رفتن به مطلب

Essi Stanley

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    192
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

2 دنبال کننده

درباره Essi Stanley

  • تاریخ تولد 11/11/1911

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    Essi
  • جنسیت
    مذکر
  • محل سکونت
    تهران
  • تخصص ها
    Social Philosophy

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    علوم اجتماعی
  • گرایش
    فلسفه اجتماعی
  • مقطع تحصیلی
    دکترا و بالاتر
  • دانشگاه محل تحصیل
    مزرعه حیوانات

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1830 بازدید کننده نمایه

دستاورد های Essi Stanley

همکار

همکار (8/14)

  • استارتر برتر نادر
  • یک ماه عضو نادر
  • مطالب پرطرفدار نادر
  • یک هفته ورود روزانه نادر
  • 3 روز عضو نادر

نشان‌های اخیر

526

اعتبار در سایت

  1. تورم؛ آدم را فقط فقیرتر نمی‌کند. کم‌کم این حس را در او می‌سازد که هرچه بیشتر تلاش می‌کند، کمتر به زندگی‌ای که شایسته‌اش می‌داند نزدیک می‌شود. آدم کار می‌کند، اما حاصل کارش پیش از آنکه به آرامش، خانه، سفر یا آینده تبدیل شود، در موج بعدی گرانی ناپدید می‌شود. انگار دسترنجش مدام از دستش فرار می‌کند. جامعه‌ای که در آن آدم‌ها دیگر مطمئن نیستند تلاش امروز بتواند فردای بهتری بسازد، کم‌کم نه فقط پول، که ایمانش به آینده را از دست می‌دهد.
  2. حضور افراد قمه به دست در رژه جان‌فدایان اصفهان رجزخوانی جان‌فدایان وارد فاز جدیدی شده است و حالا آنها در خیابان با چاقو و قمه به صحنه می‌آیند! چنین رفتارهایی در حال تغییر دادن مفهوم شهروندی در جامعه ایرانی است. شهروندی که در دنیای مدرن می‌آموزد چگونه باید به قدرت اعتراض یا نقدی وارد کند در این سرزمین باید بیاموزد که با چه کسانی روبروست و از چه کسانی باید حساب ببرد تا از ترس در برابر انواع مشکلات خاموش بماند. فروپاشی اجتماعی و نگه‌داشتن آن با زور نشانه‌ای ندارد جز همین رفتارها که از رجزخوانی برای قدرت‌ها به رجزخوانی برای بی‌قدرتان برسیم.
  3. پای خدا را همه جا وسط می‌کشند که نیازی به توضیح نداشته باشند. اگر سیستمی بنای پاسخگویی داشته باشد، دنبال اینکه همه چیز را با خواست خدا توجیه کند نخواهد رفت.
  4. منطق فرگشت موجودات را اینگونه تعریف کرده‌اند: نه قوی‌ترین‌ها و نه ضعیف‌ترین‌ها، بلکه این سازگارترین‌ها هستند که موفق می شوند به چرخه بقا ادامه دهند. ما به عنوان یک انسان با نیازهایی پیچیده‌تر از سایر موجودات هم اگر نتوانیم با زندگی و جبریات آن سازگار شویم، سریع‌تر از چرخه هستی خارج می‌شویم. حال این سازگاری هم می‌تواند جاهایی با شناخت بیشتر از دنیا حاصل شود و جاهایی با چشم‌پوشی بیشتر از آنچه فهمیده‌ایم و جاهایی با پذیرش نفهمیدن!
