رفتن به مطلب

sam arch

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    10663
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط sam arch

  1. minimalisM مینی مالیسم minimalism is a style in which a small number of very simple things are used to crate a particular effect
  2. تنها آروزیم این است که فریاد بزنم... نه برای خالی کردن دل... نه برای جلب توجه... نه برای گفتن واژه ای... من فقط می خواهم فریاد بزنم تا از قفس درونم بیرون بیایم... من آرزویم.... رهایی از خود است... رهایی از وابستگی هایم... شاید اینگونه دیگر صدای پای غم را در لا به لای کابوس هایم نشنوم...
  3. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    THE MA:ANDALUCIAS MUSEUM MEMORY GRANADA-SPAIN 2009 لینک فایل PDF [Hidden Content]
  4. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    THE MA:ANDALUCIAS MUSEUM MEMORY GRANADA-SPAIN 2009
  5. باب یازدهم معمار:ریچارد نوترا معماری:خانه ی سلامت ریچارد نوترا در تاریخ 8 آوریل سال 1892 متولد شد. او در خانواده ای ثروتمند که هر دو یهودی بودند متولد شد. پدر یهودی مجارستانی او ساموئل (سال 1844 ، 1920) مالک ریخته گری فلز بود ، و مادرش، الیزابت بتی گلاسر (1851، - 1905). ریچارد دارای 2 برادر که به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد، و یک خواهر دارد که در وین ازدواج کرد. او تا 1910 به در وین حضور داشتد ، و او تحت آموزش های اولیه آدولف لوس در دانشگاه وین انجام شد. صرف نظر از اندازه پروژه، در مقایسه با دیگر معماران مشتاق بود دید هنری خود را بر مشتری تحمیل. معماری داخلی او ترکیبی از هنر ، چشم انداز و آسایش عملی بود. ریچارد نوترا درووپرتال، آلمان ، در تاریخ 16 آوریل1970درگذشت. دیون پسرنترادفتردریاچهنقره ایوخود و پدررابهعنوان" معماری ریچارد و دیوننوترا " نگه داشته است. The Gettysburg Cyclorama and Visitor's Center in 1962. Richard Neutra خانه ی سلامت زندگی سلامت موضوع اصلی مدرنیسم در دهه ی 1920 بود،معماری سفید رنگ جدید،ضیافتی از هوای تازه،نور آفتاب و فضایی برای جسم انسان آزاد شده بود.فیلیپ لاول،پیشرو زندگی سلامت و پزشکی از نیویورک بود که از راه ترویج ورزش های مفرح،گیاه خواری و آفتاب گرفتن معروف شده بود.همسر او لی مدیر یک مهد کودک بود.لاول مقاله هایی در مورد زیبایی و سلامت در مجله ی لس آنجلس تایمز منتشر می کرد و هر از چندگاهی نکاتی در مورد ساخت خانه های سلامت مطرح می نمود.هنگامی که وی آغاز به ساخت یک خانه ی بزرگ برای خانواده اش در هالیوود هیلز نمود،این امر به طور اجتناب پذیری تبدیل به نمایشی از ایده های او گردید.خانواده ی لاول پیش از این،رادولف شیندلر را برای طراحی خانه ای در نیوپورت بیچ به خدمت گرفته بود.