۱ معتقدم که نسل های قبل از ما هم پرسشگر و مطالبه‌گر بودند، اما به نسبت زمانه خودشون، جنس این مطالبه‌گری فرق داشته. اگر ناگهان بنظر میاد که یک دهه هشتادی جسورانه تر این مسیر رو در پیش میگیره، بنظرم بخاطر حمایت بیشتر جامعه و نسل گذشته نیست، حداقل من همچین حمایتی رو تجربه و زیست نکردم. 

من احساس میکنم ما این جسارت بیشتر رو مدیون دنیای اینترنت هستیم، نسل ما از کودکی با فضای دیجیتال درگیر شد و با اون بزرگ شد. من خودم از ۱۰-۱۲ سالگی مستقلا از این فضا استفاده میکنم، بیاد میارم که مدام بچه‌های همسن خودم در اروپا و آمریکا رو می‌دیدم که بنحوی داشتن رویاهای منو زندگی میکردن. اولین «چرا» اونجا در ذهن من شکل گرفت: «چرا من نه؟ چرا من نتونم؟» 

و اینجا جایی بود که من اولین «نه ها» رو گفتم، اولین بار روی حرف خودم ایستادم و پافشاری کردم، بطور خلاصه خواستم زندگی‌ای که حقم هست رو مطالبه کنم و براش هرکاری انجام بدم چون بیشتر از یکبار قرار نبود زندگی کنم و ارزش نداشت که این یکبار انقدر مطیعانه طی بشه و از بین بره. حیفم اومد که زندگیم بی‌معنا و پوچ از دست بره و دیگران بخوام برای من و بجای من، مهمترین تصمیمات من رو بگیرن. من نسل خودم رو اینطور شناختم. 

همه نسلها تلاش بسیار زیادی کردند و تا به امروز من احساس میکنم چیزی که لیاقتش رو داشته باشیم، دریافت نکردیم. امیدوارم آینده ما در این کشور هیچ شباهتی به گذشته‌ای که گذروندیم، نداشته باشه.

  • Like 4
ارسال شده در
9 ساعت قبل، f4tima گفته است:

من احساس میکنم ما این جسارت بیشتر رو مدیون دنیای اینترنت هستیم، نسل ما از کودکی با فضای دیجیتال درگیر شد و با اون بزرگ شد. من خودم از ۱۰-۱۲ سالگی مستقلا از این فضا استفاده میکنم، بیاد میارم که مدام بچه‌های همسن خودم در اروپا و آمریکا رو می‌دیدم که بنحوی داشتن رویاهای منو زندگی میکردن. اولین «چرا» اونجا در ذهن من شکل گرفت: «چرا من نه؟ چرا من نتونم؟» 

این صحبت شما در مورد نقش تاثیرگذار اینترنت در خواسته‌های نسل جدید را قبول دارم. ولی با توجه به آنچه خودم در دنیای اطراف و شاگردانم که اکثرا دهه هشتاد و نود هستند می‌بینم از اینترنت آنطور که در گذشته استفاده می‌شد، کمتر استفاده می‌کنند.

یعنی اینترنت برای نسل جدید که فرزندان عصر دیجیتال هستند داره سطح آگاهی رو زیاد می‌کنه ولی به دلیل حجم بالای داده‌های پراکنده از هر سو به اون آگاهی عمق نمی‌ده. در حالیکه جامعه ما برای تغییرات اساسی بیشتر نیاز به رفتن به عمق آگاهی و رسیدن به ریشه های مشکلات داره. جایی که آدم هارو نه صرفا با مقایسه زندگی ایران و غرب با مشاهده اینترنتی، بلکه با عمق و چرایی مضر بودن یکسری فرهنگ‌ها و باورها بتونیم قانع کنیم چرا باید این مسیر رو تغییر بدن.

خودتون فکر میکنید چقدر میتونین با هم نسل‌هاتون یا نسل‌های قبل‌تر و با افکار مختلف گفتگوی به دور از هیجان و ریشه‌ای تر پیرامون مشکلات مختلف کشور داشته باشید؟ اینترنت بیشتر شمارو در یک جهان بیکران و «تنها» داره آگاه می‌کنه یا حس می‌کنید می توانید «گروه‌های بزرگ» در واقعیت و مجازی مثل نواندیشان برای هم اندیشی پیرامون ابعاد مختلف زندگی تشکیل بدید؟

  • Like 3
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۳/۲ در 07:30، Essi Stanley گفته است:

این صحبت شما در مورد نقش تاثیرگذار اینترنت در خواسته‌های نسل جدید را قبول دارم. ولی با توجه به آنچه خودم در دنیای اطراف و شاگردانم که اکثرا دهه هشتاد و نود هستند می‌بینم از اینترنت آنطور که در گذشته استفاده می‌شد، کمتر استفاده می‌کنند.