  5. آقای سعید جلیلی فرموده‌اند: ما بر اساس محاسبات مادی چهارمین ابرقدرت دنیا هستیم اما بر اساس محاسبات الهی قدرت اول جهان. . یکی از عوارض رجزخوانی، سطح بالای توهمی است که رجزخوان به آن دچار می‌شود. توهم نه معیار منطقی می‌شناسد نه علم را قبول دارد و نه اجازه راستی آزمایی رجزهایش می‌دهد. فقط می‌گوید این رجزی که می‌خوانم به من احساس خوبی می‌دهد، پس درست است! . یکی از بزرگترین اشتباه‌های بشریت که در فرهنگ ایرانی هم بسیار فراگیر است، تلاش برای فرار از واقعیت‌های تلخ با استفاده از «توهمات» یا «باورهای تسکین‌دهنده» است. انسان نباید برای آرامش روانی خود، حقیقت را تحریف کند یا به دنبال پاسخ‌های ساده و مذهبی برای مسائل پیچیده باشد. برخورد با واقعیت، حتی اگر ترسناک یا بی‌رحم باشد، تنها راه رسیدن به کرامت انسانی است. به طور خلاصه بهتر است بیاموزیم که باید با حقیقت روبرو شد، حتی اگر حقیقت تلخ باشد.
  6. من بهش مثل شربت تریاک نگاه میکنم تا خود تریاک. یعنی شربتی که برای یکسری دردها توسط متخصص تجویز میشه در کنار درمان های دیگر برای بازگشت سلامتی. همه مردم توان ایستادگی مشابهی در برابر ظلم و ستم ندارن یا ممکنه ایستادگی کرده باشن و شکست های بدی خورده باشن، برای این گروه آدم ها یا باید خیلی طبیعت گرایانه نگاه کنیم و بگیم ضعیف ها باید حذف شوند یا سعی کنیم همچنان اونا رو سرپا نگه داریم برای آگاه کردن در مرحله ای دیگر.
  7. در حوزه کارما تحقیقات علمی جالبی در حال انجام شدن است. مثلاً یک پژوهشی که جدیدا منتشر شده، با استفاده از fMRI مغز نشان داده‌ که وقتی انسان‌ها با مفهوم عدالت در پاداش (یعنی هر کس هر چه بکارد همان را می‌گیرد) روبرو می‌شوند، در بخش‌های مربوط به سیستم پاداش مغز فعالیت دیده می‌شود. یعنی درکِ اینکه «دنیا عادل است»، خودش برای مغز لذت‌بخش و آرام‌بخش است. برای خود من جای سئوال است که حتی اگر بپذیریم کارما خودفریبی است، وقتی این خودفریبی کارکرد مثبت برای بقا داره و می‌تونه اضطراب و تنش رو کم کنه، چرا نباید بهش شاخ و برگ داد و با حذف یکسری آسیب‌ها، مزایای اون رو تقویت کرد؟
  8. تجربه من نشان می‌دهد که مردم غالباً رنج دیگران را با کارما تفسیر می‌کنند، در حالی که واقعیتِ جهان، وجودِ بسیاری از ستمگرانِ بی‌مجازات و برعکس درستکارانِ رنج‌کشیده است! به نظر می‌رسد باورِ گسترده به کارما، بیش از آنکه انگیزه‌ای برای اصلاحِ خود و جامعه باشد، با ایجادِ نوعی تسلیم در برابر تقدیر، آسیب‌زا و مخدوش‌کننده است تا امیدبخش. شما چگونه فکر میکنید و آیا اگر به کارما باور دارید این باور شما را تقدیرگرا تر کرده یا عملگرا تر؟
  9. کارما بر اساس برخی باورهای شرقی، یک قانون کنش و واکنش اخلاقی است که بر اساس آن، هر کدام از اعمال و رفتار ما اثری معادل خود در ساختار هستی بر جای می‌گذارند. مفهوم کارما از نیاز بشر به یافتن «عدالت» و «معنا» در جهان شکل گرفته است تا آشفتگی‌های تصادفی زندگی را در یک نظم منطقی قرار دهد. مزایای درک کارما شامل افزایش مسئولیت‌پذیری فردی، تمرین خودکنترلی و ایجاد امید به بهبود خود و جامعه از طریق اصلاح رفتار است. آسیب‌های آن می‌تواند در قالب سرزنش خود، تقدیرگرایی مفرط، اعتقاد به اینکه هر رنجی ناشی از اعمال ماست و فرو رفتن در چرخه بی‌پایان گناه و جبر، منجر به فلج شدن اراده و ناتوانی در پذیرش واقعیت‌های بیرونی شود. اگر کارما به عنوان ابزاری برای تبیین رنج یا انتظار انتقامِ طبیعت نگریسته شود، انسان را به منفعل‌گرایی و تقدیرگرایی سوق می‌دهد، اما اگر به مثابه آگاهی از پیوستگیِ کنش‌ها درک شود، موتور محرکِ اصلاحِ خویشتن و تعالیِ جامعه خواهد بود. لذا تفاوت میان جبر و رشد، در نوعِ نگاه ما به کارما است که آیا کارما را ابزاری برای توجیه گذشته می‌بینیم یا فرصتی برای ساختن آینده؟