آن ها برای ساخت خانه ی جدیدشان به یک مهاجر اتریشی دیگر،یعنی دوست شیندلر و شریک سابق او ریچارد نوترا روی آوردند. نتیجه ی این قضیه ی خانه ای بود که برترین ساختمان های آوان گارد (پیشرو سبک هنری)اروپا را به رقابت می طلبید،به طور نمونه از آنجاییکه ویلاهای لوکوربوزیه فرم های آبستره (انتزاعی) و پلان های باز خود را از مصالح شلوغی مانند بتن درجا و آجرکاری معمولی به دست می آوردند،خانه سلامت از قطعات فلزی دقیق ساخت کارخانه اجرا شد.این ساختمان یک قاب سبک با ستون های محیطی ،در فواصلی نزدیک به اندازه ی دو برابر جرزهای میان پنجره های با قاب فلزی دارد.سقف ها و کف ها توسط خرپاهای مشبک نگه داشته شده اند،از قطعات مشبک در طرح خانه ی ایمز نیز بیست سال پس از تاریخ ساخت خانه استفاده شد.دیوارهای مات این ساختمان ساخته شده از بتنی هستند که به شبکه ی فلزی پاشیده شده اند و این تکنیکی است که لوکوربوزیه نیز در آن زمان ها در حال تجربه آن بود. فرم خانه به اندازه ی تکنولوژی ساخت آن پیشرفته بود.آنچه که در سال 1928 جدید به نظر می رسید،هندسه ی تفریقی این ساختمان بود.با نگاهی از جنوب غربی به ساختمان،مستطیل ساده ی سقف،یک تصور اجمالی از جعبه ای سه طبقه به وجود می آورد که در دامنه ی تپه کنده شده است.مقاطع دیوارهای بیرونی در این شکل کلی عقب نشینی کرده و سقف ها و کف های بالای خود را ظاهرا بدون مهاربندی باقی گذارنده اند.از نظر سازه ای این طرح نه متوسط کنسول کردن کف ها،بلکه به وسیله آویختن آن ها از تیرهای سقفی کنسول شده اجرا شده است.در پایین ترین تراز،تو رفتگی عمیقی،یک تراس و نیمی از استخر شنا را به خود اختصاص می دهد اما این جا،سازه ی نگهدارنده تبدیل به یک کولوناد زیبا می شود. نوارهاب بتن سفید از جعبه بیرون زده،به دامنه ی تپه می رسند و تبدیل به دیوارهای حائل منحنی شکلی می گردند که خانه را به مهد کودک لی در مجاورت خود پیوند می دهد. ورودی اصلی در بالاترین طبقه قرار دارد که دربرگیرنده ی اتاق خواب ها می باشد.خوابیدن در هوای آزاد،قسمت مهمی از ایده ی طراحی خانهی سلامت لاول می باشد،از این رو هر اتاق خواب دارای ایوان مجاور حائل داری،با دیدد و منظر وسیع به شهر لس آنجلس در سمت جنوب و منظر طبیعی گریفیس پارک در سمت شمال می باشد.از هال ورودی،یک پلکان وسیع به یک نشیمن کشیده ی باریک،در سمت پایین منتهی می شود.کتابخانه و ناهارخوری که در مجاورت نشیمن اصلی قرار دارند،با یک شومینه ی روستایی طراحی شده اند که احتمالا تاثیر یکی از معلمان نوترا یعنی فرانک لوید رایت می باشد،اما در این محیطی کلینیکی و شبیه انستیتو کمی نامتجانس به نظر می رسد.پلکان ساختمان که محصور نشده است،در فضای رو به جنوب مرتفعی که با دیوارهای شیشه ای پوشیده شده است جای گرفته و یکی از فضا آن را در ستون روزنامه اش چاپ کرد و جمعیت زیادی برای بازدید آن سرازیر شدند.بسیاری به دلیل شخصیت ناسازگار او،از بازدید خانه محروم شدند.اما معماران محلی از آن الگو گرفتند و مدرنیسم کالیفرنیا قدمی دیگر به جلو برداشت.
  6. landscapE دید و منظر the landscape is every thing you can look across an area of land ,including hills,rivers,building,trees,and plants.