یعنی اینترنت برای نسل جدید که فرزندان عصر دیجیتال هستند داره سطح آگاهی رو زیاد می‌کنه ولی به دلیل حجم بالای داده‌های پراکنده از هر سو به اون آگاهی عمق نمی‌ده. در حالیکه جامعه ما برای تغییرات اساسی بیشتر نیاز به رفتن به عمق آگاهی و رسیدن به ریشه های مشکلات داره. جایی که آدم هارو نه صرفا با مقایسه زندگی ایران و غرب با مشاهده اینترنتی، بلکه با عمق و چرایی مضر بودن یکسری فرهنگ‌ها و باورها بتونیم قانع کنیم چرا باید این مسیر رو تغییر بدن.

خودتون فکر میکنید چقدر میتونین با هم نسل‌هاتون یا نسل‌های قبل‌تر و با افکار مختلف گفتگوی به دور از هیجان و ریشه‌ای تر پیرامون مشکلات مختلف کشور داشته باشید؟ اینترنت بیشتر شمارو در یک جهان بیکران و «تنها» داره آگاه می‌کنه یا حس می‌کنید می توانید «گروه‌های بزرگ» در واقعیت و مجازی مثل نواندیشان برای هم اندیشی پیرامون ابعاد مختلف زندگی تشکیل بدید؟

من هم با این قسمت از گفته های شما که اشاره کردین مقدار زیادی اطلاعات از اینترنت دریافت میکنیم، درحالیکه عمقی در اون مطالب یادگرفته شده، ایجاد نمیشه، موافقم.

در رابطه با سوالتون واقعا جواب دقیقی نمیتونم بدم، اما مثلا ما همچین بستری رو در تلگرام داشتیم که یک سری دانشجو حقوق( و گاها دیگر رشته‌ها) جمع شدیم و تقریبا هر شب سر یک موضوعی بحث و گفتگو داریم. تقریبا میتونم بگم چیزی شبیه نواندیشان هست. در طی همین گفتگو ها، بچه‌هایی رو داریم که واقعا پُر و توانا هستن و حتی با افکار مخالف خودشون هم بدون چلنج خاصی گفتگو میکنن، از طرفی بچه‌هایی هم داریم که سطحی تر هستن و زود آتیش میگیرن و زود فروکش میکنن.

این سوالتون بیشتر یک پژوهش جامعه‌شناسی میطلبه، اما اگر صرفا نظر من رو بخواین، بنظرم ۵۰-۵۰ هست. 

(البته که شرایط نابسامان هم در بی‌صبر کردم بچه‌های این نسل، بی تاثیر نبوده)

  • Like 4
ارسال شده در

منم تازه اومدم به این سایت

اسم یه نفر رو داخل زیرنویس یه مستند قدیمی دیدم سرچ کردم، اینجا رو آورد...

  • Like 2
ارسال شده در

امروز شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ دقیقا سه ماه از حمله آمریکا به ایران و قطع کامل اینترنت می‌گذرد. همزمان با حضور ما در نواندیشان و در طی حدود ۱۵ سال، بسته شدن بسیاری از شبکه‌های اجتماعی بین المللی را تجربه کردیم. از فیسبوک و توییتر گرفته تا تلگرام و اینستاگرام و حتی تیک تاک!

اما چرا همچنان اینترنت در ایران اینقدر تحت کنترل و نیمه بسته و با کلی مشکلات در دسترسی عرضه می‌شود؟ چرا با قطع کامل آن موضع خود را صریح اعلام نمی‌کنند؟

آنها فهمیده‌اند وقتی شهروند به بخشی از اطلاعات، شبکه‌ها و خدمات دسترسی دارد، ممکن است تصور کند که حق انتخاب دارد! در حالی که بسیاری از گزینه‌ها و دیدگاه‌های دیگر از میدانِ دید او حذف شده‌اند. در واقع محدودیت‌های نامرئی می‌توانند مؤثرتر از ممنوعیت‌های آشکار باشند. این وضعیت اینترنت در ایران را می توانیم نوعی «هدایت انتخاب‌ها» بدانیم. جایی که فرد احساس می‌کند خود تصمیم می‌گیرد، اما محیط اطلاعاتیِ پیرامونش از پیش شکل داده شده است. باز نگه داشتن یک دریچه بسیار کوچک امید همچنان ما را در حالت تعلیق نگه‌ می‌دارد و چه چیزی راحت تر از بازی دادن انسانی که معلق است؟