  10. الان یک کشوری مثل امارات که تنش خاصی با آمریکا و روسیه و چین ندارد و در همین منطقه ژئوپلوتیکی ماست، از نظر شما نباید استقلال داشته باشه درسته؟ اگر معتقدید امارات استقلال دارد، بفرمایید چرا اونها در همین منطقه توانستند ثبات به کشورشان بیاورند و ما نتوانستیم؟ اگر معتقدید امارات استقلال ندارد، بفرمایید ما به عنوان یک شهروند مستقل از کدام مزایای استقلال داریم بهره مند میشیم که شهروند اماراتی بهره ای از آنها ندارد؟ همانطور که گفتم به نظر میاد بحث بسیار بنیادی تر از این حرفاست و به مفهوم استقلال در ذهن شما برمیگرده که اول باید ببینیم یک کشور مستقل در منطقه کیست و چگونه رفتار می کند؟ تا بعد ببینیم چرا اونا دوست ندارن ما به قول شما مستقل باشیم!
  11. بستگی به تعریف شما از استقلال داره. یک حکومت چه رفتارهایی در نظام بین الملل داشته باشه میگید این کشور داره از روی استقلال عمل میکنه؟ استقلال با توجه به تعریف‌های دموکراتیک، نه زنگ خطر است نه هشدار و ارتباطی هم به شرایط ژئوپلوتیک ندارد. اما اگر منظور از استقلال این هست که یک کشوری هرجا خواست بتونه قوانین بین الملل رو دور بزنه یا هر کشوری رو خواست تهدید به حذف از روی زمین کنه و برای همسایگان خودش مدام شاخ و شانه بکشد، بهتر است بگوییم مشکل زا بودن قلدری در منطقه. استقلال سیاسی داشتن مجوزی برای هرکاری کردن نیست. کما اینکه بین استقلال سیستم و استقلال مردم یک جامعه هم باید تفاوت گذاشت.
  12. مستبد کسی است که نخست برده‌ی امیال خویش می‌شود و سپس می‌کوشد دیگران را برده‌ی اراده‌ی خود کند. (برداشتی از نگاه افلاطون به مسئله‌ی استبداد)
  13. سطح خشونت کلامی در شبکه‌های اجتماعی غالب در این روزها از توییتر گرفته تا اینستاگرام به طرز حیرت آوری بالا رفته و مردم با کوچکترین اختلاف نظری، رکیک ترین الفاظ رو نثار هم می‌کنند. در حالیکه زمانی در فروم‌هایی مثل نواندیشان می‌توانستیم سر بنیادی‌ترین مسائل با رادیکال ترین آدم‌ها هم گفتگو کنیم و کار خیلی سخت به سمت فحاشی کشیده می‌شد. این خشم عمومی و کم طاقتی مردم و از طرفی بی‌تفاوتی سیستم و تحریک بیشتر جامعه، می‌تونه تبعات امنیتی جدی برای آینده جامعه ایرانی داشته باشد.
  14. آقای جاستین گست که از اساتید علوم سیاسی در آمریکاست و زمینه پژوهشی او در حوزه مهاجرت است، اومده با چندین هزار مهاجر از کشورهای مختلف صحبت کرده و به این نتیجه رسیده که یکی از اصلی ترین دلایل مهاجرت‌ گسترده نخبگان، نبود دموکراسی و وجود اقتدارگرایی در کشور مبدا است. در واقع اگر مردم یک کشوری نتونن از طریق روش های دموکراتیک در کشورشان تغییرات لازم رو ایجاد کنن و راه اصلاح سیاست های کلان و بسیاری از سیاست‌های خُرد بسته باشه، موج مهاجرت شدیدتر میشه.
  15. وقتی یک عمر با زور و سرکوب و شستشوی مغزی، سبک زندگی خاصی را تبلیغ کردن و مردم مطیعش شدن و توهم زدن این‌ها خواست یک جامعه است، مشخصه دچار چنین شک و تردید‌هایی هم میشن. کلا رجزخوان‌ها با محکم‌ترین سیلی‌ها تازه چشماشون باز میشه! هرچند بازم بعید است سر عقل بیان ...
×
×
  • اضافه کردن...