  7. بذارین این بار من و نوشته هام از دریا بگیم...از چیش بگیم که تکراری نباشه...از چی بگیم...بذارین از حس اون لحظه ام بگم...شاید با حس شما مشترک باشه... بعضی لحظات ارزش تکرار شدن داره...میتونین بعضی لحظات تکراری که حس زیبایی توشونه ...تکرار کنین به جای لحظات تجربه نشده... بذارین بگم...از حس خودم...واژه هاش با نوشته هام...تصور کن داری آروم آروم میری سمت یک آبیه بی نهایت...از سر جاده...کفش هاتو در میاری... پات اول میره رو خاک نرم....از میون درخت ها که گذشیم....آره داریم باهم میریم دیگه....میرسیم به آبی بی نهایت....خوب حالا پاهات داره میره رو سنگ ریزه ها....مواظب باش زخمی نشی...خوب سرت رو برگردون اونطرف که سنگ ها رو همن....بریم سمته اون دماغه....می خوام باهم نزدیک شیم به دریا...می دونم سخته ولی میخوام برم اونجا که نزدیکه آبه...خوب بشین رو اون سنگه...همون که نزدیکه آبه.....آروم دستت رو بزن تو آب....بپاش رو صورتت....و حالا نسیم...پاتو بنداز تو آب سرت رو بذار رو اون سنگ عقبی.....آرامش...آرامش... می دونم میخوای بری سمت ساحل و رو شنا غلط بزنی ولی آخه اونجا همه میرن....ولی این گوشه ماله خودت....نگاه کن رد پایی نیست جز رد پای ما.... گاهی تو دریا هم میتونی یک جای دنج پیدا کنی واسه ساختن لحطه ی خودت... حسی که ماله خودته...حسی که با اونایی که کنار ساحل دارن فرق میکنه... همه ی لحظه های تکراری که حس خوبی توشون دارم..... هدیه به همه ی دریایی ها..... در لحظه بعد از سه نقطه من و تو هستیم در کنار دریا...
  8. sam arch

    سوتی

    می خواستم برم سفر با اتوبوس...رفتم اطلاعات....گفتم ببخشید آقا....این اتوبوس ما کدومه؟!.... برگشت یک نگاهی کرد بهم.....چشم هاش قرمز بود.....:97: یگجوری نگام کرد خودم حساب کار دستم اومد....گفتم منظورتون اینه که رو بلیط شماره اتوبوس رو نوشته؟!!!!... بیشتر چشماش گرد شد....:jawdrop: گفتم حالا منظورتون اینه که خوب تو که میدونی چرا می پرسی؟!!!.....:lol: دیدم داره آماده میشه بتوپه بهم....گفتم از راهنمایی تون ممنون...:texc5lhcbtrocnmvtp8 خدا به شما خیر بده از صبح تا شب با مردم سر و کله می زنین و راهنمایی شون میکنین!!!.....اومد تا چیزی بگه دیدم یکهو یک مادر فولاد زره ساکشو گذاشت رو پیشخون... با لهجه غلیظ شهرستانی گفت آقا این اتوبوس ما کدومه؟؟؟؟؟ دیدم یارو داره اشکش در میاد تنهاش گذاشتم!!!!!! :ws28: رفتم سمت اتوبوس ها....از سر خط شروع کردم....اتوبوس رو پیدا کردم...شاگرد شوفر داشت اسباب مردم رو تحویل می گرفت می چپوند تو محفظه بار یکی داد میزدآقا یواش تر....شکستنی توشه!!!....:w00: من ساک رو دادم دستش گفتم این یکی رو واقعا مواظب باش لپ تاپ توشه؟!! گفت:هاااا؟؟؟؟چی توشه؟!!! گفتم هیچی یک لحظه بده من....لب تاب رو از توش برداشتم دادم دستش گفتم حالا هر چی دق و دلی داری رو این یکی خالی کن.....