  • Like 3
  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

امروز پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ آغاز شد. خاطرم هست که در حوالی سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴ که نواندیشان پر از کاربر بود، بحث پیرامون جام جهانی و جام ملت‌های آن سال‌ها حسابی در انجمن داغ بود و افراد پیش بینی میکردن و کُری می‌خواندن و همه با موفقیت تیم ملی ایران خوشحال می‌شدن.

این روزها دیگر کسی در انجمن نواندیشان نیست که واکنش‌ها را بسنجیم ولی وقتی سایر شبکه‌های اجتماعی را رصد میکنیم، تقریبا خبری از هیجان فوتبالی نیست. بلکه اغلب دعواهای سنگین سیاسی در جریان است که آیا این تیم ملی اصلا تیم ملی محسوب می شود یا تیم حکومتی است؟!

تغییر نگرش بخشی از جامعه ایران نسبت به تیم ملی فوتبال را می‌توان ناشی از دگرگونی رابطه میان «هویت ملی» و «هویت سیاسی» دانست. در دوره‌هایی که شکاف‌های سیاسی کمتر در زندگی روزمره مردم برجسته بود، تیم ملی به‌عنوان نماد مشترک ملت عمل می‌کرد و پیروزی آن احساس تعلق، غرور جمعی و همبستگی ملی را تقویت می‌کرد. اما هرچه قطبی‌شدن سیاسی افزایش یافته و برخی شهروندان احساس کرده‌اند که نهادهای رسمی نماینده خواست یا هویت آنان نیستند، بخشی از آن سرمایه نمادین از تیم ملی نیز کاسته شده است.

گویا مسئله دیگر فوتبال نیست. مسئله این است که احساس تعلق به یک نماد ملی تضعیف شده چرا که اعتماد عاطفی و روانی به نهادهای نماینده‌ی آن نماد، کاهش یافته است.

  • Like 2
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۲/۱۲ در 15:43، nasim184 گفته است:

اخ جون فقط اسپمممم

سلامم سلاممم

چقد من دوستای خوب و خفنی از این انجمن دارمم😍

چقد این انجمن و دوست داشتم و تایم زیادی اینجا در حال کسب علمو دانش(اسپم)بودم 🤣🤣

اونایی که منو میشناسن خستن بعید میدونم بیان اینجا🤣پیر شدن(میخام بهشون بر بخوره)

به نظرتون الان نباید تاپیک به جهنم فعال باشه با این حجم فشاری که رومونه😅

والا به نظرم الان به جهنم خیلی لازمه واقعا 😂

ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۳/۹ در 09:05، Essi Stanley گفته است:

امروز شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ دقیقا سه ماه از حمله آمریکا به ایران و قطع کامل اینترنت می‌گذرد. همزمان با حضور ما در نواندیشان و در طی حدود ۱۵ سال، بسته شدن بسیاری از شبکه‌های اجتماعی بین المللی را تجربه کردیم. از فیسبوک و توییتر گرفته تا تلگرام و اینستاگرام و حتی تیک تاک!

اما چرا همچنان اینترنت در ایران اینقدر تحت کنترل و نیمه بسته و با کلی مشکلات در دسترسی عرضه می‌شود؟ چرا با قطع کامل آن موضع خود را صریح اعلام نمی‌کنند؟

آنها فهمیده‌اند وقتی شهروند به بخشی از اطلاعات، شبکه‌ها و خدمات دسترسی دارد، ممکن است تصور کند که حق انتخاب دارد! در حالی که بسیاری از گزینه‌ها و دیدگاه‌های دیگر از میدانِ دید او حذف شده‌اند. در واقع محدودیت‌های نامرئی می‌توانند مؤثرتر از ممنوعیت‌های آشکار باشند. این وضعیت اینترنت در ایران را می توانیم نوعی «هدایت انتخاب‌ها» بدانیم. جایی که فرد احساس می‌کند خود تصمیم می‌گیرد، اما محیط اطلاعاتیِ پیرامونش از پیش شکل داده شده است. باز نگه داشتن یک دریچه بسیار کوچک امید همچنان ما را در حالت تعلیق نگه‌ می‌دارد و چه چیزی راحت تر از بازی دادن انسانی که معلق است؟

انگار دیگه فوتبال جذابیت سابقشو رو نداره ، موضوعات دیگری تو اولویت همه قرار گرفته ... اصلا روند زندگی سیاسی شده ، همه صاحب نظر شدن و تصمیم گیری می‌گیرند ! 