  9. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    OFFICES FOR THE DELEGATION OF PUBLICE HEALTH ALMERIA-SPAIN 2002 لینک فایل PDF [Hidden Content]
  10. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    OFFICES FOR THE DELEGATION OF PUBLICE HEALTH ALMERIA-SPAIN 2002
  11. من و نوشته هام خیلی ساده ایم...ما دوس داریم سادگی رو... واژه هامون دنبال این نیستن که ازتون باج بگیرن....احساساتیتون کنن....نمی خوایم مثل فیلم های درام با چند تا کلوزآپ...و دکوپاژ با رنگ های سرد اشکتونو جاری کنیم... ما فقط دستامون تو دسته همه تا واژه ها رو ردیف کنیم پشت سر هم تا آروم کنیم... آره...گاهی ما هم آروم نیستیم...بالاخره آدمیم دیگه...ولی دوس داریم از واژه هامون بوی آرامش بیاد...میگن واژه ها همون جور که انرژی میدن به مخاطب...واسه نویسنده شون هم انرژی میارن....میان از تو لابه لایی نگاه شما حستونو میبینن و میارن واسه منو نوشته هام...حالا اگه ما آرومم نباشیم...با آرامشتون آروم میشیم... نقطه مشترک واژه هام...آرامش... آرامش واژه هام تقدیم شما...:flowerysmile: من سه نقطه چینم بعد از واژه...
  12. sam arch

    بدو بدو جواب بده؛ سوال بپرس

    سوال بر بالای این ستون‌ها گاوی با دو سر انسان به پایین نگاه می‌کند. این توضیح مربوط به ستون های کدام بنا از دوره هخامنشی است؟ 1.کاخ آپادانا 2.تالار شورا 3.تالار صد ستون 4.آتشکده
  13. sam arch

    بدو بدو جواب بده؛ سوال بپرس

    گزینه 4 البته دو پهلوه سوال.. گاهی هنرمندان معمار بویژه در شیوه‌ دوری به جای ستون‌هایی که جنبه زیبایی داشتند، نه باربری، به جای ستون‌های معمول که پیشتر توضیح داده شد از مجسمه‌های زن استفاده می‌کردند. این مجسمه‌ها اصطلاحاً کاریاتید نامیده می‌شوند. معبد ارکتیوم، نزدیک دیوار شمالی آکروپلیس در یونان، نمونه‌ای از این ستون‌ها را دارد.
  14. باب دهم معمار:هری سایدلر معماری:خانه رز سایدلر متولد وین در سال 1923 بود و از بریتانیا و کانادابه دانشگاه هاروارد رفته بود و زیر نظر والتر گروپیوس اموزش معماری دیده بود .او با فارغ التحصیلی در سال 1945 شغلی در دفتر کار مارسل بروئر درنیویورک اختیار کرد و بر روی خانه های متعددی شامل کلبه ی چیمبرلینو خانه شخصی بروئر کار کرد. وی تبدیل به یک پیرو علاقه مند استادان خود گردید و هنگامی که نزد والدینش در سیدنی امد خانه ای را به سبک بروئر برایشان طراحی کرد و طرح این خانه کپی دقیق خانه ای است که سایدلرهمراه با اردی تامسون همگامی که در نیویورک بود طراحی کرد وخانه رز سایدلر فقط به خاطر واقع شد نش در خاک استرالیا یک خانه استرالیایی محسوب می شود. The Berman House by Harry Seidler خانه ی رز سایدلر جایزه ی معماری برجسته ی سر جان سولمان که به خانه ی رز سایدلر در سال 1951 تعلق گرفت،نشان دهنده ی پذیرش مدرنیسم باهاوس،در معماری استرالیا بود. خانه ی رز سایدلر از هر جهت،یک کالای وارداتی خارجی بود.