من میگم سیاست باید با زرنگی و هوش و ... همراه باشه ، هر چند کثیف ! البته حکومت اسلامی رعایت می‌کنه حتما . 

اگه حکومت برای خودش تو همه زمینه ها ی دستی داره این براش خوبه! نمی‌دونم چرا متوجه نمیشی که حکومت ها برای تداوم و بقای خودشون و سایر مسائل این کارا رو می‌کنن . 

 

ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۳/۲۵ در 20:44، Rose6 گفته است:

انگار دیگه فوتبال جذابیت سابقشو رو نداره ، موضوعات دیگری تو اولویت همه قرار گرفته ... اصلا روند زندگی سیاسی شده ، همه صاحب نظر شدن و تصمیم گیری می‌گیرند ! 

من میگم سیاست باید با زرنگی و هوش و ... همراه باشه ، هر چند کثیف ! البته حکومت اسلامی رعایت می‌کنه حتما . 

اگه حکومت برای خودش تو همه زمینه ها ی دستی داره این براش خوبه! نمی‌دونم چرا متوجه نمیشی که حکومت ها برای تداوم و بقای خودشون و سایر مسائل این کارا رو می‌کنن . 

 

 

یک انسان استبدادزده اینقدر تحت نظر استبداد زندگی کرده که فکر میکند آسمان در همه جای دنیا یک‌رنگ است! حکایت شماها به آن انسانی می‌ماند که در کودکی هر روز پس گردنی خورده اند و حتی در بزرگسالی با دیدن بلند شدن دست، سرشان را می‌دزدند که پس گردنی نیاید! 

ارسال شده در

واویلا 

از نظر شما من مثل فردی دارای سوء هاضمه شدید و کثیف و داغون در کشور های فقیرم و شما یک اتوکشیده با ماشین لامبورگینی که براتون باید دراز بکشیم که از رومون رد بشی و هی به شما نگاه التماس آمیز میکنیم .

امثال شما هر چی خوب و بهتره حتی اگه مال خودتونم نباشه میگیرین بزور و مال خود می‌کنی و هیچکسی رو نمی‌زارین جلوتر از شما باشه . 

  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

خب مثل اینکه وصل کردن اینترنت رو 

و دغدغه خیلی ها رو از جمله دوست عزیز فرهیخته رو کم کرده ..

 

ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۳/۲۱ در 23:24، Essi Stanley گفته است:

گویا مسئله دیگر فوتبال نیست. مسئله این است که احساس تعلق به یک نماد ملی تضعیف شده چرا که اعتماد عاطفی و روانی به نهادهای نماینده‌ی آن نماد، کاهش یافته است.

امروز شنبه ۶ تیرماه ۱۴۰۵ ایران از جام جهانی فوتبال حذف شد. برای موفقیت این تیم با سه امتیاز، بالای ۹۹ درصد احتمال صعود در نظر گرفته بودند اما در نهایت زور آن ۱ درصد احتمال حذف چربید و فوتبال ایران شکست دیگری را متحمل شد!

واکنش‌های ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی به شدت دو قطبی‌ست. افرادی با اعتقاد و سبک زندگی نزدیک به حکومت همین ۳ امتیاز را هم موفقیت می‌دانند و معترضین و مخالفین از کارما و آه مردم می‌گویند که به گونه‌ای گریبان این تیم را گرفت که بارها تا لب چشمه رفت و تشنه برگشت و به نوعی زجرکُش شد.

ما با کاهش شدید اعتماد اجتماعی مواجه شده‌ایم. افراد میانه‌رو در هر دو طرف تقریبا طرفداری ندارند و گروه‌های تندرو نفوذ بیشتری پیدا کرده‌اند. گرفتاری اینجاست که حاکمیت هم اراده‌ای برای کاهش دوقطبی ندارد و با تشدید شکاف‌ها باعث افزایش هزینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌شود.

  • Like 3
ارسال شده در
2 ساعت قبل، Essi Stanley گفته است:

امروز شنبه ۶ تیرماه ۱۴۰۵ ایران از جام جهانی فوتبال حذف شد. برای موفقیت این تیم با سه امتیاز، بالای ۹۹ درصد احتمال صعود در نظر گرفته بودند اما در نهایت زور آن ۱ درصد احتمال حذف چربید و فوتبال ایران شکست دیگری را متحمل شد!

واکنش‌های ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی به شدت دو قطبی‌ست. افرادی با اعتقاد و سبک زندگی نزدیک به حکومت همین ۳ امتیاز را هم موفقیت می‌دانند و معترضین و مخالفین از کارما و آه مردم می‌گویند که به گونه‌ای گریبان این تیم را گرفت که بارها تا لب چشمه رفت و تشنه برگشت و به نوعی زجرکُش شد.

ما با کاهش شدید اعتماد اجتماعی مواجه شده‌ایم. افراد میانه‌رو در هر دو طرف تقریبا طرفداری ندارند و گروه‌های تندرو نفوذ بیشتری پیدا کرده‌اند. گرفتاری اینجاست که حاکمیت هم اراده‌ای برای کاهش دوقطبی ندارد و با تشدید شکاف‌ها باعث افزایش هزینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌شود.

من از معتقدین همون کارما هستم.
از افسایدهای خیلی سانتی‌متری گرفته تا نتایج تیم‌های سوم (از برد 5 گله سنگال تا مساوی لحظه آخری بازی آخر بین اتریش و الجزایر)

اینا 4 سال پیش هم امتحانشونو پس داده بودن. اون موقع هم چوبشو خوردن. ولی این بار دیگه اساسی بود.

  • Like 2
ارسال شده در

اگر شانس رو جزء موارد پایه و دخیل در روند زندگی در نظر بگیریم ی بدشانسی محض بود ! ی گل مسلم آفساید شد و یک پنالتی براحتی از دست رفت ، واقعا گریه داره از 

وقتی به این موضوع فکر میکنم یاد امتحانات مدرسه میفتم جاهایی که خیلی راحت میتونی بیست بگیری ولی فرصت براحتی از دست می‌ره  ! این عادت شده هر چیزی که مهمه خراب بشه اه 

ولی هنوز نمی‌دونم چرا اعتقاد به کارما باید برا شکست تیم ملی احساس خوشایندی به بعضیا بده؟ همه چیزو بهم ربط می‌دن ! از اینکه خیلی راحت مقابل مصر شکست خوردن ناراحتم ، امیدوارم بزودی ی خوشحالی نصیب همه بشه ک جبران تمام غمگینی  ها باشه ،شکست تلخی بود میتونست پیروزی خوبی باشه ، حیف 

ارسال شده در

تامل در حال و روز نواندیشان در این روزها مصداق بارز تامل در سازوکار دنیاست! دنیایی که زمانی برایش حسابی دست و پا میزنی و در نهایت دست خالی آن را ترک می‌کنی و بعد هم می‌گویی دنیا وفا نداشت. روزگاری در نواندیشان سر پاک شدن پیام‌های پروفایل به خاطر به روز رسانی انجمن چه جنجال‌هایی که برپا نشد، اما امروز حتی اینکه چه بر سر پروفایل‌ها و نوشته‌ها هم آمده دیگر برای کسی مهم نیست.

ما عادت داریم درگیر مشکلات لحظه‌ای شویم و آن‌ها را بزرگ‌تر از آنچه هستند ببینیم، گویی دنیا حول همین دغدغه‌های کوچک می‌چرخد. اما گذشت زمان همچون لنزی عمل می‌کند که وقتی از دور به گذشته نگاه می‌کنیم، پوچی و بی‌اهمیتی بسیاری از آن نگرانی‌ها را آشکار می‌سازد. افسوس که این دید واقعی و آرامش قلبی، اغلب زمانی به دست می‌آید که آن دوران پُرتنش سپری شده است. در واقع، ما همیشه خیلی دیر می‌فهمیم که نباید عمرمان را صرف دغدغه‌هایی می‌کردیم که در برابر گذر ابدی زمان، هیچ وزنی ندارند.

  • Like 2
  • 4 هفته بعد...
ارسال شده در

خوش به حال این دوستمون ... خیلی دلم میخواد اگه میفهمید موضوعات منو چه تجزیه و تحلیلی میکرد ؟ آیا واقعا هنوز دغدغه مسیر درست و راستی رو داشت ؟ یا مثل خیلیا می‌تونستن با یک سفر یا اقامت خارج یا ... دهنش رو میبستن ؟ 

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • اضافه کردن...