هری سایدلر خود به تازگی وارد این کشور شده بود،او که متولد وین در سال 1923 بود،از بریتانیا و کانادا به دانشگاه هاروارد رفته و زیر نظر والتر گروپیوس،آموزش معماری دیده بود.او با فارغ التحصیلی در سال 1945 شغلی در دفتر کار مارسل بروئر در نیویورک اختیار کرد و بر روی خانه های متعددی ،شامل کابه ی چیمبرلین و خانه ی شخصی بروئر در نیوکینان در کانتیکات کار کرد.وی تبدیل به یک پیرو علاقه مند استادان خود گردید و هنگامی که نزد والدینش در سیدنی آمد،خانه ای را به سبک بروئر برایشان طراحی کرد،طرح این خانه،کپی دقیق خانه ای است که سایدلر همراه با آر دی تامسون هنگامی که در نیویورک بود طراحی کرد.خانه ی رز سایدلر که در حومه ی شهر سیدنی،به نام تورامورا واقع شده است،فقط به خاطر واقع شدنش در خاک استرالیا ، یک خانه ی استرالیایی محسوب می شود. طرح این خانه یک مکعب نمونه ی بروئر است که از زمین رشد کرده و به اطراف کنسول شده است،خانه دارای پلان U شکل ،همراه با اتاق خواب هایی در یک بال و فضاهای نشیمن،در بال دیگر می باشد که توسط یک فضای خانوادگی چند منظوره و تراسی باز از یکدیگر جدا شده اند،تراسی که بیشتر شبیه قسمتی از مکعب کلی طرح می باشد و بیشتر مانند یک اتاق به نظر می رسد. علی رغم این حقیقت که خانه،طرحی دست دوم دارد،یکی از نکته های جالب آن،ارتباط میان خانه و زمین آن می باشد.یک شیب تند رو به شمال،که دید های وسیعی بر فراز دره ی جنگلی دارد،کنده شده و با دیوارهای حائلی از سنگ طبیعی که مانند لنگرهایی ساختمان را به زمین اطراف آن پیوند می دهند حفاظت شده است. مکعب اصلی ساختمان ،بر روی این سکو با ارتفاع یک طبقه روی زمین قرار می گیرد و دارای یک پارکینگ ،یک اتاق کار و هال ورودی کوچکی می باشد که در پای طرح کنده کاری شده است.یک پله ی مستقیم ساده ،از هال ورودی برخاسته و به میان طبقه ی اول،در همجواری یک وید کوچک پشت یک تراس چوبی،منتهی می شود.کمی جلوتر وسیله ی مورد علاقه ی بروئر قرار دارد،یک شومینه ی سنگی مستقل،همراه با دودکش که نشیمن و ناهارخوری را از یکدیگر جدا می کند.از سمت چپ اتاق خانواده و آشپزخانه،می توان به تراز بالایی کناره ی محوطه وارد شد. سایدلر زبان اولیه ی معماری را از بروئر آموخت،اما از اشتباهات استاداش نیز پند گرفت.خانه ی ساخته شده در نیوکینان به دلیل طول بیشتر از حد کنسول های چوبی دچار ریزش شد.خانه ی رز سایدلر نیز دارای دیوارهای چوبی می باشد،اما آن ها بر روی یک کف بتنی مسلح قرار گرفته اند که توسط دیوارهای بتنی و ستون های فولادی باریک وگرد حفاطت می شوند.تیرهای کنسول شده ی بتنی،تراسی را تعریف می کنند که از آن یک رمپ طولانی چوبی ،تا جلوخان طرح پایین می رود.نماهای جعبه ی ساختمان،آزادانه ترکیب بندی شده اند تا با فضاهای پشتی سنخیت داشته باشند،در این نماها پانل ها شیشه ای مرتفع با صفحات چوبی ترکیب شده و هر از چندگاهی توسط پنجره های معمولی سوراخ شده اند.یک نقاشی دیواری آبستره که توسط معمار طرح کشیده شده است،یکی از دیوارهای اتاق تراسی طرح را می پوشاند. [Hidden Content]
  15. سلام به روی ماه برگ هایی که طاقت ندارن روی شاخه بمونن.....به اونایی که زردن...نارنجین....قرمزن.....اونایی که لذت خش خش....صدای پاییزو به ما میدن.....اونایی که میدونن هر بهاری...خزونی داره..... سلام به نسیم هایی که آروم میان......و میرن تا برسن به ته کوچه آذر......اونجا که فرشته ای متولد شد.....و سلام آخرم برای همه ی اونایی که پاییزین....:flowerysmile:
  16. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    MERCEDESE BENZ MEUSEUM STUTTGART-GERMANY 2002
  17. لینک زیر مربوط به فیلمی کوتاه با زمان 55 ثانیه است که کانسپت اصلی کار رو نشون میده.... وقت زیادی نمیگیره دانلودش رو توصیه میکنم...مخصوصا برای بچه هایی که برای نمونه مشابه میخوان از فیلم با زمان کوتاه استفاده کنن...:flowerysmile: [Hidden Content]
  18. باب نهم معمار:فیلیپ جانسون معماری:خانه شیشه ای فیلیپ کورتلیو جانسون زاده ۸ ژوئیه ۱۹۰۶ در کلیولند، اوهایو، و درگذشته ۲۵ ژانویه ۲۰۰۵، معمار برجستهٔ آمریکایی بود. وی در سال ۱۹۳۰ کرسی سازمان معماری و نیز طراحی در موزه هنر مدرن در شهر نیویورک را از آن خود کرد. در سال ۱۹۷۸ در زمانی که هیأت امنا آن موزه بود، از طرف موسسه معماران آمریکا به دریافت مدال طلا نائل گردید. و نهایتا در سال ۱۹۷۹ جایزه معماری پریتزکر را از آن خود کرد. او فارغ التحصیل مدرسه طراحی دانشگاه هاروارد بود. وقتی جانسون د ژانویه سال ۲۰۰۵ از دنیا رفت، دیوید ویتنی که در تمام طول دوران زندگیش از دوستان نزدیکش بود نیز چند ماه پس از مرگ وی در ۱۲ ژوئن همان سال از دنیا رفت. جانسون در کلیولند، اوهایو بدنیا آمد. وی از نژاد خانواده جانبین (جانسون) از نیو آمستردام بود. اجداد وی که از اولین طراحان نقشه شهر نیو آمستردام برای پیتر اِستیو وسنات بودند. او در مدرسه هالکی در تری تاون نیویورک شرکت کرد و در دانشگاه هاروارد بعنوان یک شاگرد تازه‌وارد کارش را روی تاریخ و فلسفه بویژه فلسفه سقراطی متمرکز نمود. جانسون بخاطر چند سفر به اروپا در تحصیلاتش وقفه انداخت. از وقتی که شروع به تحصیل کرد این سفرها به تناوب ادامه داشت. او از کلیسای شارتره، پارتنون و سایر یادبودهای تاریخی دیدن کرد که همین کار باعث شد که وی بیش از پیش مجذوب معماری شود. در سال ۱۹۲۸ جانسون با معمار لودویگ میس فن در روهه ملاقات کرد. وی در زمان طراحی غرفه آلمان برای نمایشگاه بین‌المللی در بارسلونا در سال ۱۹۲۹ شرکت داشت. این ملاقات باعث الهام بخشی به جانسون شد و پایه‌های ارتباط صمیمانه کاری و رقابتی در تمام طول زندگی را بنا نهاد. در برگشت از آلمان، جانسون تبدیل به یک مبلغ این معماری جدید شده بود. تور مسافرتی اروپا را که با دوستانش آلفرد اچ بار، جی آر و هنر راسل هیچکاک می‌رفت به طور جامع و فراگیری بر آزمایش روی جدیدترین و دست اول‌ترین روند معماری بود. سه گروه از کشفیات آنها بعنوان نقطه عطفی است که نشان دهنده سبک بین‌المللی است . نمایش معماران محوری چون له کربوزیه، والتر گروپیوس و میز ون درروهه از دهه ۲۰ و ۳۰ میلادی تاثیرات خود را تدریجاً بر آمریکاییان گذاشت. در سال ۱۹۳۰ جانسون جزء هواداران حزب نازی شد و عقاید ضد یهودی خود را به چاپ رساند. وی سالها بعد گفت که من هیچ گونه عذری برای این کار احمقانه‌ام ندارم .... نمی‌دانم که چگونه باید کفاره گناهم را پس دهم. در کتابی که جانسون و هیچکاک از نویسندگان مشترک آن بودند به بحث در خصوص شیوه جدید و مدرنی می‌پردازد که از سه اصل رسمی تابعیت می‌کند : تأکید بیشتر بر حجم معماری باشد تا جرم رد تقارن رد تزئینات کار بردی در تعریف حرکت از دید منتقدان بعنوان یک شیوه با خصوصیتها و ویژگی فرمالبیان شده‌است و آنرا در زمینه اجتماعیو سیاسیکم اهمیت جلوه داده‌اند که بسیاری از کارورهای اروپایینیز در آن سهیم هستند. جانسون بعنوان یک هوادار از معماری مدرنبه کارش ادامه داد و از موزه هنر مدرنهمانند یک دانش آموز بسیار خوب استفاده می‌کرد. وی اولین بازدید لوکربوزیهاز ایالت متحده را در سال ۱۹۳۵ را تنظیم کرد و سپس به آوردن میز ون در روههو نیز مارسل بروربعنوان مهاجران سیاسی به ایالات متحده پرداخت. آخرین کار جانسون برای یکی امیرنشینان کشورهای خلیج فارس ساختمان پست و تلگراف خانه ی شیشه ای طرح خانه ی جانسون معمولا با خانه ی فارنزوورت اثر میس ون در رو مقایسه می شود، فیلیپ جانسون یکی از دوستان و طرفداران میس بود و مطمئنا با طرح خانه ی فارنزوورت آشنایی داشت، اگرچه خانه ی خودش زودتر از آن به اتمام رسیده بود. این دو خانه ،علی رغم تشابهات واضح ،دارای تفاوت هایی اساسی در کانسپت خود هستند،در حالی که خانه ی فارنزوورت،ترکیبی از پلان های شناور است،خانهی جانسون،مکعبی ریشه دوانده در خاک می باشد.عنصر مشخصه ی آن نه شیشه هایی که ساختمان را احاطه کرده،بلکه یک استوانه ی آجری،شامل شومینه و حمام است که از یک کف آجری برخاسته و به داخل سقف نفوذ می کنئ.این فرم عمودی قوی ،همچون دیرکی در داخل سایت فرو رفته و توجه بیننده را به دید و منظر اطراف آن جلب می کند.در رابطه با این موضوع ،خانه بیشتر مدیون فرانک لوید رایت می باشد تا میس ون در رو.جانسون این طرح را به یک مکعب (اردوگاه)تشبیه کرده،یعنی آتش و سکویی روی زمین که از آنجا می توان با آسودگی طبیعت را مشاهده کرد. اگر این خانه یک کمپ باشد،مطمئنا نوع کاملا متمدنی از آن است.جانسون در سال 1949 یک چهره ی کاملا موثر در معماری شناخته می شد،چرا که قبل از آن،نمایشگاه سبک بین المللی را در سال 1932 در نیویورک سازماندهی کرده بود،اما او یک دوستدار متمول غیرحرفه ای هنر بود و به تازگی از مدرسه ی معماری هاروارد فارغ التحصیل شده بود،بنابراین طرح خانه ی جانسون باید هم نشانه ای از ورود او به عنوان یک معمار حرفه ای به شغلش می داشت و هم یک خانه ی راحت برای شخصی خوش ذوق محسوب می شد.این کمپ با کارهای هنری جالب توجه آراسته شده و شامل تابلوی مراسم تدفین فوشن اثر نیکولاس پوسین در یک قاب فلزی بی پیرایه،صندلی های بارسلونی کلاسیک اثر میس و گنجه های زیبایی،ساخته شده از چوب درخت گردو برای تقسیم فضا می باشد. و شاید مهم تر از این ها این باشد که سکوی جناقی آجری زمین،از داخل گرم شده و دیوارهای شیشه ای،ساکنین را از باد و برف نیوانگلند محفوظ می دارند.در خانه ی فارنزوورت،سازه حرف اول را می زند،فولادهایی با مقطع H نقش ستون هایی کلاسیک را ایفا می کنند،اما در خانه ی جانسون ستون های فولادی تنها قسمتی از قاب نگهدارنده ی شیشه هستند.جزئیات ساختمانی ،مرتب و به سبک میس هستند اما معنای سازه ای ندارند.چهار در یک لایه که هر کدام در وسط دیواری قرار دارند،به عنوان هواکش محسوب شده و خانه را حتی در گرم ترین روزها خنک نگه می دارند. خانه ی شیشه ای از یک جهت،تنها نیمه از یک خانه است.میهمانان در یک سازه ی دیگر جای داده می شوند که مدلی منفی از این ساختمان و به صورتی آجری و سخت است.این خانه ی آجری در همان زمان ساخته شد،اما از نظر سبک طراحی به دوران دیگری تعلق دارد،حجمی سه طبقه که داخل آن،یک سازه ی پوسته مانند از گنبد کم عمق وجود دارد و با قوس های نرم و ستون های ظریف ترکیب شده است،صبحانه خوری موجود در خانه ی لندن اثر جان سوان یک منبع الهام تصدیق شده برای این طرح است.با توجه به این مسئله از کارهای بعدی پست مدرن جانسون،مانند برج T&AT در نیویورک کمتر شگفت زده می شویم. خانه ی میهمان،فرم ساده تری از خانه ی شیشه ای است،بنابراین تبدیل به یک نمایشگاه می گردد،مانند یک معبد کلاسیک در باغی بریتانیایی و خوش منظره.قرار گرفتن این طرح بر روی یک شیب تند،باعث شده تا برخی آن را به پارتنون یک آکروپلیس کوچک تشبیه کنند.مقایسه هایی مانند این،توسط شخص جانسون نیز به سهولت تصدیق شده اند.او در سال های بعد،زمین های بیشتری را در اطراف سایت پروژه خریداری نمود و آن را از 2 هکتار به 16 هکتار گسترش داد و خانه های متعدد دیگری ساخت که برخی مانند کارگاه ساخته شده در سال 1980،عملکرد گرا بوده برخی مانند قصر کوتوله ی اویل ،برای نگاه کردن از دریاچه ی پایین دست شیب طراحی شده اند.
  19. نمی دونم امشب از کجا شروع کنم.... من و نوشته هام برای اولین بار قد دلتنگی رو نمیدونیم... از دالش بگم...دوری...درحالی که نزدیک بود...در من بود....با من بود... از لامش بگم...لرزش دل...در حالی که گرم بود به یادش...به نگاهش...به لبخندش... از تاش بگم...ته مانده ی رویام...که حالا چون واقعی شده دیگه سخته بگم ول کن....حالا یک شبه دیگه رویاشو می بینم... از نونش بگم...نزدیکی دلامون...که جفت هم نشسته بودن...به ما دلگرمی می دادن... از گافش بگم...گریه های چشمام...نه جاری شدن اشک...این گریه رو فقط اون میدوته... و دست آخر از یاش...که یادش بود...اگر این نبود...بقیه حرفا تبدیل به واژه نمی شد... من و نوشته هام برگشتیم...اومدیم...دیدیمت... چه خوبه...چه خوبه که بعد از دیدار بگیم...هیس...بذار فقط نگات کنم... من به اندازه ثانیه های دوری می خوام نگات کنم... بعد یک لبخند...هدیه واسه ما...هدیه صبرمون.... این واژه ها تقدیم هرکی که دلتنگ شده و حاله الانم که بعد دلتنگیه تقدیم به اونی که الان داره این نوشته هارو می خونه... من سه نقطه بعد از نقطه چین...
  20. loud بار
×
×
  • اضافه کردن...